پول و ارز 101: آنچه در مدرسه نمی آموزید!

ساخت وبلاگ

پول و ارز در حال حاضر کمتر قابل پیش بینی ، پیچیده تر ، هرج و مرج تر و متناقض تر هستند ، بنابراین نیاز به درک بیشتر از هر زمان دیگری در تاریخ بشر دارند. برای درک وضعیت پیچیده ای که اکنون داریم ، ابتدا باید به اصول اولیه برگردیم تا همه آن را درک کنیم."پول" واقعاً چیست و چرا ما کلمه دیگری برای آن ، "ارز" داریم؟

نکته جالب در مورد پول این است که این فقط یک ایده است ، ایده "مرکز ارزش" برای همه کالاهای موجود در یک اقتصاد. یک اقتصاد بازار فوق العاده بی سیم را در نظر بگیرید که فقط در 4 کالای تجارت می کند ، با برچسب A از طریق D ، همانطور که در شکل 1 نشان داده شده است. در اینجا ما فقط به 6 نرخ مبادله برانگیخته برای تجارت همه چیز نیاز داریم ، که با خطوط بین نامه ها ذکر شده است (هیچ کس معاملاتA برای A و غیره - نسخه های تکراری و نسبت معکوس غیر ضروری هستند و نشان داده نشده است). خط A-C ممکن است تعداد اردک در هر تلویزیون صفحه گسترده پلاسما ، B-C چند غاز را نشان دهد. ما مشاهده می کنیم که با افزایش تعداد کالاها ، تعداد روابط بسیار سریعتر افزایش می یابد: برای 26 کالا باید 325 نرخ ارز مختلف را بدانیم (شکل 2). اما با قرار دادن یک نقطه مرجع در وسط ، بیایید آن را "پول" بنامیم ، ما فقط به 26 نیاز داریم ، همانطور که در شکل 3 نشان داده شده است. برای یافتن نسبت مبادله Barter بین دو کالا ، ما فقط نسبت های پول آنها را ضرب می کنیم ("قیمت ها") با یکدیگر. اکنون ، برای واقعی و عملی ، اجازه دهید یکی از این کالاها را بگیریم ، مثلاً ، و آن را در وسط قرار دهیم. اکنون می توانیم کل بازار خود را با تنها 25 قیمت در GS درک کنیم (شکل 4) ، به علاوه ما چیزی واقعی داریم که می توانیم با آنها تجارت کنیم و از آن به عنوان پول فیزیکی استفاده کنیم ، یعنی G خوب. این چیز (یا چیزهایی) که در وسط ما قرار می دهیمارز تماس بگیرید.

IDEA پول و ارز واقعی G برای ما یک مشکل نامطبوع دیگر که Barter ارائه می دهد حل می کند. چه می شود اگر اردک داشته باشم ، و یک تلویزیون صفحه گسترده پلاسما می خواهم ، اما بازرگان صفحه پلاسما دلپذیر است و به غازها احتیاج دارد اما اردک نیست؟ما به چیزی برای پول برای ما نیاز داریم ، یا تجارت بسیار پیچیده است. با استفاده از ارز ، وكر پلاسما می تواند غازهای خود را بخرد-نیازی نیست كه آنها را برای او پیدا كنم. پول یک ایده بسیار قدرتمند است و ارزش ارز از ساده سازی ارائه شده ناشی می شود.

موقعیت های پیچیده

اما حتی پس از پول ، از طریق ارز ، چیزها را ساده کرده است ، بازارها و تجارت هنوز پیچیده می شوند ، بنابراین اجازه دهید تا به پیچیدگی و نظریه هرج و مرج بپردازیم تا سرنوشت مرغ های ما را درک کنیم. به همان اندازه که تئوری نسبیت دنیای فیزیک را لرزاند ، و کاملاً به معنای واقعی کلمه دنیای واقعی ، تئوری پیچیدگی اکنون همه رشته های علمی از جمله اقتصاد را لرزاند. این تئوری به دو نتیجه کلیدی اشاره دارد.

