در این مطالعه ، انتقال شوک و نوسانات بین قیمت نفت و بازارهای نرخ ارز با استفاده از داده های روزانه شامل دوره 23 اکتبر 2009 تا 30 نوامبر 2020 بررسی شده است. سهم این مقاله شامل (i) اجرای مدل Var-Agarch برای ضبط اثر سرریز شوک است. و نوسانات ؛(ب) بررسی ماهیت تأثیر شوک در بازار قیمت نفت و نرخ ارز ؛(iii) اتخاذ دو اندازه گیری قیمت نفت (WTI و برنت).(IV) با استفاده از دو اقدامات نرخ ارز (USD/NAIRA و مؤثر/Naira). این مطالعه نشان داد که شوک ها و نوسانات خود گذشته به میزان قابل توجهی در نوسانات فعلی در نرخ ارز و بازارهای قیمت نفت نقش دارند. همچنین ، بین نرخ ارز (USD/Naira و مؤثر/Naira) و بازارهای قیمت نفت WTI ، شوک دو طرفه و نوسانات وجود دارد. شوک دو طرفه و سرریز نوسانات بین USD/Naira و Naira و قیمت نفت برنت و شوک و نوسانات یک طرفه از قیمت نفت برنت تا بازار مؤثر نرخ ارز وجود دارد. ما شوکهای نامتقارن را تحت تأثیر نرخ ارز و قیمت روغن WTI قرار دادیم در حالی که شوک متقارن در قیمت نفت برنت مشاهده شد. از جمله نوآوری در قیمت نفت در فرمولاسیون سیاست نرخ ارز و مدل سازی شوک نرخ ارز و نوسانات ضروری است.
روی نسخه خطی کار می کنید؟
معرفی
اقتصاد نیجریه از نظر ساختار یکپارچه است و به شدت به نفت وابسته است. درآمد صادرات نفت 95 درصد درآمد دولت را تشکیل می دهد و درآمد حاصل از صادرات نفت بخش قابل توجهی از مخارج دولت را تشکیل می دهد (Ogboa 2018). با توجه به سناریوی فوق، تغییرات در بازار بین المللی نفت به شکل کاهش تقاضای نفت بدون تغییر عرضه، پیامدهای سنگینی بر رفاه اقتصاد خواهد داشت. شوک قیمت نفت به شکل کاهش قیمت بر صادرکنندگان خالص نفت متفاوت از واردکنندگان خالص نفت تأثیر می گذارد. به عنوان مثال، کاهش قیمت نفت منجر به تخلیه ذخایر خارجی می شود که منجر به کاهش ارزش ارز محلی و از دست دادن اشتها توسط سرمایه گذاران خارجی برای خرید سهام صادرکننده نفت به ارز محلی می شود. به طور خاص، کاهش ارزش نایرا در برابر دلار منجر به افزایش سطح عمومی قیمت ناشی از واردات کالاهای مصرفی به عنوان کشوری با اشتهای زیاد از محصولات وارداتی و افزایش هزینه تولید ناشی از قیمت نهاده های وارداتی به دلیل کاهش خواهد شد. قدرت خرید پول محلی (نایرا)، همانطور که اخیراً در نیجریه مشاهده شد، ناشی از افت تقاضای نفت به دلیل همه گیری COVID-19 در سراسر جهان است (Ogboa and Appah 2012؛ Charles and Daé 2009). در حالی که برعکس برای واردکنندگان خالص نفت اتفاق افتاد، سطح قیمت داخلی و هزینه تولید کاهش می یابد، انباشت ذخایر خارجی که منجر به افزایش ارزش پول داخلی و افزایش تقاضا برای ارز داخلی می شود، ذخایر خالص واردکننده را تحت سلطه خود درآورد.
