انتخاب استراتژی هایی که ارزش سهامدار را ایجاد می کند

ساخت وبلاگ

در محیط شغلی سریع و سریع و غالباً مبهم ، سیستم های رسمی برای برنامه ریزی استراتژیک به یکی از ابزارهای اصلی مدیریت عالی برای ارزیابی و مقابله با عدم اطمینان تبدیل شده اند. اعضای هیئت مدیره شرکت ها همچنین علاقه بیشتری به اطمینان از اینکه شرکت از استراتژی های کافی برخوردار است ، نشان می دهند که این موارد در برابر نتایج واقعی مورد آزمایش قرار می گیرند. در حالی که پویایی سازمانی و […]

  • آلفرد راپاپورت
  • آلفرد راپاپورت

توییت پست اشتراک گذاری حاشیه نویسی کردن صرفه جویی PDF را دریافت کنید کپی بخرید چاپ توییت پست اشتراک گذاری حاشیه نویسی کردن صرفه جویی PDF را دریافت کنید کپی بخرید چاپ

در محیط شغلی سریع و سریع و غالباً مبهم ، سیستم های رسمی برای برنامه ریزی استراتژیک به یکی از ابزارهای اصلی مدیریت عالی برای ارزیابی و مقابله با عدم اطمینان تبدیل شده اند. اعضای هیئت مدیره شرکت ها همچنین علاقه بیشتری به اطمینان از اینکه شرکت از استراتژی های کافی برخوردار است ، نشان می دهند که این موارد در برابر نتایج واقعی مورد آزمایش قرار می گیرند. در حالی که پویایی سازمانی و پیچیدگی فرایند برنامه ریزی استراتژیک در بین شرکت ها بسیار متفاوت است ، این روند تقریباً به طور همیشگی در صورتهای مالی پیش بینی شده (معمولاً پنج ساله) به اوج خود می رسد.

این قالب حسابداری مدیران و هیئت مدیره را قادر می سازد تا برنامه های استراتژیک را با همان شرایطی که شرکت عملکرد خود را به سهامداران و جامعه مالی گزارش می دهد ، بررسی و تصویب کنند. طبق روش فعلی ، صورتهای مالی پیش بینی شده ، به ویژه سود پیش بینی شده در هر عملکرد سهم ، معمولاً به عنوان مبنای قضاوت در مورد جذابیت برنامه استراتژیک یا بلند مدت شرکت ها خدمت می کنند.

رویکرد متعارف حسابداری گرا برای ارزیابی برنامه استراتژیک ، پاسخ های قابل توجهی را برای سؤالات اساسی ارائه نمی دهد:

  • آیا برنامه شرکت برای سهامداران ارزش ایجاد می کند؟اگر چنین است ، چقدر؟
  • کدام واحدهای تجاری ارزش ایجاد می کنند و کدام یک نیستند؟
  • چگونه برنامه های استراتژیک جایگزین بر ارزش سهامداران تأثیر می گذارد؟

هدف اصلی من در اینجا ارائه یک رویکرد عالی و تئوریک از نظر نظری و عملی برای ارزیابی سهم برنامه های واحد تجاری استراتژیک (SBU) و برنامه های استراتژیک شرکت در جهت ایجاد ارزش اقتصادی برای سهامداران است.

محدودیت های EPS

هدف اصلی برنامه ریزی استراتژیک شرکت ایجاد ارزش برای سهامداران است. چنین برنامه ریزی با تمرکز سیستماتیک بر تصمیم گیری استراتژیک ، به مدیریت کمک می کند تا منابع شرکت را به تولیدی ترین و سودآورترین آنها اختصاص دهد. معمولاً فرض بر این است که اگر برنامه استراتژیک رشد "رضایت بخش" در EPS را فراهم کند ، با تحقق این طرح ، ارزش بازار سهام شرکت افزایش می یابد ، بنابراین ارزش سهامداران را ایجاد می کند. متأسفانه ، رشد EPS لزوماً منجر به افزایش ارزش بازار سهام نمی شود. این پدیده را می توان به صورت تجربی مشاهده کرد و به دلایل نظری نیز توضیح داد.

از 400 شرکت صنعتی استاندارد و پور ، 172 نرخ رشد EPS ترکیبی 15 ٪ یا بهتر در طی سالهای 1974-1979 به دست آورد. در 27 یا 16 ٪ از این شرکت ها سهامداران نرخ منفی بازده از سود سهام به علاوه ضرر سرمایه را تحقق بخشیدند. برای 60 یا 35 ٪ از 172 شرکت ، بازده سهامداران برای جبران آنها فقط برای تورم ناکافی بود. بازده هیچ جبران خسارت برای خطر ندارد. نمایشگاه من مجموعه کاملی از آمار را ارائه می دهد. شواهد اضافی در مورد رابطه نامشخص بین رشد EPS و بازده سهامداران توسط بررسی ثروت "500" در سال 1980 از بزرگترین شرکتهای صنعتی ارائه می شود. چهل و هشت یا تقریباً 10 ٪ از شرکتها به نرخ رشد مثبت EPS دست یافته اند ، در حالی که سهامداران آنها نرخ منفی بازده را برای دوره 1969-1999 تحقق بخشیدند. سیزده نفر از این شرکت ها در این دوره نرخ رشد EPS بیش از 10 ٪ داشتند.

نمایشگاه I EPS نرخ رشد در مقابل نرخ بازده سهامداران برای 400 شرکت صنعتی Standard & Poor توجه: رشد EPS و محاسبات نرخ بازده تهیه شده توسط CompuServe ، Inc. با استفاده از پایگاه داده Compustat Standard & Poor.

