قضاوت در مورد عوامل کیفی یک شرکت رشد در هنگام انتخاب سهام: رویکرد فیلیپ A. فیشر به سرمایه گذاری.

ساخت وبلاگ

یکی از اولین سرمایه گذاری ها "فیلسوفان" که تقریباً به طور انحصاری روی عوامل کیفی متمرکز شده است ، فیلیپ A. فیشر بود که در سال 1928 به عنوان تحلیلگر اوراق بهادار شروع کرد و سه سال بعد شرکت مشاوره سرمایه گذاری ، فیشر و شرکت را تأسیس کرد.

در زمانی که بسیاری از متخصصان سرمایه گذاری با شرط بندی در چرخه تجارت سعی در کسب درآمد در سهام داشتند ، در عوض فیشر طرفدار خرید و نگه داشتن سهام شرکت هایی بود که برای رشد طولانی مدت در فروش و سود مناسب بودند. و این موقعیت یابی به بهترین وجه می تواند با بررسی عواملی که اندازه گیری از طریق نسبت ها و سایر فرمولاسیون های ریاضی دشوار است ، کیفیت مدیریت ، پتانسیل رشد فروش طولانی مدت در آینده و حاشیه رقابتی شرکت تعیین شود.

فیشر فلسفه خود را برای سرمایه گذار غیر روحانی در کتاب خود "سهام مشترک و سود غیر معمول" که در سال 1958 منتشر شد ، بیان کرد. وی بعداً به کار خود در "سرمایه گذاران محافظه کار خوب می خوابد" و "ایجاد یک فلسفه سرمایه گذاری" گسترش یافت. هر سه اثر توسط جان ویلی و پسران در "سهام مشترک و سود غیر معمول و سایر نوشته های فیلیپ A. فیشر" منتشر شده است ، (19. 95 دلار ، شرکت جان ویلی و پسران ، خیابان 605 ، نیویورک ، نیویورک 10158). این نوشته ها منبع اصلی این مقاله هستند.

سهام رشد: فلسفه کلی

فیشر اول و مهمتر از همه یک سرمایه گذار در رشد بود. وی احساس کرد که بزرگترین بازده سرمایه گذاری از خرید سهام کم ارزش حاصل نشده است ، زیرا حتی سهام که به اندازه 50 درصد کم ارزش است ، پس از رسیدن به ارزش بازار عادلانه ، فقط دو برابر قیمت خواهد بود. درعوض ، او به دنبال بازده بسیار بالاتری از شرکتهایی بود که می توانند به رشد فروش و سود بیشتر از بازار کلی در مدت زمان طولانی دست یابند. از طرف دیگر ، پس از یافتن این شرکت ها ، او طرفدار خرید فرصت طلبانه ، یا هنگامی که بازار به دلیل خبرهای بد غیر منتظره ، یا هنگامی که بازارهای کلی افسرده می شوند ، به طور موقت شرکت را کم می کند.

  • این شرکت در حال تولید کالاها یا خدمات با پتانسیل فروش طولانی مدت در آینده است ،
  • این شرکت از ویژگی های ویژه ای برخوردار است که به آن اجازه می دهد تا از رقبای رقابتی مطلوب نسبت به رقبا و تازه واردان موجود ، و
  • این شرکت دارای مدیریت عالی با هر دو عزم برای رشد شرکت و هم توانایی اجرای برنامه های خود است.

او احساس می کرد که شرکتهای رشد طولانی مدت واقعی لزوماً شرکتهای کوچک و نسبتاً جوان نبودند ، اگرچه او این شرکت ها را از بین نبرد (تا زمانی که آنها سابقه عملیاتی داشتند که می توانست قضاوت کند که او از شرکت های جدید طرفداری نمی کند). از طرف دیگر ، وی خاطرنشان كرد كه خصوصیاتی كه مدیریت عالی را تشکیل می دهند ، براساس اندازه شركت متفاوت است.

پیدا کردن شرکت هایی که شایسته توجه هستند

اگرچه فیشر برای یک سرمایه گذار فردی متوسط نوشت ، اما رویکرد وی عملی نیست که اجرای آن آسان باشد.