اقتصاد با چنین وابستگی بالایی به یک محصول و قیمت آن که در خارج از ساحل تعیین شده است ، به ویژه با شوک های نامطلوب قیمت ، زمان آشفته ای را متحمل می شود. نیجریه تمایل دارد هر زمان که در قیمت بین المللی نفت و رونق اقتصادی در طول افزایش قیمت نفت رخ دهد ، بحران های اقتصادی را تجربه کند. از آنجا که درآمد صادرات نفت عمده است ، اگر تنها منبع درآمد ارزی به اقتصاد نباشد ، کاهش قیمت باعث کاهش ذخیره خارجی و کاهش سریع موقعیت ذخیره خارجی می شود (Bankole and Shuaibu 2013 ؛ Olanipekun 2016). معمولاً این مشکل پیچیده می شود زیرا کشور به شدت به مصرف کنندگان و واردات کالاهای سرمایه بستگی دارد تا تقریباً دویست میلیون نفر از جمعیت و نیازهای تولید محلی تغذیه کنند. این وضعیت هنگامی که قیمت نفت در بازار بین المللی نفت کاهش می یابد ، کمبود ارز خارجی را تشدید می کند. مقامات پولی معمولاً اقدامات اداری مانند محدودیت ارز را انجام می دهند. با تحمیل محدودیت در میزان دسترسی به ارز خارجی. به همین ترتیب ، باید برای تهیه ارز خارجی و ممنوعیت واردات برخی از موارد به کشور ، تأیید اداری را بدست آورد. این اقدامات با هدف صرفه جویی در ارز و حفظ موقعیت مناسب برای ذخیره خارجی است که ماه های خاصی از صورتحساب واردات را برای جلوگیری از بحران های اقتصادی غیرمجاز تضمین می کند. دوره ای که با کاهش قیمت نفت مشخص می شود ، معمولاً خطر بزرگی را برای سیاست های مالی در نیجریه به وجود می آورد ، زیرا درآمد حاصل از تابوت های دولت Nosedive است. این امر معمولاً منجر به تجمع بدهی های عمومی و اقدامات ریاضتی می شود که رشد اقتصادی را عقب می اندازد و در نهایت منجر به بیکاری گسترده در نیجریه می شود. همچنین ، پس از رکود قیمت نفت مدتی در سال 2015 و COVID-19 اخیر باعث کاهش قیمت نفت شد ، اقتصاد نیجریه به دلیل این سقوط در قیمت جهانی نفت ، به دو رکود سریع سقوط کرد.
بسیاری از مطالعات در مورد رابطه بین قیمت نفت و نرخ ارز در نیجریه از روشهای سنتی تجزیه و تحلیل استفاده شده است ، مانند OLS ، همبستگی ، وکتور اتورگرایی و روش تاخیر توزیع شده خودکار (Ademola and David 2011 ؛ Umoru et al. 2018 ؛ Bankole and Shuaibu 2013؛ Olanipekun 2016 ؛ Olayungbo 2019). با این حال ، رابطه ممکن است لزوماً خطی نباشد. داده های با فرکانس بالا معمولاً عوامل تلطیف شده مانند خوشه بندی نوسانات ، دم چربی ، عدم تقارن/اثر اهرم و ویژگی های توزیع غیر طبیعی را نشان می دهند. این روشها نمی توانند به طور مؤثر این خصوصیات را مدل کنند. این مطالعه در نظر دارد با استفاده از ناهمگونی شرطی خودجوشی خودجوشی تعصب عمومی (VAR-AGARCH) که توسط Ling و McAleer (2003) ساخته شده است ، شکاف روش تخمین را پر کند. مزایای این روش شامل حذف پیچیدگی محاسباتی در برآورد پارامترهای ناشناخته در مقایسه با سایر مدلهای چند متغیره است. این تخمین از اثرات سرریز بازده مشروط و نوسانات بین/در بین متغیرهای مالی را امکان پذیر می کند و ادبیات موجود را غنی می کند. همچنین ، نیجریه ششم تولید کننده و صادر کننده نفت خام جهانی و بزرگترین تولید کننده و صادر کننده نفت در آفریقا است. پیش بینی می شود شوک در قیمت نفت بر موقعیت ذخیره ارز آن و با گسترش قدرت خرید ارز آن تأثیر بگذارد. سرانجام ، بودجه دولت براساس درآمدهای درآمد نفت است. بنابراین ، شوک در قیمت نفت به طور اساسی بر توانایی دولت در تأمین محیطی برای رشد و توسعه اقتصادی تأثیر می گذارد. به همان اندازه ضروری است که به طور تجربی انتقال نوسانات بین قیمت نفت و نرخ ارز در نیجریه را بررسی کند و تعیین کند که آیا شوک های مثبت و منفی قیمت نفت تأثیر متقارن یا نامتقارن بر نرخ ارز خارجی در نیجریه برای آگاهی از تدوین سیاست کلان اقتصاد دارد.