EPS و نسبت حسابداری مرتبط ، مانند بازده سرمایه گذاری و بازده سهام عدالت ، کاستی هایی را به عنوان استانداردهای مالی برای ارزیابی استراتژی شرکت ها به شش دلیل زیر دارند:

1. تعیین کننده های جایگزین و به همان اندازه قابل قبول برای شکل EPS امکان پذیر است. نمونه های برجسته تفاوت هایی است که از رویکردهای LIFO و FIFO به محاسبات هزینه فروش و روش های مختلف محاسبات استهلاک ناشی می شود.

2. ارقام درآمد نشان دهنده تفاوت در ریسک بین استراتژی ها و SBU ها نیست. ریسک هم به دلیل ماهیت سرمایه گذاری تجاری و هم با نسبت نسبی بدهی و حقوق صاحبان سهام که برای تأمین مالی سرمایه گذاری استفاده می شود ، شرط می شود.

3. درآمد سرمایه در گردش و سرمایه گذاری ثابت مورد نیاز برای رشد پیش بینی شده فروش را در نظر نمی گیرد.

4- در حالی که درآمد پیش بینی شده ، البته ، تخمین درآمدها و هزینه های آینده را در بر می گیرد ، آنها تغییرات احتمالی در هزینه سرمایه یک شرکت را به دلیل تورم و به دلیل تغییر ریسک تجاری و مالی نادیده می گیرند.

5- رویکرد EPS به استراتژی ، سیاست سود سهام را نادیده می گیرد. اگر هدف این بود که EPS را به حداکثر برساند ، می توان استدلال کرد که شرکت هرگز نباید سود سهام را بپردازد تا زمانی که انتظار می رود بازده مثبت سرمایه گذاری جدید را بدست آورد. اما می دانیم که اگر شرکت وجوه سهامداران را با حداقل نرخ قابل قبول بازار سرمایه گذاری کند ، ارزش شرکت به کاهش می رسد.

6. رویکرد EPS نرخ اولویت زمانی را برای جریان EPS مشخص نمی کند ، یعنی ارزش یک دلار از EPS را در سال جاری در مقایسه با یک سال از این پس ، دو سال از اکنون و غیره تعیین نمی کند.

رویکرد ارزش سهامدار

ارزش اقتصادی هر سرمایه گذاری به سادگی جریان نقدی پیش بینی شده با هزینه سرمایه است. البته یکی از ویژگی های اساسی تکنیک جریان نقدی با تخفیف ، این است که در نظر می گیرد که یک دلار پول نقد دریافت شده امروز بیش از یک دلار دریافت شده در سال از این پس ارزش دارد ، زیرا دلار امروز می تواند برای کسب درآمد در طول بازپرداخت سرمایه گذاری شودزمان مداخله

در حالی که بسیاری از شرکت ها از رویکرد ارزش سهامدار با استفاده از تجزیه و تحلیل DCF در بودجه بندی سرمایه استفاده می کنند ، آنها بیشتر از سطح استراتژی شرکت ها از آن در سطح پروژه استفاده می کنند. بنابراین ، ما گاهی اوقات وضعیتی را می بینیم که پروژه های سرمایه به طور مرتب از حداقل نرخ قابل قبول بازده فراتر می روند ، در حالی که خود واحد تجارت "یک مشکل" است و برای سهامداران ارزش کمی یا ارزشی ایجاد می کند. معیار DCF نه تنها می تواند برای سرمایه گذاری های داخلی مانند موارد اضافی در ظرفیت موجود اعمال شود بلکه در تجزیه و تحلیل فرصت های رشد خارجی مانند ادغام شرکت ها و ادغام نیز مفید است.

شرکت ها می توانند این رویکرد را از کاربردهای جزئی به کل برنامه استراتژیک گسترش دهند. SBU معمولاً به عنوان کوچکترین واحد سازمانی تعریف می شود که برای آن برنامه ریزی استراتژیک یکپارچه، مربوط به یک محصول متمایز که در خدمت یک بازار کاملاً تعریف شده است، امکان پذیر است. یک استراتژی برای SBU ممکن است به عنوان مجموعه ای از سرمایه گذاری های مرتبط با محصول و بازار در نظر گرفته شود و خود شرکت ممکن است به عنوان مجموعه ای از این استراتژی های سرمایه گذاری مورد نیاز باشد. با تخمین جریان های نقدی آتی مرتبط با هر استراتژی، یک شرکت می تواند ارزش اقتصادی را برای سهامداران استراتژی های جایگزین در سطح واحد تجاری و شرکت ارزیابی کند.

مراحل تجزیه و تحلیل

تحلیل رویکرد ارزش سهامداران در برنامه ریزی استراتژیک شامل مراحل متوالی زیر است:

  • برآورد برای هر واحد تجاری و شرکت حداقل بازده عملیاتی قبل از مالیات بر فروش افزایشی مورد نیاز برای ایجاد ارزش برای سهامداران.
  • مقایسه حداقل نرخ های بازده قابل قبول فروش افزایشی با نرخ های تحقق یافته طی پنج سال گذشته و پیش بینی های اولیه برای سال آینده و برنامه پنج ساله.
  • برآورد سهم به ارزش سهامداران استراتژی های جایگزین در سطح واحد تجاری و شرکت.
  • ارزیابی طرح شرکت برای تعیین اینکه آیا رشد پیش بینی شده از نظر مالی با توجه به بازده پیش بینی شده فروش، الزامات سرمایه گذاری به ازای هر دلار فروش، ساختار سرمایه هدف، و سیاست تقسیم سود، امکان پذیر است یا خیر.
  • خود ارزیابی مالی در سطح واحد تجاری و شرکتی.

(قبل از ادامه مثال موردی در بخش بعدی، خواننده ممکن است بخواهد به پیوست مراجعه کند تا مبنای برآورد حداقل بازده عملیاتی قبل از مالیات بر فروش افزایشی مورد نیاز برای افزایش ارزش سهامداران و همچنین محاسبه سهامدار مطلق را بررسی کند. ارزش ارائه شده توسط استراتژی های مختلف.)