برای شروع ، فیشر جستجوی خود را از طریق هیچ سیستم غربالگری روشمند آغاز نکرد. در عوض ، وی اظهار داشت كه بیشتر ایده های اصلی وی از "مردان سرمایه گذاری كلیدی" (سایر مشاوران سرمایه گذاری) ناشی می شود كه وی از نظر دانش آنها در مورد انواع سهام مورد نظر خود به آنها احترام گذاشته بود. منابع دیگر شامل نشریات تجاری و مالی بودند.

نوع اصلی شرکتی که وی به عنوان پتانسیل تحقیقات بیشتر می دید ، یکی از مواردی بود که یا در منطقه ای با فرصت برای رشد غیرمعمول فروش قرار داشت ، اما در آن سایر افراد تازه وارد یا رقبا می توانند زمان سخت تری را وارد کنند. پس از یافتن یک شرکت آینده نگر ، فیشر گفت که قدم بعدی وی تعیین اینکه آیا این شرکت تا معیارهای 15 امتیازی خود اندازه گیری کرده است یا خیر. برای تعیین این موضوع ، وی ابتدا صورتهای مالی را برای درک دقیق ماهیت تجارت ، از جمله: سرمایه گذاری و وضعیت مالی آن ، حاشیه سود ، تجزیه کل فروش کل توسط خطوط تولید ، میزان فعالیت تحقیق ، کسب ارقام بیانیه بررسی کرد. این امر بر استهلاک و هزینه های غیر طبیعی یا غیر تکراری در عملیات سالهای قبل و صاحبان اصلی سهام از جمله میزان مالکیت توسط مدیریت ، روشن می شود. سپس ، او از آنچه که او از رویکرد "Scuttlebutt" اصطلاحات استفاده می کند ، برای کمک به 15 امتیاز خود ، صحبت کردن با رقبا ، تحلیلگران و هر کسی که ممکن است از شرکت آگاهی داشته باشد استفاده کرد. سرانجام ، او به دنبال اطلاعات برای تجزیه و تحلیل 15 امتیاز خود از طریق بحث و گفتگو با مدیریت بود.

15 امتیاز

15 امتیاز چیست؟

در اولین کتاب خود ، فیشر یک سیستم 15 امتیازی را که او برای ارزیابی یک شرکت آینده نگر استفاده می کرد ، توصیف کرد و او سرمایه گذاری های خود را به شرکت هایی که بیشتر این 15 امتیاز را برآورده می کردند ، محدود کرد. در نوشته های بعدی ، وی این نقاط را از نظر سه بعد که احساس می کرد برای رشد طولانی مدت قوی ضروری است ، دوباره تکرار کرد. آنها در اینجا نه به ترتیب اصلی ، بلکه به صورت سازماندهی مجدد ارائه می شوند:

عوامل عملکردی:

