
تازه وارد به اینجا؟ممکن است از طریق ایمیل یا فید RSS به روزرسانی کنید. با تشکر از بازدید شما!

هر زمان که انتخاب کنید ، هزینه ای وجود دارد.
با انتخاب خرید یک مورد ، فرصتی را برای خرید موارد دیگر منتقل می کنید. با انتخاب یک کار ، این فرصت را برای گذراندن وقت خود برای هر چیز دیگری می گذرانید. هزینه فرصت همان چیزی است که ما برای داشتن چیزی که انتخاب می کنیم تسلیم می شویم.
بیایید به یک مثال نگاه کنیم.
تصور کنید که شما یک شرکت تحویل دارید. شما 10،000 دلار برای هزینه تجهیزات جدید دارید. شما می توانید یک کامیون جدید برای اضافه کردن به ناوگان خریداری کنید ، اما پس از آن نمی توانید رایانه های ده ساله را در دفتر اصلی جایگزین کنید. اما اگر رایانه های جدید خریداری می کنید ، تعداد زیادی کامیون برای تحویل در دسترس نخواهید داشت. مهم نیست که کدام گزینه را انتخاب کنید ، چیزی از بین می رود. این هزینه فرصت در عمل است.
در حالی که این مفهوم به طور مداوم در تجارت اعمال می شود ، اغلب در امور مالی شخصی نادیده گرفته می شود.
وقتی برای یک چیز از پول استفاده می کنید ، از آن پول نمی توان برای هر چیز دیگری استفاده کرد. به عنوان مثال ، اگر خانه ای را با پرداخت وام مسکن 1500 دلاری خریداری می کنید ، نمی توانید از این پول برای سفر یا بودجه بازنشستگی خود استفاده کنید.
هزینه های فرصت نه خوب است و نه بد. آنها به سادگی قیمتی هستند که شما می پردازید تا آنچه را انتخاب می کنید. مشکل زمانی پیش می آید که انتخاب هایی که انجام می دهید عمدی نیست - وقتی آنها را از رفلکس یا عادت خارج می کنید.
هر بار که پول خرج می کنید ، هزینه فرصت همراه با آن وجود دارد. اما شما فقط انتخاب های دیگر را در زمان حال قربانی نمی کنید. شما همچنین آزادی آینده خود را فدا می کنید.

جادوی ترکیب
بنیامین فرانکلین ، دولتمرد آمریكایی ، با گفتن اینكه ، "یك پنی پس انداز شده یك پنی به دست آمده است."در واقعیت ، یک سکه ذخیره شده دو سکه به دست آمده - یا بیشتر.
هنگام خرید چیزی ، پس از دلار دلار هزینه می کنید. به عنوان مثال ، اگر می خواهید 23000 دلار جدید Mini Cooper خریداری کنید ، پس از پرداخت دولت از پول باقی مانده استفاده می کنید. اما برای به دست آوردن این 23،000 دلار ، متوسط آمریکایی باید 30،000 دلار درآمد کسب کند. 7000 دلار دیگر-به شکل 5-1/2 هفته کار-به مالیات می رود.
یک دلار پس انداز شده بیش از یک دلار خرج شده ارزش دارد.
در ایالات متحده ، جایی که بار مالیاتی در مقایسه با سایر کشورها کم است ، متوسط کارگر باید 1. 33 دلار درآمد کسب کند تا 1. 00 دلار باقی بماند.(در برخی از کشورها ، یک کارگر ممکن است برای درآمد 1. 00 دلار 2. 00 دلار درآمد داشته باشد.)
اما بدتر می شود!
اگر یک دلار خرج کرده اید که می توانستید سرمایه گذاری کرده باشید ، فقط آن دلار را از دست نمی دهید بلکه بازده آینده ای را که ممکن است در آن کسب کرده باشید ، از دست می دهید. با فرض رشد معمولی در بازار سهام ، این دلار از این پس ارزش 1. 93 دلار از هم اکنون-و 7. 20 دلار در سی سال است.(این اثر "ترکیب" نامیده می شود ، که بنا به گزارش انیشتین "قدرتمندترین نیروی جهان" نامیده می شود.)
حال ، تماشا کنید که وقتی هزینه فرصت و ترکیب با هم جمع می شود چه اتفاقی می افتد.
برفی ثروت
برای داشتن یک جیب باید بیش از یک جیب درآمد کسب کنید. و اگر آن را خرج می کنید ، ارزش آینده آن را نیز خرج می کنید.
به طور متوسط ، هنگامی که شما مالیات را در نظر می گیرید ، هر دلار که یک آمریکایی خرج می کند ، 2. 57 دلار ارزش را در ده سال یا 9. 57 دلار در سی سال نشان می دهد.(اگر در خارج از ایالات متحده زندگی می کنید ، عواقب هزینه آن دلار احتمالاً حتی بیشتر است.)