علاوه بر این ، در حالی که مطالعه ما از متغیرهای مشابه و روشهای تحلیلی با Salisu و Mobolaji (2013) استفاده می کند ، ما در دوره تحت پوشش تفاوت داریم. ثانیا ، این مطالعه دو اقدامات قیمت نفت را به کار گرفته است. برنت و غرب تگزاس واسطه (WTI) ، در برابر تک مشخص نشده ، اندازه گیری شده در کار خود. ثالثاً ، مطالعه ما به بررسی ماهیت شوک در بازارهای قیمت نفت و نرخ ارز که آنها در تحقیقات خود معالجه نمی کردند ، بررسی می شود.
باقیمانده مقاله به این ترتیب ساختار یافته است: پس از مقدمه ، بررسی ادبیات است ، بخش بعدی روش تحقیق مفصلی را که در مطالعه به کار رفته است ارائه می دهد و سپس ارائه و تجزیه و تحلیل داده ها توضیح داده می شود. بخش آخر مطالعه را نتیجه می گیرد.
بررسی ادبیات
پیوندهای نظری بین قیمت نفت و نرخ ارز
در مورد جهت گیری بین قیمت نفت و نرخ ارز اختلاف نظر وجود دارد. ما به طور خلاصه در مورد گزاره نظری پیوند این متغیرها بحث کردیم.
شرایط کانال تجارت
این تئوری در Amano و Van Norden (1998) ردیابی شده است. آنها یک مدل دو بخش را مطرح کردند: قابل معامله و غیر قابل استفاده. این مدل فرض شده است که هر دو بخش از ورودی قابل معامله به نام روغن و ورودی غیر قابل استفاده به نام کار استفاده می کنند. همچنین ، در مدل ، هر دو ورودی بین بخش ها متحرک هستند.
این مدل بیشتر فرض می کند که قیمت خروجی بخش قابل معامله در بازار بین المللی ثابت است. به عنوان مثال ، Bénassy-quéré و همکاران.(2007) اظهار داشت كه فرض می كنیم افزایش قیمت نفت وجود داشته باشد. این می تواند بر قیمت خروجی هر دو بخش قابل معامله و غیر قابل معامله تأثیر بگذارد ، افزایش قیمت نفت می تواند منجر به قدردانی یا استهلاک نرخ ارز داخلی شود. با این حال ، تأثیر آن به شدت روغن در مخلوط ورودی هر دو بخش بستگی دارد. در نتیجه ، نرخ واقعی ارز برابر با قیمت خروجی بخش غیر قابل استفاده است.
در حقیقت ، در صورتی که بخش غیر قابل استفاده از انرژی قابل معامله (کمتر) انرژی بیشتری داشته باشد ، قیمت خروجی آن افزایش می یابد (سقوط) و نرخ ارز واقعی قدردانی می کند (استهلاک) (نویرا و همکاران 2018).
تراز پرداخت و گزینه های بین المللی نمونه کارها
این تئوری معمولاً به عنوان کانال انتقال ثروت گفته می شود. این تئوری در تحقیقات Golub (1983) و Krugman (1983) ردیابی شده است که بر تأثیر تغییرات قیمت نفت در تصمیمات بین المللی نمونه کارها و مانده های تجاری پیش بینی شده است. براساس این نظریه ، قیمت بالاتر نفت ثروت را از واردکنندگان نفت به صادرکنندگان نفت منتقل می کند. به عنوان مثال ، کروگمن (1980) به طور تجربی تأثیر افزایش قیمت نفت بر دلار ایالات متحده را مورد بررسی قرار داد. وی تصریح کرد که در کوتاه مدت دلار آمریکا در دراز مدت قدردانی و کاهش می یابد.
علاوه بر این ، وی اظهار داشت كه اختلافاتی كه در بازارهای ارزی به دلیل شوكهای نفتی در دهه 1970 مشاهده می شود ، به طور خاص به دلیل انتخاب نمونه كارها در مورد نفت و گزارش دهنده نفت بوده است. در ابتدا ، با سرمایه گذاری سود نفت در دارایی های حاکم بر دلار آمریکا ، رابطه مثبتی وجود خواهد داشت. با این حال ، این رابطه در طولانی مدت به دلیل افزایش هزینه های اوپک به مرور زمان ، ناشی از ثروت حاصل از قیمت بالاتر نفت ، با توجه به ترجیح کالاهای تولیدی از کشورهای صنعتی ، منفی می شود. اگر واردات اوپک از کشورهایی غیر از ایالات متحده باشد ، دلار آمریکا در کوتاه مدت قدردانی خواهد کرد اما در دراز مدت نیست.
