این مقاله به طور خلاصه تجزیه و تحلیل هایی را که برای ارائه دیدگاه روشنی در مورد درک فعلی ما از اشکالات RPI انجام شده است ، خلاصه می کند.
این آخرین نسخه است.
اطلاع
هنگام انتشار این مقاله ، اظهار داشتیم که علل تخمین زده شده تفاوت بین نرخ تورم RPI و CPIH ، ارائه شده در شکل 1 ، "ممکن است مشمول اصلاحات کوچک باشد". در سپتامبر سال 2018 ، با بررسی و بهبود تفاوت بین نرخ تورم بدون مرز ، ما سری مؤلفه های اصلاح شده را منتشر کردیم. اصلاحات جزئی بر "استهلاک مسکن و سایر هزینه های مسکن (RPI)" و سری "سایر تفاوت ها در پوشش" تأثیر گذاشت و در نتیجه طبقه بندی مجدد یک مورد واحد است. اختلاف عناوین از تغییر بی تأثیر بود.
تاریخ انتشار: 8 مارس 2018
فهرست مطالب
- پیشگفتار توسط آماری ملی
- زمینه
- اثر فرمول
- اندازه گیری هزینه های مسکن اشغالگران مالک
- وزن و پوشش جمعیت
- جمع آوری داده ها و طبقه بندی کالاها و خدمات
- نتیجه گیری
- ضمیمه A: مثال رانش زنجیره ای و گزاف گویی قیمت
1. پیشگفتار توسط آماری ملی
مسئله اندازه گیری تورم بسیار مهم است و به طور مستقیم یا غیرمستقیم بر افراد و مشاغل در سراسر انگلیس تأثیر می گذارد. این نقش دفتر آمار ملی (ONS) برای تدوین اقدامات خوب برای تغییر قیمت ها و هزینه هایی است که برای طیف گسترده ای از کاربردها مناسب است.
این سند تجزیه و تحلیل هایی را که برای ارائه دیدگاه روشنی در مورد درک فعلی ما از اشکالات شاخص قیمت خرده فروشی (RPI) انجام شده است ، خلاصه می کند. به طور کلی ، RPI یک معیار بسیار ضعیف از تورم عمومی است ، در بعضی مواقع بسیار زیاد تخمین زده می شود و در بعضی مواقع دست کم گرفتن تغییرات در قیمت ها و نحوه تجربه این تغییرات است.
در سال 2013 ، RPI وضعیت خود را به عنوان یک آمار ملی از دست داد. موضع ما در مورد RPI واضح است: ما فکر نمی کنیم که این یک اندازه خوب از تورم است و استفاده از آن را دلسرد می کند. اقدامات دیگری نیز وجود دارد ، و هرگونه استفاده از RPI نسبت به این گزینه های بسیار برتر باید از نزدیک مورد بررسی قرار گیرد.
غالباً از آن سؤال شده است که چرا ONS RPI را برای رفع نقاط ضعف آن تغییر نمی دهد؟
در مرحله اول ، این مهم است که تشخیص دهیم که مشکلات RPI بسیار است: این فقط استفاده از فرمول کارلی نیست که یک نگرانی است. بدنه اصلی این سند این چالش ها را توضیح می دهد.
دلیل دوم ناشی از مشاوره ای است که توسط آماری ملی آن زمان در سال 2012 انجام شد ، هنگامی که گزینه تغییر RPI مطرح شد. این مشاوره نتیجه گرفت: "در حفظ استمرار سری طولانی مدت RPI موجود و بدون تغییر عمده ، برای کاربران ارزش قابل توجهی وجود دارد ، به طوری که ممکن است برای فهرست بندی بلند مدت و برای گودال ها و اوراق بهادار مرتبط با کاربر استفاده شود. انتظارات "این بیانیه مهم است ، نشان می دهد که برخی از کاربران علی رغم نقص های آن ، تداوم این شاخص را ارزیابی می کنند.