  1. آیا این شرکت محصول یا خدماتی را ارائه می دهد که از پتانسیل بازار کافی برای افزایش قابل توجه فروش برای چندین سال برخوردار باشد؟در این مثال ، فیشر در مورد فروش در طولانی مدت بحث می کند و علیه بنگاه هایی که ممکن است به دلیل عوامل یک بار ممکن است نشان دهند ، هشدار می دهد. از طرف دیگر ، وی خاطرنشان می کند که مشکلات بازاریابی محصولات جدید اغلب باعث افزایش فروش در یک سری از نوارهای ناهموار می شود و نه یک پیشرفت صاف ، و پیشنهاد می کند که رشد فروش را در طی یک سری از سال ها و نه سالهای یک سال قضاوت کنید.
  2. آیا این شرکت در تولید برتر است آیا این تولید کننده کمترین هزینه (برای شرکت های تولیدی) است یا کمترین هزینه عملیات (برای شرکت های خدماتی یا خرده فروشان) را دارد؟وی خاطرنشان می کند که هزینه های کم تولید به یک شرکت اجازه می دهد تا در مواقع سخت زنده بماند که رقبای با هزینه بالاتر از بین بروند. علاوه بر این ، تولیدکنندگان کم هزینه بهتر قادر به ایجاد بودجه داخلی برای رشد آینده هستند.
  3. آیا این شرکت یک سازمان بازاریابی قوی دارد؟تعریف فیشر از یک سازمان بازار قوی گسترده است و شامل توانایی تشخیص تغییرات در سلیقه های عمومی ، یک تلاش تبلیغاتی مؤثر و یک سیستم توزیع محصول کارآمد است.
  4. آیا این شرکت تلاش های تحقیق و توسعه برجسته ای دارد؟فیشر در تلاشهای تحقیقاتی برای تولید محصولات جدید و بهتر به روش بهتر یا با هزینه کمتری مؤمن بود. وی خاطرنشان كرد كه بعضی اوقات ، این تلاش ها حتی منجر به خطوط جدید تجارت می شود. وی پیشنهاد کرد که مبلغ هزینه شده در تحقیقات نسبت به اندازه آن را بررسی کند ، اما به دلیل تفاوت در آنچه در آمار تحقیق و توسعه گزارش شده است ، نسبت به مقایسه ساده شرکت ها هشدار داده است. فیشر همچنین نگران اثربخشی تلاشهای تحقیقاتی یک شرکت بود که از توانایی آن در ایجاد ایده های تحقیق به تولید و در نهایت به بازار اشاره شده است ، یعنی کار تیمی آن با سایر بخش های شرکت. وی گفت ، مهمترین سؤال این است که سود خالص طی 10 سال گذشته نتیجه تلاشهای تحقیق بوده است؟وی گفت ، شرکت هایی که در این رابطه در گذشته خوب عمل کرده اند ، به احتمال زیاد در آینده این کار را انجام می دهند.
  5. تجزیه و تحلیل هزینه شرکت و کنترل حسابداری چقدر مؤثر است؟به گفته فیشر ، مدیریت خوب و استفاده کارآمد از منابع فقط می تواند از اطلاعات خوب ناشی شود. علاوه بر این ، عملکرد مالی باید یک سیستم هشدار اولیه را برای مشکلاتی که می تواند بر سودآوری تأثیر بگذارد ، فراهم کند.
  6. آیا شرکت قدرت مالی دارد؟فیشر در اینجا با توانایی یک شرکت برای تأمین مالی رشد بدون نیاز به استفاده از تأمین اعتبار سهام نگران بود ، زیرا افزایش تعداد سهام برجسته باعث می شود مزایای سهامدار موجود برای سرمایه گذاری در شرکت را رقیق کند. تعالی در مدیریت و روابط کار:
  7. آیا مدیریت دارای عزم ، رهبری و مهارت های لازم برای ادامه توسعه محصولات یا خدماتی است که باعث افزایش بیشتر فروش می شود؟فیشر به شدت معتقد بود که مدیریت خوب با مشاهده فرصت های جدید ، تطبیق با تغییر محیط های بازار ، توسعه برنامه ها و هماهنگی تلاش های سازمان برای اجرای آن برنامه ها ، برای رشد طولانی مدت مهم است.