رویکرد خاصیت ارتجاعی
این نظریه بر اساس اصل ارتجاعی واردات تقاضا پیش بینی شده است. تغییر نرخ ارز در پاسخ به تغییر قیمت نفت به خاصیت ارتجاعی واردات یک کشور وارد کننده بستگی دارد. به عنوان مثال ، جله و رنی (2011) خاصیت ارتجاعی تقاضا را به عنوان معیاری از پاسخگویی تقاضای مقدار به تغییر در قیمت محصول وارداتی تعریف می کنند. وی در ادامه اظهار داشت كه اگر مقدار مورد نیاز بسیار پاسخگو (غیر پاسخگو) به تغییر قیمت باشد ، تقاضا نسبتاً الاستیک (غیرقانونی) است. NKOMO (2006) اظهار داشت كه در صورت افزایش قیمت محصول صادراتی كشور (روغن) ، این محصولات در بازار بین المللی نسبتاً گران تر می شوند. از این رو ، کشورهای وارداتی واردات نفت خود را کاهش می دهند. با این حال ، میزان تغییر مقدار واردات به کشش واردات بستگی دارد. در واقع ، اگر تقاضای واردات نفت بسیار ناچیز باشد ، افزایش قیمت نفت باعث استهلاک ارز داخلی در کشور وارد کننده می شود. افزایش (کاهش) در قیمت نفت به این معنی است که کشور وارد کننده برای خرید همان مقدار نفتی که قبلاً برای خرید آن استفاده می کرد ، بیشتر از ارز خود نیاز دارد. از این رو ، در ارز کشور وارد کننده استهلاک (قدردانی) وجود خواهد داشت (نویرا و همکاران 2018).
اکنون ما توجه خود را به تأثیر نظری تغییر نرخ ارز بر قیمت نفت تغییر می دهیم. مکانیسم انتقال از نرخ ارز دلار آمریکا به قیمت نفت ریشه در تأثیر آن بر تقاضا و عرضه دارد و به نقش غالب دلار ایالات متحده به عنوان یک ارز بین المللی تسویه حساب وابسته است.
بلومبرگ و هریس (1995) به قانون یک قیمت برای کالاهای قابل معامله اعتماد کردند و در مورد تأثیر احتمالی نرخ ارز در تغییرات قیمت نفت ، نمایش مختصر ارائه دادند. آنها نشان می دهند که ، از آنجا که نفت کالایی همگن و بین المللی است که به دلار آمریکا با قیمت آمریکا قیمت دارد ، استهلاک این ارز ، قیمت نفت را نسبت به قیمت کالاهای خود که در دلار آمریکا مشخص شده است ، به خارجی ها کاهش می دهد. بنابراین ، با افزایش قدرت خرید و تقاضای نفت آنها ، قیمت نفت خام به دلار آمریکا افزایش می یابد. این گزاره بیشتر با قیاس زیر ذکر شده در بکمن و Czudaj (2013a ، b) تقویت می شود. انتقال افقی از نرخ ارز دلار آمریکا به قیمت نفت بر اساس تغییرات تقاضا و عرضه دلار ایالات متحده به عنوان یک ارز بین المللی تسویه حساب پیش بینی شده است.