کار مداوم توسط ONS و دیگران این پرونده را در برابر RPI تقویت کرده است ، و شواهد نشان می دهد که احتمالاً تورم را بیش از حد نشان می دهد. در مورد میزان تعصب رو به بالا دقیق نیست زیرا هیچ اقدامی مناسب برای محک زدن در برابر آن وجود ندارد. با این حال ، وقتی آن را با سایر اقدامات مقایسه می کنیم ، می بینیم که نرخ تورم RPI در حال حاضر حدود 1 درصد بالاتر از CPIH و شاخص های هزینه های تجربی خانواده است.
بنابراین ، دوره ای که ONS در آن آغاز شده است ، دو برابر بوده است:
ایجاد مجموعه ای از اقدامات که قیمت ها و هزینه های متغیر را که مصرف کنندگان و خانواده ها با آن روبرو هستند بهتر می کند. این رویکرد ، شامل اقداماتی مانند شاخص قیمت مصرف کننده از جمله هزینه های مسکن اشغالگران مالک (CPIH) و شاخص های هزینه خانوار ، در یک مقاله جداگانه ارائه شده است
دلسرد کردن استفاده از RPI ، ضمن تشخیص نیازهای میراث
به دلایل مندرج در این سند ، RPI پتانسیل تبدیل شدن به یک اندازه گیری خوب از تورم را ندارد.
2. پس زمینه
در سالهای اخیر ، نرخ تورم قیمت خرده فروشی (RPI) حدود 1 درصد بالاتر از شاخص قیمت مصرف کننده از جمله هزینه مسکن اشغالگران مالک (CPIH) است ، اگرچه تفاوت بین این دو اقدام به طور قابل توجهی متفاوت است (شکل 1 را ببینید). به عنوان مثال ، در دوره بلافاصله قبل و در حین رکود اقتصادی ، نرخ RPI در مقایسه با CPIH به شدت کاهش یافت.
شکل 1 عوامل مؤثر در تفاوت بین دو اقدام را نشان می دهد ، و موضوعات مهم روش شناختی و مفهومی را برجسته می کند که می تواند تأثیر عمیقی بر میزان تورم اندازه گیری داشته باشد. دلایل مختلفی وجود دارد که RPI با CPIH متفاوت است:
"اثر فرمول" مشهورترین اینها است. خصوصیات ریاضی فرمول کارلی مورد استفاده در RPI سرعت رشد 12 ماهه را در حدود 0. 7 درصد افزایش می دهد در مقایسه با فرمول Jevons مورد استفاده در CPIH
درمان هزینه های مسکن برای صاحبان خانه ، که از لحاظ فنی به عنوان هزینه مسکن اشغالگران مالک (OOH) شناخته می شود. RPI از ترکیبی از پرداخت بهره وام و همچنین قیمت خانه به عنوان یک پروکسی برای استهلاک مسکن استفاده می کند ، این بدان معنی است که RPI به شدت تحت تأثیر قیمت خانه و نرخ بهره است ، همانطور که در شکل 1 نشان داده شده است.
سایر موضوعات مهم مربوط به پوشش RPI ، از جمله کالاها و خانوارها و نحوه وزن آنها در کنار هم
این مقاله در مورد این نکات گسترش می یابد و توضیح می دهد که در موارد نقاط ضعف با روشهای استفاده شده در RPI وجود دارد.
شکل 1: علل تفاوت بین نرخ تورم RPI و CPIH ، 2006 تا 2018
منبع: دفتر آمار ملی
یادداشت:
- هنگام انتشار این مقاله ، اظهار داشتیم که تخمین ها "ممکن است در معرض اصلاحات کوچک باشند". در سپتامبر سال 2018 ، با بررسی و بهبود تفاوت بین نرخ تورم بدون مرز ، ما سری مؤلفه های اصلاح شده را منتشر کردیم. اصلاحات جزئی بر "استهلاک مسکن و سایر هزینه های مسکن (RPI)" و سری "سایر تفاوت ها در پوشش" تأثیر گذاشت و در نتیجه طبقه بندی مجدد یک مورد واحد است. اختلاف عناوین از تغییر بی تأثیر بود.