اولین مورد این است که سیستم های پیچیده از قوانین قانون پیروی می کنند ، نه توزیع "عادی" گاوسی که ما در آمار و دوره های آنالیز ریسک خود را می شناختیم و از آن متنفریم. تفاوت بزرگ در اینجا در این است که سیستم های مبتنی بر قدرت دارای نتایج با "دم چربی" هستند که "قو های سیاه" را به وجود می آورد: شانس های بیشتری برای نتایج وحشی وجود دارد. علاوه بر این ، سیستم های قدرت هرج و مرج ، ویژگی های معروف به bifurcation را نشان می دهند ، که در آن سیستم می تواند با حرکت از یک مجموعه از حالت های پایدار ("یک جاذبه عجیب" در پیچیدگی زبان) به طور ناگهانی رفتار خود را تغییر دهد. وقوع این شیفت ها لزوماً قابل پیش بینی یا زمان قابل پیش بینی نیست ، اگرچه ما نکاتی را دریافت می کنیم.

ثانیا ، و هنوز هم جالب تر نظم ظهور در سیستم های پر هرج و مرج پیچیده است. بهترین راه برای درک این موضوع از نظر اقتصاد ، خواندن "من ، مداد" است که در سال 1958 توسط لئونارد E. خوانده شده است.("من ، مداد" را در اینجا بخوانید.) همچنین در برخی موارد در مورد ارزها صدق می کند. آنچه آقای مداد باید بگوید (و نه فقط در مورد مدادها ، بلکه تمام کالاها ، از جمله کالاهای ارز) این است که ما نمی توانیم بدانیم که چرا ، دقیقاً ، ما به عنوان راه حل خود برای نوشتن کارآمد به مدادها رسیدیم ، و نه می توانیم بدانیم که چگونهبرای ساختن یک مداد ، همانطور که فقط توسط بازار بزرگ می تواند انجام شود. اطلاعاتی که برای ساختن مداد مدرن در بازار پدیدار می شود ، نه در درون ما ، و هر یک از ما فقط می توانیم کمی از آن را درک کنیم ، هرگز همه. شما نمی توانید آن را بنویسید ، یا آن را توضیح دهید. یک سیستم پیچیده مانند یک بازار می تواند "برای ساختن مداد" انتخاب کند و "یاد بگیرد" چگونه آنها را بهتر کند. این می تواند "تصمیم بگیرد" که آنها را متفاوت کند ، و انجام می دهد. این می تواند همین کار را با ارز انجام دهد. اکوسیستم های ما همه این کارها را برای هزاران سال انجام داده اند و اکوسیستم در ساخت درختان ، پرندگان ، انواع کارها بسیار خوب است. در سطح سیستم ، بین اکوسیستم ها و بازارها تفاوت های زیادی وجود ندارد.

ارز جدی

بنابراین ما نمی توانیم دقیقاً بدانیم که چرا ، اما به دلایلی ، خیلی زود و برای چند هزار سال - بیشتر زندگی متمدن ما - بازارهای انسان فلزات گرانبها را به عنوان ارز دلخواه خود انتخاب کرده اند. مطمئناً استثنائاتی وجود دارد ، به عنوان مثال در کانادا ما دارای محورهای محوری ، بیور-پلت ، Wampum ، کارتهای بازی شده با نگارگری خرد شده (1) و همچنین بسیاری از سکه های فلزی رقیب در همان زمان که خودمان را داشتیم در گردش بودندمجموعه ای از نرخ های مبادله ای ، رتبه بندی Halifax از 1758. اما از نظر تمام این ارزهای مبتنی بر کالاها ، طلا و نقره همیشه ترجیح داده می شوند زیرا ویژگی های آنها به خوبی در خدمت پول است.