ضمیمه: محاسبه ارزش کمک شده توسط استراتژی

ارزش فعلی یک کسب و کار به سادگی به عنوان جریان های نقدی عملیاتی پیش بینی شده پس از مالیات که با میانگین موزون هزینه سرمایه تنزیل می شود، تعریف می شود. ارزش فعلی ادعاهای حقوق صاحبان سهام یا ارزش سهامداران، ارزش شرکت (یا واحد تجاری) منهای ارزش بازار بدهی فعلی جاری است. ارزش حقوق صاحبان سهام برای کسب وکاری که انتظار رشد واقعی بیشتری را ندارد و همچنین انتظار دارد که افزایش هزینه های سالانه با افزایش قیمت فروش جبران شود، با فرمول زیر نشان داده می شود:

Et= ارزش حقوق صاحبان سهام در زمان t

P = درآمد قبل از بهره و مالیات تقسیم بر فروش

t = نرخ مالیات بر درآمد

k = متوسط هزینه سرمایه

Dt= ارزش بازار بدهی برجسته در زمان t

تغییر در ارزش سهامداران (E) E) برای افزایش سطح معینی از فروش (î) سپس:

P '= î "EBIT/î" فروش ، یعنی حاشیه عملیاتی افزایشی در فروش افزایشی

f = هزینه های سرمایه منهای استهلاک در هر دلار افزایش فروش

W = پول نقد مورد نیاز برای سرمایه در گردش خالص در هر دلار افزایش فروش

تغییر در سهام یا ارزش سهامدار تفاوت بین جریان پول نقد عملیاتی پس از آن و هزینه سرمایه گذاری مورد نیاز برای سرمایه ثابت و در گردش است. از آنجا که فرض بر این است که تمام جریان های نقدی در پایان دوره رخ می دهد ، هزینه های سرمایه در گردش و دارایی های ثابت توسط (1 + K) برای به دست آوردن ارزش فعلی تخفیف می یابد. در هر زمان که ارزش جریان و جریان های یکسان باشد ، افزایش ارزش سهامدار برای افزایش فروش مشخص وجود ندارد. به طور خاص ، چه زمانی

از معادله (3) بازده عملیاتی یکنواخت یا حداقل بازده عملیاتی پیش پرداخت فروش افزایشی (Pî "حداقل) مورد نیاز برای ایجاد ارزش برای سهامداران به عنوان:

حداقل بازده عملیاتی پیش پرداخت ارزش فروش افزایشی برای سهامداران * * نرخ مالیات بر درآمد فرض شده ، 46 ٪.

حداقل بازده قابل قبول در فروش افزایشی برای طیف وسیعی از نیازهای سرمایه گذاری در هر دلار از فروش و هزینه های سرمایه در زیر ارائه شده است.

ارزش سهامدار که توسط هر استراتژی کمک می کند ، می تواند با در نظر گرفتن ارزش سرمایه ای تفاوت بین پیش بینی شده و حداقل بازده عملیاتی قابل قبول در فروش افزایشی تخمین زده شود. به طور خاص ، تغییر در ارزش سهامدار برای زمان T توسط معادله زیر ارائه می شود ، که فرض می کند نرخ مالیات بر درآمد کتاب و پول نقد یکسان است. اگر اینگونه نباشند ، باید اصطلاح دیگری اضافه شود.

برای نشان دادن ، یک تجارت با 50 میلیون دلار برای سال اخیر خود و فرضیات زیر برای برنامه پنج ساله خود در نظر بگیرید: نرخ رشد فروش = 15 ٪ ؛حاشیه عملیاتی پیشرانه در فروش افزایشی = 13. 5 ٪ برای دو سال اول و برای سه سال باقی مانده 14. 5 ٪. نرخ مالیات کتاب و نقدی = 46 ٪ ؛سرمایه در گردش در هر دلار فروش = . 20 ؛مخارج سرمایه در هر دلار فروش = . 35 ؛و هزینه سرمایه = 14 ٪. استفاده از معادله (4) برای حداقل بازده فروش افزایشی (P "حداقل) ، 12. 5 ٪ به دست می آوریم. خلاصه ای از ارزش سهامدار که توسط برنامه پنج ساله کمک می کند در زیر آورده شده است.

ارزش سهامدار توسط برنامه پنج ساله (در میلیون ها دلار) کمک می کند

مورد econoval

Econoval ، یک شرکت تولیدی متنوع ، عملیات خود را به سه خط مشاغل - انسانهای سازنده ، انرژی و قطعات خودرو تقسیم می کند (به نمایشگاه II مراجعه کنید).

نمایشگاه دوم نمای کلی استراتژیک از خطوط تجاری Econoval

قبل از شروع تجزیه و تحلیل دقیق خود ، مدیران Econoval باید برای محاسبه ارزش کمک شده توسط استراتژی هر واحد تجاری ، افق زمانی مناسب را انتخاب کنند. مراحل چرخه عمر محصول واحدهای مختلف معمولاً این انتخاب را تعیین می کند. اگر بخواهیم ایجاد ارزش را برای همه مشاغل به طور خودسرانه در یک افق زمانی مشترک اندازه گیری کنیم ، 5 سال می گویند ، پس از آن مشاغل جنینی با نیازهای بزرگ سرمایه در سالهای اولیه و بازپرداخت های بزرگ در سالهای بعد حتی اگر انتظار می رود که از آنها به عنوان چشم انداز ضعیف تلقی شود. ارزش استثنایی در چرخه زندگی. بنابراین ، در این حالت ، من پیش بینی های واحد نیمه هادی را به 10 سال افزایش داده ام و پیش بینی های محدودی برای واحدهای قطعات انرژی و خودرو را تا 5 سال در برنامه مالی بلند مدت شرکت دارم.