این نمودار را بارگیری کنید شکل 1: علل تفاوت بین نرخ تورم RPI و CPIH ، 2006 تا 2018
3. اثر فرمول
شاخص های قیمت مصرف کننده در انگلستان به طور معمول از سه فرمول مختلف برای ترکیب نقل قول های قیمت فردی استفاده می کند. شاخص قیمت خرده فروشی (RPI) از فرمولهای Carli و Dutot استفاده می کند ، در حالی که شاخص قیمت مصرف کننده شامل هزینه های مسکن اشغالگران مالک (CPIH) و شاخص قیمت مصرف کننده (CPI) از فرمول Jevons به جای کارلی استفاده می کند.
خصوصیات ریاضی کارلی بدان معنی است که تورم قیمت با استفاده از آن با استفاده از جونز در همان سبد کالا و خدمات ، نمی تواند پایین تر از تورم باشد. شواهدی وجود دارد که نشان می دهد انتخاب فرمول تأثیر زیادی بر میزان تورم دارد. در گذشته اخیر ، این "اثر فرمول" به طور متوسط 0. 7 درصد امتیاز را به اندازه گیری RPI سالانه تورم در مقایسه با CPIH اضافه کرده است.
هیچ آزمایش ساده ای برای شناسایی بهترین فرمول استفاده وجود ندارد. می توان سناریوهای فرضی را تولید کرد که در آن می توان هر یک از فرمول ها را به دست آورد که نتایج معقول یا غیر منطقی را به دست آورد. بنابراین باید بر اساس طیف گسترده ای از شواهد و تجزیه و تحلیل ، یک حکم در دور گرفته شود.
در ژانویه سال 2013 ، کمیته مشاوره قیمت مصرف کننده نتیجه گرفت که "خواص آماری کارلی به معنای نامناسب بودن" برای استفاده در ترکیب قیمت های فردی است.
در سال 2015 ، بررسی مستقل آمار قیمت مصرف کننده انگلستان توسط پل جانسون به کاوش در کارلی و گزینه های دیگر از جمله جونز پرداخت. فصل 10 این گزارش ، اکتشاف مفصلی از شواهد پیرامون کارلی ، از جمله تعدادی از رویکردهای مختلف برای بررسی مناسب بودن فرمول های مختلف را ارائه می دهد. با در نظر گرفتن تمام شواهد ، این بررسی نتیجه می گیرد که:
"کارلی نباید در هیچ شاخصی با هدف دستیابی به تخمین خوب از تغییرات در قیمت مصرف کننده" و علاوه بر این که "برای استفاده مناسب نیست" استفاده شود.
هم کمیته مشاوره قیمت مصرف کننده و هم بررسی مستقل ، به تمرین بین المللی پرداخت و خاطرنشان کرد که سایر کشورها از استفاده از کارلی دور شده اند. به عنوان مثال ، کانادا در سال 1978 استفاده از کارلی را متوقف کرده بود و از 30 کشور مورد بررسی در دفتر آمار ملی (ONS) در سال 2012 (PDF ، 152KB) ، هیچکدام از کارلی استفاده نکردند. راهنمای عملی سازمان ملل متحد برای تولید شاخص های قیمت مصرف کننده می گوید:
"نتیجه اصلی این است که فرمول کارلی برای میانگین حسابی از بستگان قیمت نسبت به روند متوسط قیمت کالاها دارای تعصب صعودی است. به ویژه ، کارلی از عدم انتقال به عنوان مثال رنج می برد. در نتیجه ، این یک فرمول است که باید از آن اجتناب کرد و برخی قضاوت می کنند که باید ممنوع باشد. "
مسئله انتقال یا "گزاف گویی قیمت" در ضمیمه A شرح داده شده است.
فرمول کارلی دیگر بهترین روش بین المللی نیست. این دلیل اصلی این است که RPI وضعیت آمار ملی خود را در سال 2013 به دنبال ارزیابی توسط اداره آمار انگلیس (PDF ، 99KB) حذف کرد.