ارز باید نسبتاً کمیاب باشد (چیزهایی که فراوان ارزش اقتصادی کمی دارند) ، با دوام ، قابل تقسیم ، قابل حمل ، به راحتی تأیید شده و فلزات دارای همه این ویژگی ها هستند. طلا ، نقره و مس نیز برای انعطاف پذیری ، انعطاف پذیری و به عنوان بهترین هادی های گرما و برق بسیار ارزشمند هستند ، بنابراین تنها بخشی از ارزش آنها ارزش ارز است. اگر طلا و نقره به دلیل استفاده شدید از بازار به عنوان ارز ، "گران" نشده اند ، اطمینان حاصل کنید که استفاده از آنها در انواع برنامه ها تضمین می شود. در حقیقت ، این امکان وجود دارد که بازار مدتها پیش این موضوع را "درک" کرده باشد ، و این فلزات را دقیقاً به دلیل کاربردهای بالقوه با عرضه و همه جا انتخاب کرده است. ما هرگز نمی توانیم بدانیم ، اما من آن را تصادفی نمی دانم که تمام فلزات پولی ما در جدول تناوبی عناصر از همان ستون آمده اند. به خواهرانم که می پرسند "چرا طلا؟"من فقط می توانم پاسخ دهم "چرا درخت؟"آنها همان سوال هستند. همان پاسخ نیز: "زیرا کار می کند."(2)

در حال حاضر ارز چیست؟

به طور متناقض ، شاید ، این که اکنون ارز کاغذی داریم ناشی از بانکداران طلا است. در قرن هفدهم بازرگانان انگلیس و هلندی از چسباندن کیسه های سکه (و گرفتگی) خسته شدند ، بنابراین بازاری برای ذخیره سازی طلای ایمن ایجاد شد ، که برای آن دریافت های قابل انتقال صادر شد و اینها در پرداخت کالاها وارد گردش شدند. چندی نگذشت ، آن اولین بانکدار باهوش ، که با توجه به اینکه همه در همان زمان برای طلا خود ظاهر نشدند ، فقط یک رسید اضافی را به صورت وام صادر کردند ، بانکداری با حمایت از طلا را ایجاد کردند و آن را ایجاد کردند. مدت طولانی به طول انجامید. درآمدهای کاغذی که به صورتحساب و یادداشت ها وارد شده بود ، بانک ها می آمدند و اگر آنها ذخیره را خیلی کم اجرا کنند ، دوباره رفتند ، اما به طور کلی ، یادداشت ها برای بسیاری از ده ها سال قابل بازخرید در تقاضا در طلا بودند.

در حقیقت ، بیشتر انقلاب صنعتی 200 ساله ، دوره ای از نوآوری ، سعادت و ثبات مالی بی سابقه تحت یک رژیم پولی استاندارد طلایی رخ داده است. اما چه فایده ای برای مبتکران ، افراد و صنعت ندارد ، لزوماً به بانکداران و بوروکرات ها پاداش نمی دهد.

بنابراین اوضاع تغییر کرد - من برای بدتر استدلال می کنم - در اوایل دهه 1900 که بانکداری مرکزی جهان را با طوفان برد و انقلاب صنعتی متوقف شد. تا آن زمان ، اوضاع کمی آشوب آور بوده است ، درست است ، اما معلوم می شود که هرج و مرج بخشی از طبیعت است. بیشتر هیستوریان پول به جلسه بانكداران و مقامات در جزیره جكیل در سال 1908 به عنوان نقطه عطف اشاره می كنند ، پس از آن قانون بانكینگ مرکزی در بسیاری از كشورها تصویب شد ، در ایالات متحده در سال 1913 ، كانادا در سال 1914.