  8. آیا در بین تیم مدیریت رابطه خوبی وجود دارد؟فیشر احساس کرد که کار تیمی خوب در بین بخش های اصلی بسیار مهم است و این به بهترین وجه با تلاش جدی برای توسعه و ترویج مدیران خود از درون سازمان تقویت می شود.
  9. آیا شرکت عمق کافی برای مدیریت خود دارد؟فیشر خاطرنشان كرد ، حتی بنگاههای كوچكتر نیز در صورت وقوع اتفاقی برای شخص كلیدی ، به عمق كافی در مدیریت نیاز دارند.
  10. آیا شرکت روابط کار خوبی دارد؟فیشر احساس کرد که فضای کارآفرینی و کار تیمی در یک شرکت باید از طریق همه جنبه های یک شرکت ، از جمله کارگران رتبه و پرونده ، نفوذ کند. وی اظهار داشت ، روابط متوسط ، تمایل به ایجاد گردش مالی بالا و هزینه های بیشتر در آموزش کارگران جدید دارد.
  11. آیا مدیریت چشم انداز به اندازه کافی دوربرد دارد؟فیشر خاطرنشان کرد: رشد طولانی مدت گاهی به هزینه سودهای کوتاه مدت می رسد و مدیریت هایی که مایل به سودآوری فعلی نیستند می تواند به رشد آینده یک بنگاه آسیب برساند.
  12. آیا شرکت روابط سرمایه گذار خوبی را انجام می دهد؟برای فیشر ، روابط سرمایه گذار خوب به معنای مدیریتی است که در صورت بروز مشکلات و ناامیدی ها ، مایل به صداقت و آینده است. وی اظهار داشت ، Evasions تمایل دارد نشانه مدیریت ضعیف باشد یا آنها برنامه ای برای مقابله با یک مشکل غیر منتظره ندارند ، یا احساس مسئولیت نسبت به سهامداران ندارند.
  13. آیا مدیریت یکپارچگی غیرقابل انکار دارد؟فیشر اظهار داشت: "مدیریت یک شرکت همیشه بسیار نزدیک به دارایی های خود نسبت به سهامدار است."و مدیران می توانند از طریق تعداد "نامحدود" از راه های "نامحدود" ، از جمله حقوق و دستمزد بالای هنجار ، خودشان را با هزینه سهامداران سود ببرند. تنها سهامداران حفاظت در برابر سوءاستفاده های مدیریتی از موقعیت ، سرمایه گذاری در شرکت هایی است که مدیران آنها یکپارچگی بدون تردید دارند. ویژگی های تجاری:
  14. آیا شرکت سودآوری بالاتر از متوسط دارد؟در یک نمونه نادر ، فیشر در واقع حاشیه سود مقایسه ریاضی را در هر دلار از فروش ، در مقایسه با شرکت های مشابه در همان صنعت پیشنهاد می کند. وی اظهار داشت که بنگاه های قدیمی و بزرگتر باید در بین بهترین چهره های صنعت خود داشته باشند. از طرف دیگر ، بنگاه های جوان ممکن است با هزینه کردن تمام یا بخش بزرگی از سود در تحقیقات یا فروش ، رشد را برای رشد و نمو انتخاب کنند. برای این بنگاهها ، فیشر پیشنهاد کرد که سرمایه گذاران اطمینان حاصل کنند که حاشیه سود باریک به دلیل هزینه فقط در این مناطق است. شرکت هایی که در مناطقی با سود بالا فعالیت می کنند ، رقابت را به خود جلب می کنند ، اما فعالیت در سطح راندمان بسیار بالا باعث می شود انگیزه ورود رقبا برای ورود به بازار باشد.
  15. آیا جنبه ای برای تجارت وجود دارد که به شرکت اجازه می دهد تا رقابت نسبی خود را حفظ کند؟نوآوری ها ، مهارت های ویژه یا خدمات ، حمایت از حق ثبت اختراع و مزایای مشابه به شرکت ها توانایی قوی می دهد تا رقبا یا تازه واردان را به منطقه برسانند.