استدلال های بعدی به نفع کارلی وجود داشته است. پانل مشاوره فنی ONS در مورد قیمت مصرف کننده برخی از موضوعات را در ژانویه سال 2016 بررسی کرد ، هنگامی که مقاله ای از دکتر مارک کورتنی در نظر گرفته شد ، اما دوباره نتیجه گرفت که در زمینه جمع آوری قیمت در عمل ، فرمول کارلی کمتر از Jevons استو فرمول های DUTOT.
با توجه به این شواهد ، دیدگاه ONS این است که کارلی یک روش مناسب نیست و استفاده از آن احتمالاً منجر به تعصب صعودی نسبت به اقدامات تورم خواهد شد.
تأثیر اثر فرمول در سال 2010 مورد توجه قرار گرفت ، هنگامی که ONS تعدادی از تغییر در جمع آوری قیمت پوشاک ، عمدتاً برای افزایش اندازه نمونه و بهتر منعکس کننده الگوهای هزینه مصرف کننده را ارائه داد. این تغییرات تقریباً دو برابر اثر فرمول را نشان داده و برای نشان دادن نقاط ضعف کارلی عمل کرده است. برخی از وسایل لباس در این دوره میزان تورم غیرممکن را نشان دادند.
شکل 2 تغییر در قیمت معمولی وسایل لباس بین ژانویه 2010 و ژانویه 2018 ، در مقایسه با افزایش شاخص قیمت با استفاده از روش های کارلی و جونز نشان می دهد. هر نشانگر برای یک مورد لباس خاص در رده لباس گسترده تر است. نتیجه مورد انتظار می تواند قیمت های معمولی باشد و شاخص ها با همان نرخ رشد کنند (خط "مورد انتظار" در شکل). با این حال ، ما به دلیل اتصال زنجیره ای و فرمول مورد استفاده ، انتظار برخی از تغییرات را داریم. علاوه بر این ، تغییرات در نمونه نیز به عنوان انحراف از خط مورد انتظار ظاهر می شود.
برای شاخص Jevons ، موارد مختلف نسبتاً نزدیک به خط مورد انتظار هستند. از طرف دیگر ، هنگام استفاده از کارلی ، افزایش شاخص قیمت بسیار بیشتر از افزایش قیمت معمولی است. ما حدود 20 مورد لباس را می بینیم که در آن شاخص کارلی نشان می دهد که قیمت ها بیش از 100 ٪ افزایش یافته است ، با وجود قیمت معمولی یک مورد که بیش از 50 ٪ یا بیشتر در حال افزایش است. همان داده های قیمت به دلیل فرمول مورد استفاده ، نتایج بسیار متفاوتی را ارائه می دهند.
از نظر ما ، واضح است که مجموعه قیمت لباس در حال تغییر ، کاستی های جدی را در فرمول کارلی در معرض دید قرار داده است.
شکل 2: مقایسه شاخص قیمت و تغییر قیمت متوسط برای وسایل پوشاک ، با استفاده از فرمول های کارلی و جونز ، ژانویه 2010 تا ژانویه 2018

منبع: دفتر آمار ملی
یادداشت:
- برای وضوح ، نمودار تعداد کمی از مواردی را که نشان داده اند کاهش قیمت را در طول دوره نشان داده اند و همچنین مواردی که افزایش قیمت بیش از 60 ٪ را نشان داده اند ، حذف نمی کند.
این تصویر را بارگیری کنید شکل 2: مقایسه شاخص قیمت و تغییر قیمت متوسط برای وسایل پوشاک ، با استفاده از فرمول های کارلی و جونز ، ژانویه 2010 تا ژانویه 2018
4- اندازه گیری هزینه های مسکن اشغالگران مالک
اندازه گیری هزینه های مسکن برای صاحبان خانه هنگام تدوین معیارهای تورم چالش برانگیز است. روش های مختلفی وجود دارد که معمولاً مورد استفاده قرار می گیرند و هر روش، کم و بیش، سعی در حذف عنصر قیمت دارایی مسکن دارد. از منظر مفهومی، قیمت دارایی ها با قیمت کالاها و خدمات کاملاً متفاوت است. این به این دلیل است که تا حدی افزایش قیمت یک دارایی وضعیت مالک را بهتر می کند، در حالی که برای همه اقلام دیگر در سبد کالاها و خدمات افزایش قیمت باعث بدتر شدن وضعیت مصرف کننده می شود. دارایی ها همچنین جریان خدمات را در طی چند سال ایجاد می کنند.