این تئوری این بود که برای اطمینان از ثبات بانکی - دویدن و شکست وجود داشته است ، به خاطر شما!-آنچه لازم بود "وام دهنده آخرین راه حل" بود که یک بانک تحت حمایت کسری با یک ترازنامه صوتی اما یک نقدینگی موقت می تواند جذابیت داشته باشد تا از شکست آشکار بانک جلوگیری شود. متأسفانه ، سیستم های هرج و مرج خیلی دوست ندارند که کنترل شوند ، و مانند آنها در سال 1929 ، و از دهه 1930 و دوباره ، آنها را گاز می گیرند.

تجارت و ارز بین المللی

قبل از حرکت به مرحله بعدی در تکامل پول ما - و واقعاً تکامل است ، اگرچه انتخاب کاملاً طبیعی نیست - ما باید در مورد تجارت صحبت کنیم. در مواقعی که فقط از فلزات گرانبها برای تجارت بین المللی استفاده می شدند ، به خودی خود نیازی به نرخ ارز ارز نبود ، زیرا کسی به سادگی وزن فلزات خالص را مقایسه می کند. اما ارز کاغذی ، قابل بازخرید به طلا فقط در یک کشور یا منطقه ، تصویر را تغییر می دهد. مواردی وجود دارد که باید هنگام تجارت رقیب ارزی تعادل برقرار کند. جریان خالص باید صفر باشد. اگر کالاها به یک روش پیش بروند ، ارز باید دیگری را جابجا کند. اگر یک کشور سعی کند ارز دیگری به غیر از طلا ایجاد کند ، و سپس چیزهای بیشتری را از آنچه استفاده می کند خریداری کند ، به گفته آن دلارها ، در نهایت به خانه می آیند زیرا خارجی ها نمی توانند آنها را به صورت محلی خرج کنند و نه آنها را به طلا تبدیل کنند. و هنگام بازگشت ، نرخ ارز کاهش می یابد. بلند مدت ، این یک بازی با مبلغ صفر است و دلارهای آمریکا اکنون ده ها سال است که جریان دارد.

ذخایر طلا ، در روزهای قدیم ، یا ارشاد فیات ، در زمان ما ، توسط بانکهای مرکزی در اختیار آنها قرار می گیرد تا کالاهایی که وارد کشور می شوند پرداخت شوند و حسابهای بین المللی تسویه حساب شوند ، بنابراین پس از آن می تواند تجارت بیشتری رخ دهد. تا دهه 1930 ، این اتفاق به صورت دو طرفه رخ می داد ، اما به تدریج بانک تسویه حساب های بین المللی ، که در سال 1930 برای مقابله با جبران خسارات WW I آلمان شکل گرفت ، نقش یک بانک مرکزی بزرگ جهانی را به عهده گرفت. هنوز هم است (اگرچه به طرز مشکوکی از پوشش رسانه ای غایب است!).

تجارت با جنگ جهانی دوم به طور جدی مختل شد ، همانطور که جریان طلا و ارز برای تسویه حساب تجارتی که اتفاق افتاده است. راه حل ارائه شده به این و سایر مشکلات تجارت و ارزی ، توافقنامه برتون وودز در سال 1944 بود که در آن تصمیم گرفته شد که دلار آمریکا جایگزین طلا برای تسویه تجارت بین المللی شود. در آن زمان این امر برای طلا توسط بانکهای مرکزی خارجی قابل بازخرید بود ، اما شهروندان آمریکایی که در سال 1933 وقتی که بازخرید دلار و مالکیت طلای خصوصی ابطال شد و دلار از 20. 67 دلار در هر ساعت به 35 دلار در هر شب کاهش یافت ، این حق را از دست داد.