مرحله 1 - ارزیابی حداقل بازده فروش افزایشی مورد نیاز برای ایجاد ارزش برای سهامداران. مبنای محاسبه حداقل بازده قابل قبول در فروش افزایشی به عنوان معادله (4) در پیوست ظاهر می شود. برای هر واحد تجاری ، چهار پارامتر باید تخمین زده شود: مخارج سرمایه در هر دلار افزایش فروش ، پول نقد مورد نیاز برای سرمایه در گردش به ازای هر دلار از فروش ، نرخ مالیات بر درآمد و متوسط هزینه سرمایه. نمایشگاه III نتایج را خلاصه می کند.

نمایشگاه III حداقل بازده عملیاتی پیش پرداخت بر اساس پیش بینی برنامه ریزی اولیه

قبل از ادامه کار ، باید در مورد چگونگی تخمین این متغیرها اظهار نظر کنم. برای برآورد ارزش های اخیر برای سرمایه گذاری مورد نیاز برای هر دلار از فروش ، به سادگی جمع کلیه هزینه های سرمایه استهلاک کمتری در طی 5 یا 10 سال گذشته می گیرد و این مبلغ را با افزایش فروش در طول دوره تقسیم می کند. توجه داشته باشید که اگر یک تجارت همچنان به جایگزین تسهیلات موجود در نوع خود ادامه دهد و اگر قیمت این تسهیلات ثابت باقی بماند ، پس شمارنده (یعنی هزینه های سرمایه استهلاک کمتری) هزینه رشد واقعی در ظرفیت تولید را تقریبی می کند.

با این حال ، هزینه های هزینه های سرمایه معمولاً هر سال به دلیل نیروهای تورمی و الزامات نظارتی مانند کنترل محیط زیست افزایش می یابد. این افزایش هزینه ها ممکن است تا حدی با پیشرفت در فناوری جبران شود. بنابراین شمارنده نه تنها هزینه رشد واقعی بلکه تغییرات قیمت در تسهیلات و همچنین تأثیر تغییرات مخلوط محصول ، تنظیم و پیشرفت های فناوری را منعکس می کند. این که آیا ارزش تاریخی این متغیر مبنای معقولی برای دوره پیش بینی است ، به میزان قابل توجهی و تا چه اندازه شرکت می تواند با توجه به ساختار رقابتی صنعت ، افزایش هزینه های ثابت را با قیمت های بالاتر در آینده جبران کند.

افزایش سرمایه در گردش مورد نیاز باید منعکس کننده پیامدهای جریان نقدی در (1) حداقل مانده نقدی مورد نیاز ، (2) حساب های دریافتنی ، (3) موجودی و (4) حساب های قابل پرداخت و تعهدی باشد.

نرخ مناسب برای تخفیف جریان پول نقد شرکت ، میانگین وزنی هزینه های بدهی و سرمایه سهام است. به عنوان مثال ، فرض کنید هزینه بدهی یک شرکت 6 ٪ و هزینه تخمین زده شده آن 16 ٪ است. علاوه بر این ، این برنامه قصد دارد تا به نسبت زیر 20 ٪ پوند به روش بدهی و 80 ٪ از حقوق صاحبان سهام افزایش یابد. این هزینه متوسط سرمایه را 14 ٪ به شرح زیر محاسبه می کند:

آیا هزینه سرمایه شرکت نرخ مناسب برای تخفیف پیش بینی جریان نقدی واحدهای تجاری فردی است؟استفاده از نرخ تخفیف واحد برای کلیه قسمت های شرکت فقط در صورت بعید است که از نظر یکسان خطرناک باشد ، معتبر است.

مدیرانی که از نرخ تخفیف واحد در سطح شرکت استفاده می کنند ، احتمالاً به نفع بودجه مشاغل با ریسک بالاتر با هزینه مشاغل کم خطر ، تعصب مداوم دارند. برای ارائه یک چارچوب مداوم برای برخورد با ریسک های مختلف سرمایه گذاری و در نتیجه افزایش ارزش سهامدار ، مدیریت باید وجوه را به واحدهای تجاری بر اساس بازده تنظیم شده ریسک اختصاص دهد.

روند تخمین هزینه یک واحد تجاری به ناگزیر شامل درجه قابل توجهی از قضاوت اجرایی است. بر خلاف شرکت به طور کلی ، معمولاً واحد تجاری هیچ قیمت بازار ارسال نشده ای ندارد که به تحلیلگر امکان تخمین خطر سیستماتیک یا مرتبط با بازار را می دهد. علاوه بر این ، اختصاص دادن وزنه های تأمین مالی آینده (بدهی و حقوق صاحبان سهام) به واحدهای تجاری فردی اغلب دشوار است.

یک رویکرد برای تخمین هزینه حقوق صاحبان سهام یک واحد تجاری، شناسایی سهامی است که به صورت عمومی معامله می شود در همان خط کسب و کار که ممکن است انتظار می رود تقریباً همان میزان ریسک سیستماتیک یا بازاری واحد تجاری داشته باشد. پس از تعیین هزینه حقوق صاحبان سهام و هزینه بدهی، تحلیلگر می تواند میانگین موزون هزینه سرمایه را برای واحد تجاری به همان شیوه شرکت محاسبه کند.

هزینه حقوق صاحبان سهام یا حداقل بازده مورد انتظار سرمایه گذاران، نرخ بدون ریسک (شامل نرخ تورم بلندمدت مورد انتظار) است که در بازده فعلی موجود در اوراق قرضه دولتی بلندمدت به اضافه حق بیمه برای پذیرش ریسک سهام منعکس می شود. حق بیمه کلی ریسک بازار در 40 سال گذشته به طور متوسط 5. 7 درصد بوده است. 1 حق بیمه ریسک برای یک اوراق بهادار منفرد را می توان به عنوان محصول حق بیمه ریسک بازار و ریسک سیستماتیک اوراق بهادار فردی یا ضریب بتا تخمین زد. 2

در زیر برآورد هزینه حقوق صاحبان سهام واحد نیمه هادی Econoval آمده است:

نرخ بدون ریسک + میانگین ضریب بتا برای شرکت های نیمه هادی منتخب با تامین مالی مشابه × حق بیمه ریسک بازار برای سرمایه گذاری های سهام = هزینه حقوق صاحبان سهام

با فرض هزینه پس از مالیات بدهی 6. 5 درصد و نسبت تأمین مالی 25 درصد بدهی و 75 درصد حقوق صاحبان سهام، هزینه سرمایه تعدیل شده با ریسک واحد نیمه هادی 15 درصد برآورد می شود. نرخ های تنظیم شده بر اساس ریسک برای واحدهای انرژی و قطعات خودرو به ترتیب 14 و 13 درصد است.