اداره آمار ملی (ONS) داده هایی را با استفاده از سه رویکرد برای مسکن منتشر کرده است.
کسب خالص
این رویکرد به کسب خالص عنصر مصرف کننده مسکن نگاه می کند. این بدان معناست که در تئوری فقط باید خرید خالص مسکن از بخش غیرخانگی اقتصاد (مثلاً خرید از توسعه دهندگان) را در نظر بگیرد و باید ارزش ملک را از ارزش زمین که با آن برخورد می شود جدا کند. به عنوان یک داراییدر عمل، تعدادی از فرضیات ساده کننده برای اعمال این روش در بریتانیا انجام شده است، به این معنی که قیمت زمین و ملک به طور جداگانه مورد بررسی قرار نمی گیرد.
مبلغ پرداختی
هدف رویکرد پرداخت اندازه گیری پرداخت های مربوط به مالکیت مسکن مالکان است. این بدان معناست که پرداخت هایی که خانوارها به عنوان مالک در هنگام مصرف مسکن انجام می دهند، باید لحاظ شود، مانند پرداخت سود وام مسکن، هزینه های معامله و هزینه های جاری.
معادل اجاره
این از اجاره پرداخت شده برای یک ملک معادل به عنوان برآورد هزینه های خدمات مسکن استفاده می کند. اساساً، این به این سؤال پاسخ می دهد که "برای زندگی در خانه ای مانند خانه من چقدر باید اجاره بپردازم؟". این رویکرد تغییرات در ارزش دارایی را در بر نمی گیرد، در عوض بر هزینه خدمات مسکن تمرکز می کند.
از نظر مفهومی، رویکرد چهارمی به نام «هزینه کاربر» وجود دارد که به هزینه اقتصادی استفاده از دارایی مسکن می پردازد. توسعه و اجرای رویکرد هزینه کاربر در عمل دشوار است و بنابراین ONS شاخصی را بر اساس این رویکرد محاسبه نمی کند. در تئوری، هزینه کاربر و معادل اجاره هر دو هزینه استفاده از مسکن را اندازه گیری می کنند و ما انتظار داریم مالکان با هزینه های کاربری مشابه - یا حداقل تغییرات مشابه در هزینه ها - در مقایسه با مالکان خانه مواجه شوند.
در شاخص قیمت خرده فروشی (RPI) ، رویکرد هزینه های مسکن شامل عناصر رویکرد هزینه کاربر است ، اما این روش را به طور کامل اتخاذ نمی کند. در عوض ، دو عنصر اصلی وجود دارد: اندازه گیری "استهلاک مسکن" ، به همراه پرداخت بهره وام.
استهلاک مسکن در نظر گرفته شده است تا هزینه های مفهومی یا واقعی مورد نیاز برای پوشش نوسازی های بزرگی را که برای رسیدگی به وخامت لازم است ، نشان دهد. اگرچه این امر از نظر مفهومی منطقی است ، هیچ منبع داده ای وجود ندارد که بتواند به طور خاص هزینه مصرف کننده را برای آن ردیابی کند. همچنین تفکیک بین تعمیرات و نوسازی هایی که این ملک را به حالت اصلی خود باز می گرداند و مواردی که ارزش آن را به این ملک اضافه می کنند ، دشوار است.
در حال حاضر از قیمت خانه به عنوان تقریب برای استهلاک استفاده می شود. این فرض بر این است که تغییر در قیمت خانه منعکس کننده تغییر در هزینه های نوسازی مورد نیاز برای حفظ ارزش ملک است. هیچ مدرکی برای نشان دادن این مورد وجود ندارد. از نظر مفهومی این مسئله نیز مشکل ساز است: قیمت خانه شامل زمین است که کاهش نمی یابد و ما به طور ضمنی در اندازه گیری تورم دارایی داریم.