این همه تا سال 1971 کار کرد ، هنگامی که ایالات متحده ، با چاپ بیش از حد زیادی برای حمایت از برتون وودز ، و نمی خواست همه ذخایر طلای ملی خود را در خارج از کشور حمل کند ، تمام رستگاری را به طلا معلق کرد. فرانسوی ها آخرین نفری بودند که با نرخ تعیین شده طلا را به دست آوردند. حمایت از ارزش دلار آمریکا پس از آن از طریق مصارف اجرای معاملات نفتی به دلار آمریکا حفظ شد ، بنابراین نیاز به تقاضا توسط همه کسانی که می خواهند رانندگی کنند یا گرم بمانند ، نیاز دارد. دلار آمریکا هنوز هم به عنوان یک ذخیره جهانی ، اما به طرز فجیعی ارزش دارد.

پول کانادا اکنون

من به یاد می آورم که جوانی در مورد پول در حال خواندن کلمات "پرداخت به حامل در صورت تقاضا" در قبض های کانادایی ما ، و توجه این کلمات در سال 1969 ناپدید می شود و به دنبال درک این موضوع است. من الان فهمیدم. ما امروز ، "دلار" ، "دلار" فقط با عمل فیات ایجاد می شود. این صرفاً قول همه کانادایی ها به یکدیگر و بیگانگان است که توسط دولت که ما انتخاب می کنیم به ما تحمیل می شود ، که ارز کالاها و خدمات خود را می پذیریم. علاوه بر این ، ما ملزم به ارسال مالیات خود در این ارز هستیم. ما انتظار داریم دیگران به آن احترام بگذارند ، اما دیگر نمی توانیم از بانک های خود بخواهیم که هنگام ارائه صورتحساب ، مبلغ ثابت پول واقعی ، یعنی طلا یا نقره را تولید کنند. این یک پیشرفت اخیر است. من می توانم به یاد داشته باشم که این اتفاق می افتد.

پول

ارز ما اکنون با بدهی ایجاد شده است. عرضه ارز ما در ابتدا توسط بانک کانادا هنگامی که ارز را صادر می کند و با IT دولت بدهی کانادا خریداری می کند ، ایجاد می شود. فقط یک بخش کوچک ، شاید 5 ٪ از پول کانادا از این طریق ایجاد شود. بقیه هنگامی ایجاد می شود که با بانک ها بدهی می کنیم. وقتی وام می گیرم ، بانک دو ورودی در ترازنامه خود ایجاد می کند ، یک دارایی - بدهی من و یک مسئولیت - مانده تعادل تقاضا که در حساب من فرود می آید. و پول (به شدت ، ارز) با گسترش ترازنامه ایجاد می شود. شگفت انگیز ، اینطور نیست؟با این حال ، واقعاً اینگونه است که اکنون عرضه پول ما ایجاد شده است. من آن را به عنوان یک تمرین برای خواننده ترک می کنم تا بفهمد از آنجا پول اضافی لازم برای پرداخت بهره به پول وام گرفته شده در دوره قبلی می آید.

تورم و تورم: حقیقت

تورم عرضه پول ما در حال حاضر زمانی اتفاق می افتد که افراد ، شرکت ها یا دولت ها به دلار کانادا وام می گیرند. هنگامی که بدهی ها دوباره پرداخت می شوند یا بدتر می شوند ، وقتی پیش فرض اتفاق می افتد ، قرارداد می کند. این یک اظهار نظر جالب در مورد میزان پذیرش کورکورانه سیستم فعلی است که کانادایی ها اکنون تقریباً به طور جهانی تورم را مرتبط می کنند و سطح قیمت را با اقتصاد پیشرو افزایش می دهند. در حقیقت ، برعکس درست است ، همه چیز برابر است. با رشد اقتصاد ، این کار فقط در صورتی انجام می دهد که بتواند روشهای کارآمد تری برای انجام کارها از طریق تخصص داشته باشد. تخصص فقط در صورتی اتفاق می افتد که کم هزینه تر باشد. هزینه کمتر به معنای قیمت پایین تر است. در یک اقتصاد ارز پایدار ، تقریباً به همه قیمت ها فشار ذاتی وجود دارد. نه فقط VCR ها ارزان تر می شوند. تنها دلیل افزایش قیمت ها در حال حاضر این است که ما بدهی بیشتری را تحمل می کنیم. تکالیف خود را در بالا فراموش نکنید!