خط پایین؟هزینه فرصت هزینه یک دلار امروز ده دلار است که می توانستید در بازنشستگی داشته باشید.
در حقیقت ، این مفهوم واحد سنگ بنای ثروت وسیع میلیاردر وارن بافت است. او این ایده را در زمان ده سالگی به رسمیت شناخت و از آن زمان تاکنون تصمیمات وی را راهنمایی می کند. در اینجا نقل قول از زندگی نامه اخیر بافت:
نحوه منفجر شدن اعداد در حالی که با گذشت زمان با سرعت ثابت رشد می کردند ، این بود که چگونه مبلغ اندک می تواند به یک ثروت تبدیل شود.[بافت] می تواند اعداد را به وضوح تصویر کند ، همانطور که یک گلوله برفی هنگام چرخیدن آن در چمن زنی رشد کرد. وارن شروع به فکر کردن در مورد زمان به روشی متفاوت کرد. ترکیبی که زمان حال را با آینده ازدواج کرد. اگر امروز یک دلار به ارزش ده سال از این پس از این دو دلار ارزش داشت ، پس از آن در ذهن او این دو یکسان بودند.
این ایده برای فلسفه بافت بسیار مهم است که نویسنده کتاب را پس از آن نامگذاری کرده است: The Snowball.(به هر حال این یک کتاب عالی است. من آن را توصیه می کنم.)
بسیاری از متخصصان از مردم می خواهند از روش "برفی بدهی" استفاده کنند تا به سرعت آنچه را که مدیون هستند بپردازند. در اینجا در Get Rich به آرامی ، من می خواهم که شما پس از بدهی همان مفهوم را در زندگی اعمال کنید.
هدف شما ، مانند وارن بافت ، باید ایجاد یک گلوله برفی ثروت باشد.

وقتی به مواردی مانند وارن بافت نگاه می کنید ، راحت تر می بینید که پس انداز فداکاری نیست. وقتی پس انداز می کنید ، این پول هنوز خرج شده است. فقط برای مرسدس یا یک خانه بزرگ هزینه نشده است. این صرف خرید آینده شما است.
هزینه فرصت برای شروع اواخر ، خرید احمقانه یا سرمایه گذاری بد از دست رفته درآمد یا ترکیب از دست رفته نیست. این زمان گمشده است - تجربه از دست رفته و زندگی از دست رفته.
من استدلال نمی کنم که شما باید مانند یک راهب زندگی کنید. دور از آن! اما مهم است که هزینه های فرصت هر خریدی را که انجام می دهید در نظر بگیرید. هنگامی که چیزی خریداری می کنید ، باید این کار را عمداً انجام دهید زیرا هزینه فرصت خرید Impulse بسیار زیاد است.
هزینه های ذهن آگاهانه
من مفهومی به نام هزینه های آگاهانه را تأیید می کنم ، که من از Ramit Sethi یاد گرفتم ، نویسنده من به شما می آموزم که ثروتمند باشید.
ستی می گوید: "یک اسپندر آگاه بودن در مورد تطبیق پول شما با ارزش های شما بدون گناه است.""این در مورد هزینه های عجیب و غریب برای چیزهایی است که شما دوست دارید در حالی که هزینه های خود را برای چیزهایی که انجام نمی دهید."(برخی از کارشناسان از اصطلاح "هزینه های آگاهانه" برای اشاره به همان مفهوم استفاده می کنند.)
هزینه های آگاهانه به معنای انتخاب فعال برای خرج کردن در بعضی چیزها و نه برای دیگران است.
این را با نحوه خرج کردن بیشتر مردم تضاد کنید.
ما چیزهایی را خریداری می کنیم زیرا انتظار می رود. ما هزینه می کنیم تا آنچه افراد دیگر دارند داشته باشیم. ما برای عضویت در سالن های بدنسازی که هرگز از آنها استفاده نمی کنیم ، در مجله هایی که هرگز نخوانده ایم ، ثبت نام می کنیم و برای باشگاه های گلف که در گاراژ دفن می شوند ، می پردازیم. ما در فروشگاه های مواد غذایی یا حتی در مورد کالاهای بزرگ مانند رایانه و اتومبیل ، خریدهای ضربه ای را انجام می دهیم. به عبارت دیگر ، ما اغلب بدون فکر کردن صرف می کنیم.
هزینه های فرصت این خریدهای ناخودآگاه قابل توجه است. ما امروز آینده خود را برای لذت های کمتر قربانی می کنیم.