مرحله 2- مقایسه حداقل نرخ های قابل قبول بازده در فروش افزایشی با نرخ های اخیر و پیش بینی های برنامه ریزی اولیه. Econoval با ایجاد برخی تخمین های اولیه از حداقل بازده فروش افزایشی، اکنون مایل است این نرخ ها را با نرخ های پیش بینی شده قبلی و اولیه برای دوره برنامه ریزی هر واحد تجاری مقایسه کند. این مقایسه (شکل IV) هم یک بررسی معقول در مورد پیش بینی ها و هم بینش هایی در مورد پتانسیل واحدهای تجاری مختلف برای ایجاد ارزش سهامداران ارائه می دهد.

نمایشگاه IV نرخ بازدهی Econoval در فروش افزایشی

از شکل IV، می توانیم تعیین کنیم که واحد نیمه رسانا در حال پیش بینی بهبود قابل توجهی نسبت به حاشیه های تاریخی است که بر اساس تغییر ترکیب محصول مداوم به سمت موارد اختصاصی با حاشیه بالاتر و هزینه های قابل توجه تحقیق و توسعه برای حفظ رقابت در مسابقه منحنی یادگیری است.

اگر حاشیه برنامه ریزی شده تحقق یابد ، واحد نیمه هادی به ارزش سهامدار کمک می کند. در این مرحله اولیه ، شرکت نگران استدلال پیش بینی ها و فاصله اندک بین حاشیه های پیش بینی شده و حداقل قابل قبول است. واحد انرژی در حال پیش بینی نرخ بازده فروش افزایشی مطابق با تجربه اخیر خود است و این نرخ 11 ٪ به راحتی نسبت به حداقل نرخ قابل قبول 9. 1 ٪ است.

واحد تجاری مشکل بخش قطعات خودرو است. حاشیه ها به طور پیوسته در حال از بین رفتن هستند ، و حاشیه پنج ساله پیش بینی شده دقیقاً بالاتر از حداقل قابل قبول است. بنابراین مدیران Econoval متعهد به تحقیق در مورد طیف گسترده ای از گزینه های استراتژیک برای واحد خودرو هستند.

مرحله 3 - ارزیابی سهم ارزش سهامدار برای استراتژی های جایگزین در واحد تجاری و سطح شرکت ها. هنگامی که این شرکت پیش بینی های برنامه ریزی اولیه خود را توسعه داده و تجزیه و تحلیل کرده است ، مدیران SBU و گروه برنامه ریزی شرکت می توانند تجزیه و تحلیل های مفصل تری را برای ارزیابی سناریوهای برنامه ریزی جایگزین تهیه کنند. نمایشگاه پنجم پارامترهای برنامه ریزی واحد نیمه هادی را برای سناریوهای محافظه کار ، به احتمال زیاد و خوش بینانه نشان می دهد.

نمایشگاه برنامه ریزی واحد نیمه هادی نمایشگاه برای سناریوهای مختلف

بدترین حالت یا سناریوی محافظه کارانه ، نفوذ قابل توجهی در بازار توسط تولید کنندگان ژاپنی از طریق پیشرفت های مهم فناوری همراه با کاهش قیمت تهاجمی دارد. محتمل ترین سناریو فرض می کند تسلط مداوم گروه نیمه هادی در بازار فلز-اکسید-سمی ساز (MOS) ، هزینه های تحقیق و توسعه قابل توجه برای اینکه گروه نیمه هادی بتواند رقابت خود را در مسابقه منحنی یادگیری و تطبیق تدریجی فن آوری ژاپنی حفظ کند ، که فشار را به همراه خواهد داشت. در حاشیه فروش. سناریوی خوش بینانه رشد سریعتر صنعت و موفقیت بزرگ در تلاش واحد برای حک کردن سوله های اختصاصی با حاشیه بالا را پروژه می کند.

نمایشگاه VI سهم ارزش سهامدار را برای هر یک از این سه سناریو و برای طیف وسیعی از نرخ تخفیف ارائه می دهد.

نمایشگاه سهم ارزش سهامدار واحد نیمه هادی VI برای سناریوهای مختلف و نرخ تخفیف در میلیون ها دلار

Econoval انتظار دارد که برنامه 10 ساله واحد نیمه هادی برای محتمل ترین سناریو برای کمک به 10. 60 میلیون دلار به ارزش سهامداران کمک کند. دامنه ارزش سهامداران از سناریوهای محافظه کار تا خوش بینانه از 4. 87 میلیون دلار به 29. 93 میلیون دلار برای هزینه تخمینی سرمایه یا نرخ تخفیف 15 ٪ است.

ارزیابی احتمال هر سناریو بینش بیشتری در مورد ریسک پذیری نسبی استراتژی های سرمایه گذاری واحد تجاری ارائه می دهد. به عنوان مثال، اگر هر سه سناریو به یک اندازه محتمل باشند، وضعیت خطرناک تر از زمانی است که محتمل ترین سناریو 60 درصد و دو سناریوی دیگر هر کدام 20 درصد محتمل باشند.