پیروی از تئوری هزینه های معامله ، رابطه بین لگاریتم های قیمت نفت اندازه گیری شده به دلار ایالات متحده را فرض کنید (oحرف) و یک ارز دیگر ( (0 _^)) مبتنی بر برابری قدرت خرید (قانون یک قیمت) به عنوان:
$ $ 0_^ = s_- 0_,$$
حرفحرفلگاریتم نرخ ارز اسمی ارز داخلی در برابر دلار ایالات متحده (ارز داخلی به ازای هر واحد دلار آمریکا) است. با توجه به کالایی مانند نفت که به دلار آمریکا اندازه گیری شده است ، قدردانی از ارز داخلی در برابر دلار آمریکا باعث کاهش قیمت نفت اندازه گیری شده از نظر ارز داخلی می شود ، که باعث افزایش تقاضا می شود و ممکن است منجر به افزایش عمومی قیمت نفت شود (Akram 2004). این کانال انتقال "کانال فرقه" نامیده می شود. با این حال ، تأثیر آن در سمت عرضه ساده نیست. اثرات مثبت می تواند ناشی از افزایش نرخ ارز ناشی از افزایش قیمت نفت بر فعالیتهای حفاری و ظرفیت های تولید باشد. اگرچه ، این پیوندهای علی با گذشت زمان تغییر کرده است. از طرف دیگر ، استهلاک ارز داخلی می تواند قدرت خرید را کاهش داده و منابع را از تولید نفت دور کند و این منجر به کاهش عرضه می شود (Coudert et al. 2008).
بررسی تجربی
ادبیات مربوط به قیمت نفت و نرخ ارز به طور گسترده به دو جریان تقسیم می شود: تغییر قیمت نفت باعث تغییر نرخ ارز خواهد شد و حرکت نرخ ارز باعث تغییر قیمت نفت خواهد شد. با این حال ، اینها بیشتر به روابط خطی و غیرخطی بین دو متغیر تقسیم می شوند. در این مقاله به طور خلاصه آثار قبلی را در مورد رابطه بین قیمت نفت و نرخ ارز در ادبیات بررسی خواهیم کرد.
ادبیات مربوط به تغییر قیمت نفت باعث می شود که حرکت نرخ ارز توسط کروگمن (1983) و گلوب (1983) پیشگام شود ، جایی که مطالعات آنها باعث تغییر قیمت نفت برای تغییر در نرخ ارز دلار آمریکا شد. این تحقیقات دروازه را برای تحقیق بعدی در مورد رابطه بین قیمت نفت و نرخ ارز باز می کند. به عنوان مثال ، این مطالعات نشان داد که تغییرات قیمت نفت باعث حرکت نرخ ارز می شود (Amano and Van Norden 1998 ؛ Chaudhuri and Daniel 1998 ؛ Bénassy-Quéré et al. 2007 ؛ Coudert et al. 2007 ؛ Lizardo and Mollick 2010).< Pan> ادبیات مربوط به تغییر قیمت نفت باعث می شود حرکت نرخ ارز توسط کروگمن (1983) و گلوب (1983) پیشگام شود ، جایی که مطالعات آنها باعث تغییر قیمت نفت در تغییر نرخ ارز دلار آمریکا شد. این تحقیقات دروازه را برای تحقیق بعدی در مورد رابطه بین قیمت نفت و نرخ ارز باز می کند. به عنوان مثال ، این مطالعات نشان داد که تغییرات قیمت نفت باعث حرکت نرخ ارز می شود (Amano and Van Norden 1998 ؛ Chaudhuri and Daniel 1998 ؛ Bénassy-Quéré et al. 2007 ؛ Coudert et al. 2007 ؛ Lizardo and Mollick 2010). ادبیات مربوط به نفتتغییر قیمت باعث می شود حرکت نرخ ارز توسط کروگمن (1983) و گلوب (1983) پیشگام شود ، جایی که مطالعات آنها باعث تغییر قیمت نفت در تغییر نرخ ارز دلار آمریکا شد. این تحقیقات دروازه را برای تحقیق بعدی در مورد رابطه بین قیمت نفت و نرخ ارز باز می کند. به عنوان مثال ، این مطالعات نشان داد که تغییرات قیمت نفت باعث حرکت نرخ ارز می شود (Amano and Van Norden 1998 ؛ Chaudhuri and Daniel 1998 ؛ Bénassy-Quéré et al. 2007 ؛ Coudert et al. 2007 ؛ Lizardo and Mollick 2010).