این مسئله به دور از استهلاک بی اهمیت است و بنابراین قیمت خانه ، حدود 8 ٪ از سبد RPI را نشان می دهد که به نوبه خود تأثیر زیادی بر نرخ تورم دارد. در شکل 1 ، این اثر را می توان در سال 2008 تا 2009 مشاهده کرد که به دلیل کاهش قیمت خانه ، مؤلفه استهلاک مسکن منجر به سقوط شدید در RPI ، نسبت به شاخص قیمت مصرف کننده از جمله هزینه های مسکن اشغالگران مالک (CPIH) شد.
در حالی که پرداخت سود وام مسکن جزء مهمی از هزینه ها برای بسیاری از خانوارها است ، آنها هزینه وام گرفتن پول را به جای اندازه گیری مستقیم هزینه خدمات مسکن ، به دست می آورند. از جمله علاقه به این معنی است که ما لزوماً هزینه مصرف را اندازه گیری نمی کنیم ، بلکه چگونگی تأمین بودجه کالا و خدمات است. به طور گسترده تر ، بخش خانوار از بهره دریافتی (به عنوان مثال ، از طریق پس انداز) و همچنین پرداخت بهره بهره می برد.
به طور خلاصه ، RPI از یک رویکرد جزئی هزینه کاربر استفاده می کند. از همه مهمتر ، به نظر می رسد استفاده از قیمت خانه به عنوان یک پروکسی برای استهلاک یک ضعف جدی است ، به خصوص که استهلاک و قیمت خانه حدود یک دوازدهم سبد را تشکیل می دهد. در حالی که قیمت خانه یک شاخص مهم اقتصادی است ، آنها به بهترین وجه در یک اقدام جداگانه اسیر می شوند ، با این که شاخص ماهانه قیمت خانه انگلستان این نیاز را برآورده می کند.
5. وزن و پوشش جمعیت
مؤلفه های شاخص های قیمت مصرف کننده با توجه به مبلغی که مصرف کنندگان برای هر یک از کالاهای موجود در سبد نماینده کالاها و خدمات هزینه می کنند ، وزن می شوند. این تضمین می کند که شاخص ها نشان دهنده اهمیت نسبی موارد مختلف است.
بخش عمده ای از داده های هزینه مصرف کننده مورد نیاز برای استخراج وزنهای مورد استفاده در شاخص قیمت خرده فروشی (RPI) از هزینه های زندگی و بررسی مواد غذایی (LCF) ناشی می شود. اگرچه LCF یک منبع مستقر و بسیار مورد استفاده است ، اما اندازه نمونه در سطح خوبی از جزئیات مورد نیاز برای شاخص قیمت مصرف کننده ، که به نوسانات در وزنهای دیده شده برای برخی از کالاها و خدمات کمک می کند ، اندک است. علاوه بر این ، LCF فقط داده های مربوط به خانواده های خصوصی را جمع می کند ، بنابراین هزینه هر کسی که در موسسات زندگی می کند (مانند سالن های دانشجویی محل اقامت و مراقبت از خانه های مراقبت) از محاسبه خارج می شود.
یک منبع دقیق تر و جامع تر برای داده های هزینه را می توان از تخمین های حساب های ملی با استفاده از هزینه مصرف نهایی خانوار (HHFCE) دریافت کرد. این امر به طیف گسترده ای از منابع نظرسنجی و اداری ، از جمله LCF می پردازد ، از این طریق تخمین بهتری از هزینه ها و پوشش کامل تری از طیف وسیعی از کالاها و خدمات ارائه می دهد. این داده ها برای وزنه برداری مؤلفه های شاخص قیمت مصرف کننده از جمله هزینه های مسکن اشغالگران مالک (CPIH) و شاخص قیمت مصرف کننده (CPI) استفاده می شود.
تفاوت در وزن بی اهمیت نیست. به عنوان مثال ، در دوره 2005 تا 2016 ، HHFCE هزینه های مربوط به مسکن را 30 ٪ از هزینه های کلی داشت ، هنگامی که یک رویکرد معادل با استفاده از LCF نشان می دهد هزینه برای مسکن فقط 24 ٪ بود.