وضعیت بین المللی فعلی ،

نظریه کافی. اکنون چه خبر است؟این خلاصه در نظر گرفته نشده بود که شما را احمقانه ترساند. خوشبختانه کانادا برخی از بهترین بانکداری (و در نتیجه ارز) را داشته است

اقدامات در جهان. اما واقعیت ها وقتی خلاصه می شوند سرد می شوند:

  • ارزهای فیات و بانکداری مرکزی اکنون بر کره زمین حاکم هستند. این در تاریخ بشر بی نظیر است. تمام ارزهای فیات قبلی شکست خورده اند ، که بیشتر آنها به طرز تماشایی چنین هستند.
  • تأمین پول (و سطح بدهی در همه جا) بسیار زیاد است و تحت فشار عظیمی در هر دو جهت تورمی و تورم قرار دارد.
  • بسیاری از بدهکاران ، از جمله افراد ، شهرها ، شهرستانها ، ایالت ها اساساً ورشکسته هستند که ارزش فعلی تعهدات آینده در نظر گرفته می شود.
  • دولت ها در همه جا تحت فشار شدید قرار دارند تا بدهی را صادر کنند و برای ایجاد وثیقه مؤسسات مالی ناکامی ایجاد کنند.
  • ورشکستگی ها و پیش فرض از خرابی های خصوصی (مدیریت بلند مدت سرمایه ، Bear Steas ، Lehman Brother ، MF Global در بالای سر من) در حال حرکت است تا شکست های حاکمیتی (ایسلند ، ایرلند ، یونان و به بعد)
  • علاوه بر بدهی های متعارف ، بازار مشتقات بدون نسخه مات ، سفارشات بزرگی را به سیستم بانکی وارد کرده است ، تأثیر بسیار بی ثبات کننده ای.
  • در ایالات متحده و بین المللی ، حاکمیت قانون در امور مالی تا حد زیادی نادیده گرفته می شود ، برخی ممکن است بگویند که این امر در لکه دار است.
  • Theus دلار ، به همان اندازه متزلزل ، هنوز هم ابزار اصلی برای تسویه حساب تجارت بین المللی است.
  • یورو ، که شاید برای رقابت با دلار آمریکا در آن نقش ایجاد شده باشد ، یا محکوم است یا دولت های درون آن هستند. نمی توان سیاست های مالی پولی و جداگانه و توازن تجارت را در بین کشورهای حاکمیت مشترک داشت. این نمی تواند کار کند ، زیرا هیچ راهی برای تعادل سیستم پیچیده وجود ندارد.
  • بانک کانادا تقریباً هیچ ذخایر طلایی ندارد.
  • کانادا یک ذخیره استراتژیک به نام حساب صندوق مبادله را در درجه اول دلار ، یورو و ین برای اطمینان از تداوم تجارت ، با تنها 0. 25 ٪ در طلا حفظ می کند.

اکنون علم با این احتمال که بانکداری مرکزی ثبات را فراهم کند ، مغایرت دارد. ما اکنون می دانیم که پارادایم های کنترل مرکزی در سیستم های پیچیده ممکن است اثر تثبیت کننده کوتاه مدت داشته باشند ، اما این امر تنها با هزینه بی ثباتی بسیار بیشتر (گرچه شاید کمتر مکرر) حاصل می شود زیرا سیستم به یک جاذبه عجیب متفاوت تغییر می کند. کنترل ارائه شده را رد می کند. در طبیعت فقط مقدار مشخصی از اطمینان وجود دارد و ما نمی توانیم تقلب کنیم.