Castro و Jime'nez-Rodrı'Guez (2020) رابطه تعاملی بین نرخ ارز مؤثر و قیمت نفت برای ایالات متحده را به عنوان یک کشور وارد کننده نفت بررسی کردند. آنها با استفاده از داده های ماهانه از ژانویه 1974 تا ژوئیه 2019 ، از یک مدل VAR متغیر زمان استفاده کردند. آنها دریافتند که نرخ ارز پس از شوک قیمت نفت در دراز مدت و کوتاه مدت ، و پاسخ نرخ ارز متفاوت به شوک قیمت نفت در شوک قیمت نفت دربلند مدت. احمد و هرناندز (2013) رابطه بلند مدت و تعدیل نامتقارن بین نرخ ارز دو طرفه واقعی و قیمت نفت واقعی برای دوازده تولید کننده اصلی نفت و کشورهای مصرف کننده را بررسی کردند. آنها با استفاده از داده های ماهانه از ژانویه 1970 تا ژانویه 2012 ، از آستانه اتورگروه و شتاب آستانه استفاده کردند. و برزیل ، نیجریه و ایالات متحده پس از شوک مثبت نسبت به شوک منفی ، تعدیل بالاتری را نشان می دهند ، در حالی که تجدید نظر برای یورو است. یک مطالعه مرتبط توسط بشر و همکاران.(2015) با استفاده از مدل های تغییر دهنده مارکوف برای نمونه ای از صادرات نفت و کشورهای گزارشگر نفت ، تأثیر شوک های نفتی بر نرخ ارز واقعی را بررسی کرد. آنها دریافتند که شوک های تأمین نفت بر نرخ ارز تأثیر می گذارد و شوک های تقاضای جهانی بر نرخ واقعی ارز هر دو وارد کننده و صادرات تأثیر می گذارد. آنها نتوانستند الگوهای قدردانی و استهلاک را در نرخ واقعی ارز پیدا کنند. BOBONCHU و همکاران.(2015) پاسخ نامتقارن آمریكا را با استفاده از شاخص های نرخ ارز واقعی و اسمی تجارت آمریكا به شوك قیمت نفت با جدا كردن شوك نفت در تقاضا و شوك عرضه مورد بررسی قرار داد. آنها دریافتند که شوک تأمین نفت تأثیر ناچیز بر نرخ ارز دارد در حالی که شوک های جهانی و تقاضای خاص نفت منجر به استهلاک می شوند. همچنین ، نرخ ارز به صورت نامتقارن به شوک در بازار نفت خام پاسخ می دهد و به مقیاس و بزرگی شوک بستگی دارد.
در مقابل ، برخی از مطالعات نشان دادند که علیت از نرخ ارز تا قیمت نفت اجرا می شود. به عنوان مثال ، چنگ (2008) افزایش قیمت نفت واقعی (اسمی) را به عنوان پاسخ مستقیم به قدردانی از دلار واقعی (اسمی) مؤثر ایالات متحده دانست. همچنین ، Buetzer و همکاران.(2012) تأثیر استهلاک دلار ایالات متحده را در پنج کشور اوپک بررسی کرد و دریافت که قیمت صادرات نفت خام به طور مثبت به استهلاک ارز داخلی در برابر دلار تثبیت درآمد صادرات پاسخ می دهد. در همین راستا ، Krichene (2005 ، 2006) تأثیر نرخ ارز مؤثر اسمی دلار آمریکا را بر قیمت نفت بررسی کرد. وی دریافت که قدردانی از نرخ اسمی مؤثر دلار در ایالات متحده می تواند افزایش و کاهش قیمت نفت را افزایش دهد. ژانگ و همکاران.(2008) از مدل های VAR و ARCH در داده های روزانه برای 4 ژانویه 2000 ، تا 31 مه 2005 استفاده کرد. آنها نتیجه گرفتند که دلار آمریکا قیمت نفت خام بین المللی را هدایت می کند. Beckma and Czudaj (2013b) با استفاده از دو اقدام از نرخ ارز مؤثر دلار در ایالات متحده از ژانویه 1974 تا نوامبر 2001 ، تکنیک های ادغام مشترک را به کار برد. همچنین ، Sadosky (2000) دریافت که نرخ ارز و قیمت انرژی با هم یکپارچه شده است و تجزیه و تحلیل علی نشان می دهد حرکت نرخ ارز باعث تغییر در گرمایش روغن و قیمت نفت خام در کوتاه مدت می شود. به همین ترتیب ، اکرم (2009) اظهار داشت که استهلاک دلار آمریکا منجر به افزایش قیمت نفت می شود. همچنین ، یونگ ، و همکاران.(2019) رابطه بین نرخ ارز ایالات متحده و کانادایی و قیمت واقعی نفت را با استفاده از یک روش تاخیر توزیع شده غیر خطی و یک آزمون علیت گرنجر از ژانویه 1982 تا مارس 2019 بررسی کرد. روغن یکپارچه شده است. همچنین ، علیت عدم تقارن بلند مدت از نرخ ارز ایالات متحده و کانادا به قیمت واقعی نفت منتقل می شود. با این حال ، دینگ و VO (2012) علیت دو طرفه بین قیمت نفت و نرخ ارز را پیدا کردند.