با توجه به پوشش ، RPI 4 ٪ برتر خانوارها را بر اساس درآمد و برخی از فقیرترین خانوارهای بازنشسته ، یعنی مواردی که عمدتاً به مزایای دولت وابسته هستند ، حذف نمی کند. این بدان معنی است که الگوهای هزینه حدود 12 ٪ از خانوارها از محاسبه شاخص در کل خارج می شوند.
می توان استدلال کرد که به استثنای این خانوارها بازتاب بهتری از تورم را که توسط یک خانواده متوسط تجربه می شود ، فراهم می کند. به عنوان مثال ، از آنجا که خانوارهای با درآمد بالاتر هزینه بیشتری را صرف می کنند ، در اقدامات با وزن وزنی تورم به شدت وزن بیشتری دارند. ONS اخیراً این موضوع را بیشتر مورد بررسی قرار داده است و دریافت که "پیرایش" جمعیت از این طریق باعث نمی شود که نماینده بیشتری از خانواده متوسط باشد. در صورتی که قصد ارائه معیاری برای نمایندگی کل جمعیت باشد ، پوشش ناقص نیز می تواند یک ضرر در نظر گرفته شود.
6. جمع آوری داده ها و طبقه بندی کالاها و خدمات
شاخص قیمت خرده فروشی (RPI) از یک سیستم طبقه بندی موقت استفاده می کند که چند سال پیش توسط کمیته مشورتی RPI تهیه شده است. این واقعیت که این سیستم فقط در انگلستان استفاده می شود ، توانایی مقایسه بین المللی را محدود می کند.
رویکرد COICOP (طبقه بندی مصرف فردی براساس هدف) یک سیستم پذیرفته شده بین المللی است که یک رویکرد جامع برای طبقه بندی کالاها و خدمات ارائه می دهد. و همچنین تسهیل مقایسه های بین المللی ، CoICOP زمینه ای برای تکامل بهترین الگوهای هزینه های مصرف کننده دارد و طیف گسترده ای از تخصص بین المللی را در سطح بین المللی ترسیم می کند. به عنوان مثال ، اخیراً یک سطح اضافی از کیکوپ (COICOP5) معرفی شده است ، که داده های قابل مقایسه ای را در سطح بسیار مفصلی ارائه می دهد ، و حدود 200 دسته را در شاخص قیمت مصرف کننده شامل هزینه های مسکن اشغالگران مالک (CPIH) پوشش می دهد. بنابراین سیستم طبقه بندی RPI نسبت به گزینه های آن پایین است.
دو مفهوم پذیرفته شده برای تعیین پوشش جغرافیایی شاخص قیمت مصرف کننده وجود دارد. اولین رویکرد "داخلی" است ، به این معنی که وزن با استفاده از هزینه های موجود در انگلستان از ساکنان و بازدید کنندگان خارجی برای این شاخص تولید می شود. دوم رویکرد "ملی" است که هزینه ساکنان انگلستان را در داخل و خارج از کشور پوشش می دهد. RPI اغلب به عنوان "پوشش ملی" گفته می شود ، اگرچه هزینه بازدید کنندگان خارجی در انگلستان را مستثنی می کند ، اما هزینه ساکنان انگلیس را در خارج از کشور شامل نمی شود. این بدان معنی است که با هر یک از مفهوم سازگار نیست.
RPI قصد دارد قیمت ها را در یک روز خاص از هر ماه ، معروف به "روز شاخص" منعکس کند. پیشرفت های اخیر در فن آوری امکان استراتژی های قیمت گذاری پویاتر را فراهم می کند ، جایی که قیمت ها در پاسخ به عرضه و تقاضای مصرف کننده بیشتر تغییر می کنند. بنابراین استفاده از یک روز شاخص ممکن است در هنگام بررسی نحوه ضبط حرکات قیمت در این محیط منسوخ شود.