Econoval تجزیه و تحلیل های مشابهی را برای واحدهای انرژی و قطعات خودرو انجام داد. شکل VII نتایج محتمل ترین سناریوها را خلاصه می کند. برای اطمینان از ثبات در مقایسه یا ادغام سناریوهای واحدهای تجاری مختلف، مهم است که گروه برنامه ریزی شرکتی مشخص کند که چنین سناریوهایی در مورد عوامل محیطی حیاتی مانند تورم و قیمت انرژی دارای فرضیات مشترک هستند.

نمایش VII ارزش سهامداران، رشد فروش، و نرخ رشد سود بر اساس واحد تجاری برای سناریوهای محتمل

با بررسی دقیق تر، می بینیم که تجزیه و تحلیل در شکل VII از نگرانی مدیریت در مورد عملکرد واحد خودرو پشتیبانی می کند. در حالی که این واحد اکنون 50 درصد از فروش Econoval را به خود اختصاص داده است، شرکت انتظار دارد که تنها 3. 57 میلیون دلار یا حدود 15 درصد از کل افزایش ارزش سهامداران را به خود اختصاص دهد.

بر اساس معیارهای سنتی مانند نرخ های رشد فروش و درآمد، واحد نیمه رسانا به وضوح به عنوان ستاره دار ظاهر می شود. با این حال، نیازمندی های سرمایه گذاری و ریسک بالای آن در برابر حاشیه فروش، پتانسیل ارزش آفرینی آن را محدود می کند. علیرغم این واقعیت که نرخ رشد فروش و درآمد واحد نیمه هادی به طور قابل ملاحظه ای بیشتر از نرخ رشد واحد انرژی است، انتظار می رود که واحد نیمه هادی در 10 سال آینده نسبت به واحد انرژی در 5 سال آینده ارزش سهامداران بیشتری داشته باشد.

افزایش ارزش سهامداران به ازای هر دلار سرمایه گذاری با تخفیف، اطلاعات مهمی را در مورد اینکه کجا بیشترین منافع را به ازای هر دلار سرمایه گذاری دریافت می کند، به مدیریت ارائه می دهد. در واقع، این ارزش بازگشت سرمایه (VROI)، به جای بازگشت سرمایه حسابداری سنتی، مدیریت را قادر می سازد تا واحدهای تجاری مختلف را بر اساس یک معیار اقتصادی اساسی رتبه بندی کند.

شمارنده VROI صرفاً افزایش ارزش سهامداران یک استراتژی و مخرج ، هزینه یا سرمایه گذاری فعلی است. هنگامی که نسبت VROI برابر با صفر است ، استراتژی دقیقاً هزینه تنظیم ریسک سرمایه را به دست می آورد و وقتی VROI مثبت باشد ، این استراتژی نرخ بیشتر از هزینه سرمایه خود را به دست می آورد. توجه داشته باشید که واحد نیمه هادی در این اندازه گیری عملکردی مهم ، حتی در پشت واحد قطعات خودرو قرار دارد.

واحدهای رتبه بندی بر اساس VROI می توانند به ویژه برای دفتر مرکزی شرکت ها در موقعیت های جمع آوری سرمایه که در آن بخش های مختلف تجارت برای بودجه کمیاب رقابت می کنند ، مفید باشد. با این حال ، در تجزیه و تحلیل نهایی ، منابع شرکت باید به واحدها اختصاص یابد تا ارزش سهامداران کل سبد بازار محصول شرکت را به حداکثر برساند.

مرحله 4 - ارزیابی امکان سنجی مالی برنامه استراتژیک. هنگامی که شرکت یک برنامه مقدماتی را تعیین کرده است ، باید امکان سنجی مالی خود را آزمایش کند و آیا این سرمایه گذاری است. این شامل ادغام استراتژی های رشد سرمایه گذاری برنامه ریزی شده شرکت با سیاست های سود سهام و تأمین مالی آن است. یک نقطه شروع به ویژه مؤثر تخمین حداکثر نرخ پرداخت سود سهام مقرون به صرفه شرکت و حساسیت آن به فرضیات مختلف اساسی در برنامه استراتژیک است.

برای نشان دادن ، Econoval حداکثر پرداخت سود سهام را برای سال اول برنامه پنج ساله محاسبه می کند. به طور تلفیقی ، Econoval رشد 15. 5 ٪ ، درآمد قبل از بهره و مالیات (EBIT) به فروش 9. 56 ٪ ، سرمایه گذاری به ازای هر دلار از فروش افزایشی ، نرخ مالیات بر درآمد نقدی 42. 2 ٪ و یکنسبت بدهی به سهام به ترتیب فعلی و هدف به ترتیب 45. 2 ٪ و 44. 3 ٪. Econoval می تواند بیش از 6. 3 ٪ از درآمد خالص خود را به عنوان سود سهام پرداخت کند. با نرخ پرداخت 6. 3 ٪ ، درآمد حفظ شده ، به علاوه ظرفیت بدهی اضافه شده ، فقط برابر با دلار سرمایه گذاری مورد نیاز برای حمایت از رشد 15. 5 ٪ در فروش از 250 میلیون دلار به 288. 75 میلیون دلار است.

نشان دادن این نتیجه آسان است. با قیمت 0. 481 دلار در هر دلار از فروش افزایشی ، نیازهای سرمایه گذاری (خالص استهلاک) با افزایش 38. 75 میلیون دلار فروش پیش بینی شده در کل 18. 63 میلیون دلار خواهد بود. این مبلغ به شرح زیر تأمین می شود:

جدول نرخ پرداخت سود سهام مقرون به صرفه (نمایشگاه VIII) نشان می دهد که این نرخ نسبت به تغییرات در رشد ، سودآوری ، شدت سرمایه گذاری و اهرم مالی چقدر حساس است. به عنوان مثال ، توجه داشته باشید که اگر رشد فروش از 15. 5 ٪ به 16. 5 ٪ افزایش یابد ، حداکثر نرخ پرداخت سود سهام مقرون به صرفه از 6. 3 ٪ به 1. 1 ٪ کاهش می یابد ، در حالی16. 6 ٪

نمایشگاه VIII حداکثر تجزیه و تحلیل نرخ پرداخت سود سهام

نمایشگاه IX بیانیه صندوق های استراتژیک Econoval را برای دوره برنامه ریزی پنج ساله خود ارائه می دهد. پول نقد مورد نیاز برای سرمایه گذاری در سرمایه در گردش و سرمایه ثابت از منابع نقدی از عملیات در هر سال فراتر می رود. این تفاوت در خط "خالص نقدی مورد نیاز" منعکس شده است. منبع دیگر وجوه البته تأمین مالی بدهی است.