عوامل ثانویه: چه موقع خرید

  • مشکلات کوتاه مدت: حتی شرکت هایی که تحت هدایت مدیران فوق العاده توانمند هستند ، موظفند مشکلات را داشته باشند ، برنامه هایی که نتوانسته اند محصولات جدید را با "kinks" که باید کار کنند ، آشکار شوند و یا به محض اینکه این مشکل باعث کاهش قیمت می شود ،سرمایه گذاران می توانند سهام را خریداری کنند.
  • نابینایی بازار: افزایش درآمد که هنوز در تغییرات قیمت منعکس نشده است.
  • کاهش بازار: هنگامی که بازار کلی کاهش می یابد و سهام را با آن پایین می آورد ، سرمایه گذاران با یک فرصت خرید روبرو می شوند.

فیشر خاطرنشان كرد كه اگر فرصت ها ایجاد نشود ، سرمایه گذاران هنوز هم می توانند درآمد کسب كنند ، اما باید با سهام منتخب صبر بیشتری داشته باشند و تشخیص دهند كه سود آنها كوچكتر خواهد بود.

اگرچه فیشر فرصت های کاهش بازار را به رسمیت می شناسد ، اما وی پیشنهاد کرد که سرمایه گذاران به طور کلی روندهای تجاری و اقتصادی را نادیده بگیرند ، و به محض بوجود آمدن "فرصت خرید مناسب" ، وجوه را سرمایه گذاری می کنند. برای سرمایه گذاران مخصوصاً محافظه کارانه ، او میانگین هزینه دلار را توصیه کرد.

نظارت بر سهام و زمان فروش

فیشر تعدادی از قوانین مفید را برای خرید و فروش ارائه داد.

برای خریدهای سهام ، فیشر هنگام قرار دادن تجارت نسبت به آزار و اذیت بیش از هشتم و چهارم هشدار داد. وی خاطرنشان كرد: تلاش برای تراشیدن امتیاز از قیمت ، غالباً منجر به تجارت نمی شود و سرمایه گذار سرمایه گذاری طولانی مدت را در یك شركت برجسته از دست می دهد. وی خاطرنشان کرد: و هرگونه پس انداز در مقایسه با بازده بلند مدت ناچیز خواهد بود.

فیشر طرفدار قوی سرمایه گذاری بلند مدت بود و به سرمایه گذاران توصیه می کرد که سهام خود را نگه دارند تا زمانی که یک تغییر اساسی در ماهیت این شرکت ایجاد شود ، یا به جایی برسد که دیگر سریعتر از اقتصاد کلی رشد نخواهد کرد. وی هشدار داد ، با این حال ، هنگامی که شرکت ها رشد می کنند ، مدیریت نیاز به تغییر و انطباق دارد ، و اگر مدیریت همگام نباشد ، ممکن است سرمایه گذاران نیاز به فروش داشته باشند. فیشر به دلایل کوتاه مدت به عنوان مثال ، در صورت انتظار از رکود موقت ، سود خود را پیشنهاد کرد.

فیشر اظهار داشت که سرمایه گذاران در صورت کمبود سهام در بازار از یک قانون سه ساله برای داوری نتایج استفاده می کنند اما هیچ چیز دیگری برای تغییر دیدگاه اصلی سرمایه گذار اتفاق نیفتاده است. اگر بعد از سه سال هنوز کم تحرک باشد ، وی توصیه کرد که سرمایه گذاران سهام را بفروشند.

از طرف دیگر ، فیشر توصیه کرد که پس از شناخت ، "اشتباهات" را به سرعت بفروشید.

سرانجام ، فیشر نسبت به بیش از حد هشدار داد ، که احساس می کرد سرمایه گذاران باعث کاهش استانداردهای خود و قرار دادن پول در شرکت هایی می شوند که در آن کاملاً درک نمی کنند. وی گفت ، تنوع کافی می تواند یک سرمایه گذاری در 10 یا 12 شرکت بزرگتر در صنایع مختلف با ویژگی های مختلف باشد و هرگونه نگهداری بیش از 20 شرکت احتمالاً بیش از حد است.

فیشر به طور خلاصه

در حالی که فیشر یک رویکرد روشمند آسان برای دنبال کردن سرمایه گذاران را فراهم نمی کند ، بحث وی در مورد عوامل کیفی در "شرکت های برجسته" به عنوان یک طرح کلی مفید است که باعث ایجاد رنگ به رویکردهای دقیق ریاضی می شود. آشنایی با همه صورتهای مالی یک شرکت ، گزارش های 10 کیلو و سالانه و همچنین به دست آوردن درک صنعتی که یک شرکت در آن فعالیت می کند و دانش از رقبا شرکت همه مؤلفه های لازم رویکرد فیشر است.