نشانه این که تغییر دولت در سیستم مالی ما ممکن است قریب الوقوع باشد ، وقتی همه چیز با همبستگی شروع می شود ، وقتی همه چیز بالا می رود ، یا همه چیز پایین می رود ، در همه جا ، در همان زمان. این قبل از پاییز 2008 مشهود بود ، و اکنون دوباره مشهود است زیرا شاخص همبستگی HSBC در یک High2 تمام وقت قرار دارد. در سال 2008 آنچه که قبلاً کلاسهای دارایی غیر مرتبط - سهام ، اوراق قرضه ، کالاها ، املاک و مستغلات - همه شروع به حرکت در یونیسون کردند. این نشانه این است که بازار نظر خود را در مورد پول خود تغییر می دهد.

در مورد آن شخصاً چه کاری می توانید انجام دهید؟

کاری که شخص در مورد همه این کارها انجام می دهد ، بستگی به این دارد که این سیستم ارز قابل پیش بینی در حال حاضر بسیار غیرقابل پیش بینی است. غیرممکن نیست که ارزهای فیات هنوز برای مدتی پایدار باشند ، که رای دهندگان به ریاضت اقتصادی رای می دهند ، دولت ها احتیاط مالی را توسعه می دهند ، شهروندان تحمل می کنند ، بدهی شخصی را پرداخت می کنند ، مالیات های بالاتری می پردازند و مزایای کاهش یافته دولت را می پذیرند ، و ما ممکن است یک دوره داشته باشیمدر حالی که ایمان خود را به فیات حفظ می کنیم ، به آرامی اما بسیار دردناک جهان را از موقعیت فعلی ما باز کنید. ارز بهترین دارایی برای مالکیت در این سناریوی کاهش آهسته است. فکر نمی کنم محتمل باشد

محتمل تر است که باند کمک به سرعت توسط بازار پاره شود و دلار آمریکا و یورو برای صدرنشینی در نبرد برای پایین پیش می روند. در حالی که دولت ها و بانکداران ممکن است سعی در مدیریت یک فساد ملایم داشته باشند ، در مثالهایی از تاریخ ، بازار وحشیانه بوده است. به طور معمول ، تلاش برای حفظ وضع موجود فیات شامل تورم پولی (و سپس فشار خون ناخواسته) به عنوان وسیله ای برای "حل" بحران بدهی در ارز محلی است. اگر کسی از سناریوی تورمی اطمینان داشته باشد ، بدهی بهترین چیز برای داشتن است ، به شرط آنکه دارای دارایی های سخت و ضد تورم و/یا درآمد با تورم باشد ، تا فرد بتواند پرداخت بهره را برآورده کند.

پیش بینی های کوتاه مدت در این سیستم حتی دشوارتر است ، زیرا رفتار جمعیت منجر به تأثیرات متناقض می شود مانند عجله به خزانه داری ایالات متحده به عنوان "پناهگاه امن" با وجود آنچه که به نظر می رسد ناتوانی آشکار برای ایالات متحده برای انجام هر کار طولانی مدت است اما آنها را از بین می برد. تعهدات جهانیدر حالی که ایالات متحده بزرگترین شریک تجاری ما است و ما ارزهای خود را از طریق مکانیسم ذخیره پیوند می دهیم که کانادایی ها تا حدی برای سوار شدن در ایالات متحده به دست می آیند.

به نظر من ، در یک بی نظمی بسیار معقول ترین کاری که باید انجام شود ، داشتن برخی از واقعی ترین شکل پولی است که می توانید ، فلزات گرانبها. معدنچیان شخصی یا صندوق های معدن گزینه ای برای داشتن فلز در زمین هستند ، اما به عنوان بیمه در برابر فاجعه مالی جهانی ، مراقب خطرات حاکمیتی باشید. کشورها یک بار که مشکل دارند ، طلای نزدیک به سینه بازی می کنند. اگر اوراق بهادار را "به نام خیابان" نگه دارید ، به پرداخت بدهی موسسه مالی خود وابسته هستید. اگر اعتقاد دارید که سیستم مالی با دارایی های مشتق دست نخورده ادامه خواهد یافت ، می توان GLD یا SLV را خریداری کرد ، اما می دانید که این موارد احتمالاً تلفات اولیه تغییر دولت خواهد بود. با این وجود ممکن است یکی از PSLV یا PHYS Sprott ، یا CEF ، یا BMG یا سایر صندوق های شمش کانادا باشد.