Ademola و David (2011) با استفاده از داده های ماهانه برای سالهای 2009-2009 ، همبستگی بین قیمت نفت و نرخ ارز NAIRA را در برابر دلار ایالات متحده بررسی کردند. در این مطالعه از قیمت نفت و Naira/U. S استفاده شده است. نرخ دلار. آنها از روش معمولی حداقل مربع استفاده کردند. آنها برای دوره مورد بررسی ، پیوندهای قابل توجهی بین قیمت نفت و نرخ ارز در نیجریه پیدا کردند. Umoru و همکاران.(2018) اثرات نوسانات قیمت نفت بر تغییرپذیری نرخ ارز ، ذخیره ارز ، تولید ناخالص داخلی و هزینه های دولت را بررسی کرد. آنها از تجزیه و تحلیل پاسخ خودکار و همچنین پاسخ تکانه استفاده کردند. آنها دریافتند که قیمت نفت نوسانات نرخ ارز ، ذخایر خارجی ، هزینه های دولت و تولید ناخالص داخلی را برجسته می کند. Bankole و Shuaibu (2013) تأثیر تغییر قیمت نفت را در تجمع ذخیره بین المللی از سال 1960 تا 2011 بررسی کردند. این مطالعه از یک روش وکتور خودکار (VAR) استفاده کرده است. آنها دریافتند که تغییر قیمت نفت در طولانی مدت و در کوتاه مدت بر ذخیره تأثیر گذاشته است. علاوه بر این ، Olanipekun (2016) رابطه بین شوک های قیمت نفت ، نرخ ارز ، ذخیره خارجی و تولید ناخالص داخلی واقعی را از سه ماهه اول سال 1971 تا سه ماهه اول سال 2014 بررسی کرد. این مطالعه از یک مدل بردار ساختاری (SVAR) استفاده کرده است و پاسخ ضربه ایتابع. آنها دریافتند که شوک قیمت نفت بر ذخیره خارجی ، نرخ ارز و رشد اقتصادی تأثیر منفی دارد.
Osigwe (2015) با استفاده از رگرسیون حداقل مربعات مربع و حداقل دو مرحله ای و علیت گرنجر ، تأثیر نرخ ارز بر قیمت نفت را بررسی کرد. این مطالعه نشان داد که نرخ ارز تأثیر منفی بر قیمت نفت نیجریه دارد و هم نرخ ارز و هم قیمت نفت تأثیر مثبتی بر رشد اقتصادی نیجریه دارد. Oriavwote و Eriemo (2012) تأثیر نوسانات قیمت نفت بر نرخ ارز از سال 1980 تا 2010 را بررسی کردند. آنها رابطه بلند مدت بین قیمت نفت و نرخ ارز پیدا کردند. همچنین ، تغییر قیمت نفت باعث نرخ ارز می شود.
چن و چن (2007) با استفاده از داده های ماهانه برای کشورهای G7 ، رابطه بلند مدت بین قیمت نفت و نرخ ارز واقعی را بررسی کردند. آنها دریافتند که قیمت نفت تأثیر غالب بر جنبش نرخ ارز واقعی در این کشورها دارد. همچنین ، عزیز (2009) تأثیر نوسانات قیمت نفت را بر صادرکننده خالص نفت و کشورهای وارد کننده نرخ ارز واقعی بررسی کرد. آنها شواهدی از رابطه بلند مدت بین متغیرها و قیمت نفت تأثیر مثبت مثبت بر نرخ ارز واقعی صادرکننده خالص و کشورهای وارد کننده پیدا کردند. سلیمان و محمد (2011) با استفاده از داده های سالانه از سال 1980 تا 2010 ، رابطه بلند مدت بین قیمت نفت واقعی ، نرخ ارز مؤثر و دیفرانسیل بهره وری را مورد بررسی قرار دادند. این مطالعه نشان داد که رابطه بلند مدت در بین متغیرها و قیمت واقعی نفت وجود داردتأثیر مثبت بر نرخ ارز مؤثر واقعی در حالی که تأثیر منفی تأثیر منفی بر نرخ ارز مؤثر واقعی است. به همین ترتیب ، اوزسو و آکینکونمی (2011) تأثیرات مثبت قیمت نفت بر نرخ ارز نیجریه را تأیید کردند. در همین راستا ، کلمن و همکاران.(2011) ، در مطالعه کیفری خود در مورد 13 کشور آفریقایی ، رابطه بلند مدت بین قیمت نفت واقعی و نرخ ارز مؤثر واقعی در نیجریه پیدا کرد.