نمایشگاه صندوق های استراتژیک Econoval IX برای دوره برنامه ریزی پنج ساله در میلیون ها دلار

افزایش ظرفیت بدهی با استناد به نسبت بدهی هدف به سهام سه مشاغل اصلی Econoval ایجاد می شود. افزودن افزایش ظرفیت بدهی به نقدی خالص مورد نیاز ، حداکثر سود سهام مقرون به صرفه را فراهم می کند ، که همانطور که در ابتدا مشاهده می شود ، در سال اول 84/8 میلیون دلار یا 6. 3 ٪ است و سالانه در سال پنجم به 22. 3 ٪ افزایش می یابد.

در نمایشگاه X ، بیانیه های صندوق های استراتژیک برای هر یک از خطوط اصلی تجارت Econoval بینش های بهبود یافته در مورد فرصت های متعادل کننده نمونه کارها را ارائه می دهد. گروه نیمه هادی بار قابل توجهی را بر صندوق های شرکت ها قرار می دهد. طی پنج سال آینده به بیش از 26 میلیون دلار پول نقد نیاز دارد در حالی که واحدهای قطعات انرژی و اتومبیل حدود 7 میلیون دلار پول نقد را از بین می برند. حتی پس از در نظر گرفتن سهم تخمین بدهی در نیمه هادی ها ، دفتر مرکزی شرکت ها هنوز باید 11 میلیون دلار به این واحد منتقل کنند.

بیانیه صندوق های استراتژیک نمایشگاه X برای دوره برنامه ریزی پنج ساله توسط واحد تجاری به میلیون ها دلار

پس از تجزیه و تحلیل بیشتر ، مدیران Econoval نتیجه گرفتند که برنامه استراتژیک از نظر مالی امکان پذیر است. با این حال ، این تجزیه و تحلیل دو نگرانی را مطرح کرد. اول ، Econoval نرخ پرداخت سود سهام ارزان قیمت را داشت و در برابر حاشیه فروش پایین تر از آنچه پیش بینی شده بود ، آسیب پذیر بود. نگرانی فوری این بود که سود سهام سال جاری بزرگتر از سود سهام مقرون به صرفه پیش بینی شده سال آینده است.

همچنین ، بیانیه صندوق های استراتژیک ریسک مرتبط با موقعیت یابی تهاجمی گروه نیمه هادی و سطح بالای مورد نیاز سرمایه گذاری را تأکید می کند. الزامات بزرگ نقدی این گروه ، همراه با VROI متوسط آن ، مدیران Econoval را وادار به مطالعه استراتژی های پرتفوی محصول جایگزین کرد.

مرحله 5-خود ارزیابی مالی در واحد تجاری و سطح شرکت ها. به طور فزاینده ای ، شرکت ها ارزیابی خود را به فرایند برنامه ریزی استراتژیک مالی خود اضافه می کنند. 3 ارزیابی مالی دو سؤال اساسی را مطرح می کند: شرکت و هر یک از خطوط اصلی تجارت آن چقدر است؟هر یک از چندین سناریوی قابل قبول که شامل ترکیبات مختلف محیط های آینده و استراتژی های مدیریتی بر ارزش شرکت و واحدهای تجاری آن باشد چقدر خواهد بود؟

انواع زیر شرکت ها به ویژه از انجام ارزیابی مالی بهره مند می شوند:

  • شرکت هایی که مایل به فروش هستند و نیاز به تعیین حداقل قیمت قابل قبول برای سهام خود دارند.
  • شرکت هایی که اهداف احتمالی تصاحب هستند.
  • شرکت هایی که واگذاری های انتخابی را در نظر می گیرند.
  • شرکت هایی که جذابیت خرید سهام خود را ارزیابی می کنند.
  • شرکت های خصوصی که مایل به تعیین قیمت مناسب برای عمومی شدن هستند.
  • شرکت های با فکر خرید و فروش مایل به ارزیابی مزایای پول نقد در مقابل پیشنهاد سهام.

ارزش سهام فعلی یا سهامدار هر واحد تجاری یا کل شرکت ، مجموع سهم تخمین زده شده سهامدار از برنامه استراتژیک خود و سطح جریان پول فعلی با هزینه تنظیم ریسک سرمایه کمتر از ارزش بازار ارزشهای برجسته استبدهی. نمایشگاه XI این ارزش ها را برای Econoval و سه واحد اصلی تجاری آن خلاصه می کند. به عنوان مثال ، سطح جریان نقدی فعلی واحد نیمه هادی 2. 97 میلیون دلار است که وقتی با نرخ 15 ٪ تنظیم ریسک خود تخفیف می یابد ، ارزش 19. 8 میلیون دلار را تولید می کند. کم کردن 5 میلیون دلار بدهی ، ارزش سهام 14. 8 میلیون دلاری را فراهم می کند. برای به دست آوردن کل سهام یا ارزش سهامدار 25. 40 میلیون دلار برای واحد نیمه هادی ، به سادگی ارزش 10. 60 میلیون دلاری را که توسط برنامه استراتژیک کمک می کند ، اضافه کنید.