بهترین بیمه ارزی که می توانید دریافت کنید؟فلز فیزیکی ، در اختیار شما. حق بیمه فلز فیزیکی بیش از "نقطه" یا سایر قیمت های "کاغذ فلزی" فقط در حال افزایش است.

نکته مهم دیگر که می توانید انجام دهید این است که سیاستمداران خود را بنویسید ، به آنها بگویید که اکنون می فهمید که چگونه سیستم پولی ما در حال حاضر کار می کند (یا نه!) ، که شما آن را دوست ندارید ، و ما باید به طلا یا بازار دیگری برگردیمفلز شده برای بازگرداندن ایمان مالی.

و اگر آنها از شما سؤال کنند "چرا طلا؟"از آنها بپرسید "چرا درخت؟

1. به طور جدی ، در سال 1685 ، ژاک دو مولز ، قصد عدالت ، پلیس و امور مالی برای فرانسه جدید خود را بدون بودجه برای پرداخت سربازان خود پیدا کرد. وی پس از خسته کردن منابع محلی ارز قرض گرفته شده ، سرانجام یک عرشه کارت را به صورت قطعات برش داد ، هر قطعه را تنظیم کرد و سربازان خود را با آنها پرداخت کرد. اینها به عنوان ارز وارد گردش شدند. پول کارت دوباره در سال 1686 و 1690 صادر شد ، تا سال 1714 آزادانه منتشر شد و سرانجام در سال 1717 بازخرید و بازنشسته شد. از تاریخ دلار کانادا ، جیمز پاول ، بانک کانادا ، 2005. متن کامل را می توان در:http://www. bankofcanada. ca/publications-research/ book-and-monographs/History-Canadian-Dollar/

2. https://www. research. hsbc. com/midas/res/rdv؟p=pdf& key=2q 70z09rbf & n = 282506. pdf

توسط بن باک ، مشارکت کننده پولی کانادایی

علاقه بن به اقتصاد و سرمایه گذاری در دوران نوجوانی او آغاز شد و در اواخر دهه 1970 در بورس اوراق بهادار TSE معامله کرد. بن پس از دریافت مدرک لیسانس و فوق لیسانس از دانشگاه تورنتو در علوم مهندسی و مهندسی برق، حرفه ای را در مخابرات در اتاوا دنبال کرد. بن با تأسیس شرکت Tropic Networks در می 2000، تا زمانی که در می 2007 توسط Alcatel-Lucent خریداری شد، به رهبری Tropic در محصولات، فناوری و مدیریت تحقیق و توسعه از طریق میدان های معدنی حباب فناوری ادامه داد. با انتقال محصول، مشتریان، تیم و فناوری به گروه ALU، بن در حال حاضر چندین سال را صرف «تعطیلات»، مشاوره و پیگیری علایق شخصی، به ویژه در حوزه های اقتصاد سیاسی و تاریخ اقتصادی کرده است و سیستم های خود را به نظریه پردازی می رساند. چشم انداز قابل تحملبن در حال حاضر در اتاوا زندگی می کند، اما وقتی با خانواده اش در خلیج جورجیا قایقرانی می کند، همیشه خوشحال است. بن را می توان از طریق jbbacque@gmail. com در دسترس قرار داد

راهنمای تجارت فارکس...
ما را در سایت راهنمای تجارت فارکس دنبال می کنید

برچسب : نویسنده : نسیم خاکسار بازدید : <-PostHit-> تاريخ : يکشنبه 22 مرداد 1402 ساعت: 18:15