Osuji (2015) با استفاده از داده های ماهانه از ژانویه 2008 تا دسامبر 2014 ، تأثیر قیمت نفت بر نرخ ارز نیجریه را مورد بررسی قرار داد. در این تحقیق از آزمون علیت معمولی حداقل مربع و گرنجر استفاده شده است. این مطالعه نشان داد که قیمت نفت تأثیر منفی قابل توجهی بر نرخ ارز دارد و قیمت نفت باعث نوسانات نرخ ارز در نیجریه می شود. در یک کار مرتبط ، آدنیی و همکاران.(2012) اظهار داشت که Naira/U. S. مبادله دلار با افزایش قیمت نفت در طول دوره مطالعه قدردانی می کند و بشر و همکاران.(2012) علیت یک طرفه را از قیمت نفت تا نرخ ارز پیدا کرد.
Olomola و Adejumo (2006) با استفاده از داده های سالانه از سال 1970 تا 2003 و مدل اتورگرایی وکتور (VAR) ، تأثیر قیمت نفت بر نرخ ارز و رشد اقتصادی را مورد بررسی قرار دادند. آنها تأثیر قابل توجهی از قیمت نفت بر نرخ ارز و تأثیر ناچیز بر رشد اقتصادی نیجریه نشان دادند. Olayungbo (2019) تأثیر تغییر قیمت نفت ، ذخیره خارجی و نرخ ارز در نرخ ارز را با استفاده از داده های سالانه از سال 1970 تا 2011 بررسی کرد. این مطالعه از مدل GARCH و همچنین روش ادغام و اصلاح خطا Johansen استفاده شده است. آنها نشان دادند که تغییر متناسب در قیمت نفت منجر به تغییر متناسب در نرخ ارز نیجریه شد.
برعکس ، Olayungbo (2019) پیوند علّی بین قیمت نفت و نرخ ارز ، ذخیره بین المللی و مانده تجارت در نیجریه را بررسی کرد. آنها فاش کردند که قیمت نفت باعث نرخ ارز ، مانده تجارت نمی شود و تنها ذخیره بین المللی با قیمت نفت نیجریه رابطه بلند مدت دارد. با این حال ، Salisu و Mobolaji (2013) با محاسبه وزن بهینه نگه داشتن دارایی های نفتی و مبادلات خارجی ، بازده و انتقال نوسانات بین قیمت نفت و نرخ ارز ایالات متحده و نیجریه و استراتژی محافظت را بررسی کردند. آنها از مدل VAR-GARCH برای ضبط اثرات سرریز در بازده و انتقال نوسانات بین قیمت نفت و نرخ ارز استفاده کردند. آنها بازده دو طرفه و انتقال سرریز بین بازارهای نفت و ارزی را شناسایی کردند. همچنین ، بازارهای نفت و ارزی می توانند به طور مؤثر در برابر یکدیگر محافظت کنند.
روش شناسی
این مطالعه با اتخاذ یک شکل دو متغیره از Bollerslev (1986) از یک مدل Var-Agarch که اخیراً توسعه یافته است ، به کار گرفته شده است تا تخمین روابط بین قیمت نفت و بازارهای ارزی (از این پس FX) در نیجریه را تخمین بزند. دو متغیره (1،1) شکل می گیرد:
معادله میانگین مشروط به شرح زیر است:
راهنمای تجارت فارکس...
ما را در سایت راهنمای تجارت فارکس دنبال می کنید
برچسب :
نویسنده : نسیم خاکسار
بازدید : <-PostHit->
تاريخ : سه
شنبه
14 شهريور
1402 ساعت: 18:32