اما با هزینه های آگاهانه ، شما هر خرید را ارزیابی می کنید ، از خود می پرسید:
- "چرا من این را خریداری می کنم؟آیا این مرا شادتر خواهد کرد؟آیا این به من کمک می کند تا اهداف بلند مدت خود را برآورده کنم؟ "
- "آیا من ترجیح می دهم اکنون این را داشته باشم ، یا ترجیح می دهم سال آینده چیزی بزرگتر و بهتر داشته باشم؟"
- "آیا گزینه های ارزان تر و ارزان تری وجود دارد؟آیا می توانم این را قرض بگیرم؟آیا می توانم آن را خریداری کنم؟ "
هزینه های ذهن شما را مجبور می کند تا از هر خریدی که می کنید آگاه شوید.
شما قیمت سبک زندگی خود را پرداخت می کنید
برای مدت طولانی ، من مایل بودم هر ماه 200 دلار برای برنامه های بدنسازی و تناسب اندام هزینه کنم زیرا انجام این کار به من کمک کرد تا پنجاه پوند را از دست بدهم و متناسب شوم. من یک تصمیم فعال و آگاهانه برای خرج کردن آن پول گرفتم و مطمئن شدم که ارزش آن را به دست آورده ام. من تشخیص دادم که در آینده چیزهای زیادی را قربانی می کنم ، اما معتقدم که سلامتی بهبود یافته من پاداش ارزشمندی است.
از طرف دیگر ، من حاضر نیستم یک ماشین جدید داشته باشم. ملاحظات مالی گذشته ، من به اندازه کافی به ویژگی ها و فلاش اهمیت نمی دهم تا چنین خریدی ارزشمند باشد. با این حال ، برای شخص دیگری ، این خودرو ممکن است یک خرید ارزشمند باشد و عضویت در سالن بدنسازی هدر دادن پول باشد.
ستی می گوید: "چیزهایی وجود دارد که ما آنها را دوست داریم ، و هزینه کردن آنها اشکالی ندارد.""اما شما نمی توانید همه چیز را داشته باشید. بنابراین از خود بپرسید که در مورد هزینه ها به چه چیزی اهمیتی نمی دهید. انتخاب کنید که به جای آن پول خود را برای آنچه دوست دارید خرج کنید. "
همکار من تاد Tresidder ، مربی مالی ، یک بار آن را برای من توضیح داد: "سطح راحتی را که برای شما مناسب است تصمیم بگیرید. حق یا غلط وجود ندارد. شما فقط باید مایل باشید که قیمت زندگی خود را انتخاب کنید."
- اگر تصمیم به صرفه جویی در آینده دارید ، در حال حاضر از راحتی خودداری می کنید.
- اگر امروز زندگی بزرگ را انتخاب می کنید ، فردا یک ثروتمندتر را فدا می کنید.
این هزینه فرصت در عمل است. هیچ یک از گزینه ها صحیح نیست ، اما شما نمی توانید هر دو را داشته باشید. این وظیفه شماست که تصمیم بگیرید که مهمترین آنها چیست. به راستی ، تعادل وجود دارد.
وقتی خرج می کنید ، مطمئن باشید که با هدف و رسالت شما مطابقت دارد.

- قسمت اول به این سؤال پاسخ داد: "استقلال مالی چیست؟"
- قسمت دوم نگاه کرد که چرا باید زندگی خود را مانند یک تجارت اداره کنید.
- قسمت سوم نحوه نوشتن بیانیه ماموریت شخصی را توضیح داد.
- قسمت چهارم اهمیت نرخ پس انداز را مورد بررسی قرار داد.
- قسمت پنجم نشان داد که چرا بهترین راه برای هزینه کمتر ، کاهش چیزهای بزرگ است.
- قسمت ششم همه چیز در مورد چگونگی کسب درآمد بیشتر بود.
در سال 2006 ، J. D. Get Rich را به آرامی تأسیس کرد تا تلاش خود را برای خارج شدن از بدهی ثبت کند. با گذشت زمان ، او یاد گرفت که چگونه پس انداز کند و چگونه سرمایه گذاری کند. امروز ، او موفق شد به بازنشستگی زودرس برسد! او می خواهد به شما در تسلط بر پول خود - و زندگی شما کمک کند. بدون کلاهبرداریبدون حیلهفقط مشاوره پول هوشمند برای کمک به شما در رسیدن به اهداف خود.
راهنمای تجارت فارکس...
ما را در سایت راهنمای تجارت فارکس دنبال می کنید
برچسب :
نویسنده : نسیم خاکسار
بازدید : <-PostHit->
تاريخ : يکشنبه
31 ارديبهشت
1402 ساعت: 15:34