نمایشگاه XI واحد تجاری و خلاصه ارزیابی مالی شرکت ها - به احتمال زیاد سناریو در میلیون ها دلار

مجموع سه ارزش واحد تجاری 83. 79 میلیون دلار است. ترکیب جریان های نقدی مشاغل انفرادی و تخفیف آنها با هزینه شرکت 14 ٪ تنظیم شده ریسک سرمایه ، ارزش 87. 57 میلیون دلار را به خود اختصاص می دهد. در این حالت ، تفاوت بین مقدار کل و مجموع قطعات جزئی است. با این حال ، این ممکن است همیشه درست نباشد.

جمع آوری ارزش های واحدهای تجاری شرکت با این فرض که ریسک هر واحد باید به طور جداگانه در نظر گرفته شود ، سازگار است. با این حال ، اگر ورود شرکت به مشاغل نامربوط ، تنوع کلی جریان نقدی خود را کاهش می دهد ، احتمالاً احتمال کاهش یافته ورشکستگی می تواند هزینه بدهی خود را کاهش داده و ظرفیت بدهی خود را افزایش دهد.

آنچه در مورد هزینه کلی سرمایه شرکت به طور طبیعی اتفاق می افتد به هرگونه تغییر در هزینه سرمایه سهام و همچنین هزینه بدهی بستگی دارد. تجزیه و تحلیل تأثیر واحدهای تجاری بر کل خطر شرکت در بهترین حالت بسیار دشوار و ذهنی است.

یک جایگزین جذاب تر این است که (1) استقلال ریسک در ایجاد هزینه سرمایه برای واحدهای تجاری و (2) تفسیر تفاوت بین ارزش شرکت و ارزش کل مشاغل شخصی خود را به عنوان تقریب گسترده ای از مزایا یا هزینه ها تفسیر کند. مرتبط با فعالیتهای متعادل کننده نمونه کارها محصول شرکت.

ارزیابی مالی شرکت Econoval نه تنها درک بهتر از سهم نسبی در ارزش سهامداران از هر مشاغل را به دست آورد بلکه پایه و اساس ساختار خرید یک خرید در حال حاضر مذاکره است. ارزش بازار Econoval در حدود 25 ٪ کمتر از برآورد ارزش خود بود. از آنجا که قیمت نقدی و مبادله سهام مورد نیاز سهامداران فروش از نظر مادی متفاوت نبود ، مدیریت Econoval تصمیم گرفت به جای آنچه که به نظر می رسد سهام کم ارزش آن است ، پول نقد ارائه دهد.

ملاقات با وظیفه وفاداری

یک مسئولیت اساسی وفاداری مدیران شرکت ها و هیئت مدیره ایجاد ارزش اقتصادی برای سهامداران خود است. با وجود افزایش پیچیدگی در برنامه های برنامه ریزی استراتژیک ، شرکت ها تقریباً به طور همیشگی محصول نهایی ، برنامه استراتژیک را از نظر درآمد هر سهم یا سایر نسبت های حسابداری مانند بازده سرمایه گذاری یا بازده سهام عدالت ارزیابی می کنند.

با کمال تعجب ، رویکرد متعارف حسابداری محور با وجود شواهد قانع کننده نظری و تجربی در مورد عدم موفقیت شماره حسابداری به عنوان یک شاخص قابل اعتماد برای برآورد تغییرات در ارزش اقتصادی ، همچنان ادامه دارد. چگونه باید عضو هیئت مدیره شرکتی که یک دهه 15 ٪ رشد سالانه EPS را گزارش کرده است و افزایش قیمت سهام آن در صورت درخواست درخواست برنامه 5 ساله تجاری دیگر با رشد EPS پیش بینی شده 15 ٪ ، پاسخ نمی دهد؟رویکرد ارزش سهامدار به برنامه ریزی استراتژیک ، هیئت مدیره را قادر می سازد تا تشخیص دهد که با وجود پیش بینی های چشمگیر رشد درآمدها ، افزایش هزینه سرمایه شرکت ، افزایش نیازهای سرمایه گذاری در هر دلار فروش و حاشیه های پایین تر در فروش علائم روشنی از فرسایش ارزش است.

تعدادی از شرکت های بزرگ اکنون از رویکرد ارزش سهامدار برای برنامه ریزی استراتژیک استفاده می کنند. این روش تقریباً به هیچ داده ای نیاز ندارد که قبلاً تحت سیستم های برنامه ریزی مالی فعلی تهیه نشده باشد. علاوه بر این ، یک برنامه رایانه ای تعاملی مانند "ارزش گذاری استراتژی" (که در تهیه تصاویر عددی مورد استفاده قرار می گیرد) می تواند به اجرای تمام مراحلی که من بیان کردم کمک کند. استفاده از این رویکرد باید چشم انداز شرکت ها را برای ایجاد ارزش برای سهامداران خود بهبود بخشد و از این طریق به منافع بلند مدت شرکت ها و اقتصاد کمک کند.

1. Roger G. Ibbotson و Rex A. Sinquefield ، "سهام ، اوراق قرضه ، صورتحساب و تورم: به روزرسانی ها" ، مجله تحلیلگران مالی ، ژوئیه - August 1979 ، ص. 40

2. برای روشی برای پیش بینی بتا ، به بار روزنبرگ و جیمز گای ، "پیش بینی بتا از اصول سرمایه گذاری" ، مجله تحلیلگران مالی ، مه - ژوئن 1976 ، ص. 60 و ژوئیه - August 1976 ، ص. 62

3. برای توضیحات دقیق تر در مورد چگونگی انجام ارزیابی خود ارزیابی مالی شرکت ، به مقاله من مراجعه کنید ، "آیا ارزش شرکت خود را می دانید؟"ادغام و خرید ، بهار 1979.

راهنمای تجارت فارکس...
ما را در سایت راهنمای تجارت فارکس دنبال می کنید

برچسب : نویسنده : نسیم خاکسار بازدید : <-PostHit-> تاريخ : يکشنبه 22 مرداد 1402 ساعت: 21:58