فیشر در مورد شکایات خود در مورد میزان زمان و تلاش لازم برای اجرای رویکرد خود نوشت. با این حال ، او بدون همدلی بود:

"آیا این منطقی یا معقول است که هر کسی می تواند [به نوع پاداش بدست آمده از انتخاب موفقیت آمیز سهام رشد برسد] با تلاش سخت تر از خواندن چند بخشنامه رایگان کارگزاران به راحتی در راحتی یک صندلی در هفته؟. تا آنجا که من می دانم ، هیچ زمینه دیگری از Endeavor این پاداش های عظیم را به راحتی ارائه می دهد. "

رویکرد فیلیپ فیشر به طور خلاصه

فلسفه و سرمایه گذاری سبک در شرکت های "برجسته" که با گذشت سالها می توانند در فروش رشد کنند و سود بیشتری از صنعت به عنوان یک کل داشته باشند. ویژگی های اصلی شرکت های "برجسته" عبارتند از: مدیریت قوی که یک رویکرد انضباطی دارد که برای دستیابی به رشد چشمگیر طولانی مدت سود ، با محصولات یا خدماتی که پتانسیل فروش قابل توجهی در دراز مدت و سایر خصوصیات ذاتی را دارند ، طراحی شده است. برای رقبا و تازه واردان دشوار است که در آن رشد بالقوه سهیم باشند.

Universe of Stock بدون محدودیت در جهان سهام که از آن انتخاب می شود. سهام بدون نسخه نباید نادیده گرفته شود ، اما شرکت های "برجسته" لزوماً جوان و کوچک نیستند.

  • محصولات یا خدمات با پتانسیل بازار کافی برای افزایش قابل توجه در فروش برای چندین سال. رشد عمده فروش ، در مورد سری سال ها قضاوت می شود.
  • برتری در تولید کمترین هزینه تولید (برای شرکت های تولیدی) یا کمترین هزینه کار (برای شرکت های خدماتی یا خرده فروشان).
  • کارآیی سازمان بازاریابی قوی سازمان های فروش ، تبلیغات و سازمان های توزیع.
  • هزینه های برجسته تحقیق و توسعه نسبت به اندازه آن ، اثربخشی تلاش ، همانطور که با توانایی ایده های تحقیق به تولید و بازار و میزان تحقیقات در سود خالص نشان داده شده است ، صرف شده است.
  • اثربخشی تجزیه و تحلیل هزینه شرکت و کنترل حسابداری و انتخاب سرمایه گذاری سرمایه که بالاترین بازده را به همراه خواهد داشت.
  • قدرت مالی یا موقعیت نقدی سرمایه کافی برای مراقبت از نیازها برای سوءاستفاده از چشم انداز برای چند سال آینده بدون نیاز به افزایش سرمایه سهام.

تعالی در مدیریت

  • نگرش مدیریت برای ادامه توسعه محصولات یا خدماتی که باعث افزایش بیشتر فروش می شود.
  • توسعه مدیریت خوب در خانه و کار تیمی.
  • عمق مدیریت.
  • روابط خوب کار و پرسنل: وابستگی با اتحادیه بین المللی ممکن است نشانه روابط بد باشد. گردش مالی کار نسبت به رقبا.
  • چشم انداز دوربرد با مدیریت حتی با هزینه سود کوتاه مدت.
  • روابط سرمایه گذار خوب و تمایل به صحبت آزادانه در مورد مشکلات.
  • مدیریت حقوق یکپارچگی غیرقابل انکار مطابق با سایر مدیران.

فاکتورهای ثانویه پس از یافتن یک شرکت "برجسته" ، سهام خرید را در صورت خارج از خانه یا به دلیل اینکه بازار به طور موقت از ارزش واقعی شرکت یا به دلیل شرایط عمومی بازار اشتباه گرفته است ، خریداری کنید. شرکت های "برجسته" نیز می توانند با ارزش منصفانه خریداری شوند ، اما سرمایه گذار باید انتظار بازده پایین تر (اما قابل احترام) را داشته باشد.

� ژورنال AAII سپتامبر 1996 ، جلد XVIII ، شماره 8 < Pan> روابط سرمایه گذار خوب و تمایل به صحبت آزادانه در مورد مشکلات.

راهنمای تجارت فارکس...
ما را در سایت راهنمای تجارت فارکس دنبال می کنید

برچسب : نویسنده : نسیم خاکسار بازدید : <-PostHit-> تاريخ : يکشنبه 22 مرداد 1402 ساعت: 19:58