7. نتیجه گیری
در حالی که هیچ اندازه گیری تورم برای همه کاربردهای ممکن از خواص مطلوب نخواهد بود ، شاخص قیمت خرده فروشی (RPI) دارای نقاط ضعف قابل توجهی است. در حالی که مسئله فرمول در مرکز بحث بوده است و در واقع یک نگرانی است ، بسیاری از مشکلات دیگر وجود دارد. هزینه های مسکن با استفاده از اجرای جزئی از رویکرد هزینه کاربر تولید می شود و یک پروکسی ضعیف برای استهلاک استفاده می شود. حتی در مورد مسائل فنی تر مانند وزنه برداری نیز مشکلاتی وجود دارد ، جایی که وزن RPI بر اساس جامع ترین داده های موجود نیست و برخی از خانواده های بازنشسته و با درآمد بالا را حذف نمی کند.
به طور کلی ، ما RPI را به عنوان یک معیار خوب تورم نمی بینیم. به دلایل قبلی ، احتمالاً تورم را بیش از حد نشان می دهد. در مورد میزان تعصب رو به بالا دقیق نیست زیرا هیچ اقدامی مناسب برای محک زدن در برابر آن وجود ندارد. هنگامی که ما آن را با سایر اقدامات مقایسه می کنیم ، با این حال ، می بینیم که نرخ تورم RPI در حال حاضر حدود 1 درصد بالاتر از شاخص قیمت مصرف کننده از جمله هزینه های مسکن اشغالگران مالک (CPIH) و شاخص های هزینه های تجربی خانواده است.
8. ضمیمه A: مثال رانش زنجیره ای و گزاف گویی قیمت
در جدول A1 یک نمونه فرضی از رانش زنجیره ای و گزاف گویی قیمت ، یا آنچه راهنمای عملی سازمان ملل برای تولید شاخص های قیمت مصرف کننده به عنوان مشکل انتقال توصیف می کند ، ارائه می دهد.
قیمت دو محصول (A و B) ، که در پانل (الف) نشان داده شده است ، قبل از بازگشت به مقادیر اصلی خود در دوره 3 ، بین دوره های 1 و 2 تغییر می کند. محصول A از 10 پوند به 12. 50 پوند قبل از بازگشت به 10 پوند افزایش می یابد. محصول B قبل از بازگشت به 20 پوند از 20 تا 10 پوند سقوط می کند.
اولین قدم برای ساخت شاخص قیمت با استفاده از روشهای Carli و Jevons محاسبه "بستگان قیمت" همانطور که در پانل (B) نشان داده شده است. بستگان قیمت نسبت قیمت ها در یک دوره در مقایسه با دوره قبلی هستند. بنابراین نسبی قیمت محصول A در دوره 2 در مقایسه با دوره 1 1. 25 است ، یعنی قیمت بین دوره ها 25 ٪ افزایش یافته است.
مرحله بعدی این است که این اقوام قیمت را تهیه کرده و شاخصی از قیمت های کلی را بسازید ، همانطور که در پانل (C) نشان داده شده است. شاخص کارلی با استفاده از میانگین حسابی از بستگان قیمت دو محصول برای یک دوره زمانی خاص محاسبه می شود ، در حالی که جونز از میانگین هندسی 1 استفاده می کند.
مرحله آخر ایجاد یک سری "مرتبط با زنجیره ای" است تا بتوانیم شاخص قیمت را در دوره 3 با دوره 1 مقایسه کنیم. این کار با ضرب و شتم شاخص های قیمت در هر دوره انجام می شود ، بنابراین شاخص قیمت برای کارلی 0. 88 است. 1. 40 = 1. 23. این بدان معناست که شاخص کارلی به این معنی است که قیمت ها بین دوره 1 و دوره 3 با وجود هر دو محصول A و B با قیمت یکسان در هر دو دوره ، 23 ٪ افزایش یافته است. از طرف دیگر ، شاخص Jevons هیچ تغییری در سطح قیمت نشان نمی دهد.
راهنمای تجارت فارکس...
ما را در سایت راهنمای تجارت فارکس دنبال می کنید
برچسب :
نویسنده : نسیم خاکسار
بازدید : <-PostHit->
تاريخ : چهارشنبه
20 ارديبهشت
1402 ساعت: 20:18