13 اصل اساسی تفکر و ثروتمند شدن

ساخت وبلاگ

این مقاله گزیده ای از راهنمای کتاب کوتاه برای "فکر کردن و رشد ثروتمند" توسط ناپلئون هیل است. Shortform بهترین خلاصه ها و تحلیل های جهان را که باید بخوانید ، دارد.

اصول اصلی تفکر و رشد ثروتمند چیست؟چگونه می توانید فکر کنید و اصول غنی را رشد دهید؟

اصول اصلی تفکر و رشد ثروتمند ، وضوح هدف ، تمرکز و پایداری است. شما می توانید با پیروی از برنامه عمل در کتاب با یک ذهنیت مثبت ، اصول را اعمال کنید.

در ادامه بخوانید تا اطلاعات بیشتری در مورد اصول اساسی تفکر و ثروتمند شدن کسب کنید.

اصول تفکر و رشد ثروتمند چیست؟

کتاب Think and Grow Rich ، که در ابتدا در سال 1937 در پی رکود بزرگ منتشر شد. این یک فرمول و دستورالعمل های گام به گام برای ثروتمند شدن ارائه می دهد ، که نویسنده ناپلئون هیل ادعا می کند بدون در نظر گرفتن شرایط آنها برای همه در دسترس است. این کتاب توسط شهروندان خسته کننده افسردگی مورد استقبال قرار گرفت و برای ده ها سال پرفروش ماند. امروز هنوز محبوب است.

افرادی که می خواهند پول زیادی کسب کنند ، هدف اصلی توصیه های ارائه شده در کتاب Think and Grow Grich هستند ، اما اصول تفکر و رشد ثروتمند نیز توسط کسانی که موفقیت را متفاوت تعریف می کنند ، اعمال می شود.

فرض هیل این است که افکار شما ، مثبت و منفی ، به واقعیت شما تبدیل می شوند. اگر می خواهید سرنوشت خود را کنترل کنید ، باید افکار خود را کنترل کنید. اگر افکار غالب شما در مورد ثروت است (که می تواند به معنای ثروت ، خوشبختی ، موفقیت در تجارت ، روابط موفق و غیره باشد) می توانید ثروتمند شوید.

بهترین راه برای کنترل ذهن شما این است که با داشتن یک هدف خاص و خاص (یک هدف مشخص) ، آن را به خود جلب کنید ، آن را به آرزوی همه جانبه خود تبدیل کنید و آن را با پایداری و ایمان دنبال کنید که بتوانید به آن برسید.

13 اصل فکر و رشد ثروتمند وجود دارد که به شما کمک می کند تا ذهنیت خود را تغییر داده و از طریق تفکر مثبت به هدف خود برسید. هیل این اصول را از مصاحبه با بیش از 500 فرد ثروتمند و موفق ، از جمله توماس ادیسون ، هنری فورد و چارلز شواب ، جمع کرد. هیل می گوید پروژه مصاحبه وی با مکالمه با بزرگان فولادی اندرو کارنگی آغاز شد ، که او را به چالش کشید تا 20 سال در مصاحبه با میلیونرها بگذراند تا در نوشتن یک فلسفه موفقیت را ضبط کند که توسط هر کسی که مایل به یادگیری و استفاده از اصول باشد ، تکرار می شود.

اصل 1: به طور پیش فرض موفقیت را فکر کنید

افکار قدرتمند هستند: آنچه شما فکر می کنید به واقعیت شما تبدیل می شود. همه ما این قدرت را داریم که افکار خود را کنترل کنیم ، اگرچه بسیاری از افراد از آن استفاده نمی کنند. اگر این قدرت را مهار کنید ، می توانید ثروتمند شوید یا به آنچه می خواهید برسید.

راه دستیابی به ثروت ، تبدیل شدن به موفقیت ، به جای آگاهی از شکست است:

  1. با تمرکز ذهن خود بر روی یک هدف واحد و واضح تعریف شده ، نه چند هدف که تمرکز شما را رقیق می کند ، شروع کنید. یک هدف اصلی زندگی را انتخاب کنید.
  2. دستیابی به این هدف را به آرزوی همه جانبه خود تبدیل کنید ، تا جایی که به چیز دیگری فکر می کنید و تمام وقت و انرژی خود را برای دستیابی به آن اختصاص می دهید.
  3. سرانجام ، در پیگیری یک هدف یا هدف خود پایدار باشید. شما با اشکال روبرو خواهید شد اما به هدف و توانایی خود در دستیابی به آن ایمان دارید - و هرگز از آن دست نکشید.

در اینجا نحوه عملکرد این روند در زندگی دو مرد آمده است.

مثال 1: همکاری با ادیسون

  • ادوین سی بارنز یک هدف مهم (هدف مشخص او) از همکاری با مخترع توماس ادیسون داشت. همکاری با ادیسون به آرزوی همه جانبه او تبدیل شد.
  • علیرغم اینکه هرگز با ادیسون ملاقات نکرد ، بارنز به دیدن رفت و هدف خود را به او گفت. ادیسون عزم خود را تشخیص داد اما به او شغل کمتری داد. در حالی که ممکن است این یک شکست باشد ، بارنز موافقت کرد که برای ادیسون کار کند ، اما در تمرکز روی هدف خاص خود از یک مشارکت ادامه داشت.
  • این به مدت پنج سال ادامه یافت ، اما او از هدف خود دست کشید و یا از فکر کردن در مورد آن دست بردارد.
  • بارنز فرصتی دید که ادیسون نتوانست فروشندگان خود را برای فروش ماشین جدید دیکته خود بدست آورد. بارنز گفت که می تواند آن را بفروشد و این فرصت را به دست آورد. او آن را با موفقیت فروخت که ادیسون به او قراردادی برای توزیع و بازاریابی دستگاه داد.
  • بنابراین ، بارنز راه خود را برای همکاری با ادیسون فکر کرد. ادامه این باور که او می تواند موفق باشد به او اجازه ادامه داد ، که به او اجازه می داد تا هنگام ظاهر شدن از این فرصت استفاده کند.

مثال 2: طلای اعتصاب

  • یک مرد هدف و تمایل خاصی برای یافتن طلا داشت. او مقدار کمی از طلا را کشف کرد ، ادعای خود را جمع کرد و برای ماشین آلات و نیروی کار برای استخراج بیشتر پول جمع کرد.
  • اما بعد از کار زیاد ، تلاش خالی شد. او فاقد پایداری بود ، بنابراین او را ترک کرد و ماشین آلات را به یک مرد "آشغال" می فروخت.
  • قبل از فروش مجدد ماشین آلات به عنوان آشغال ، مرد ناخواسته مهندس را استخدام کرد ، که توصیه کرد که طلا فقط سه پا از جایی که منهاد جلوی حفاری را گرفت ، دراز کشید.
  • مهندس درست بود و مرد ناخواسته به دلیل عدم موفقیت در اولین مرد ثروتمند شد.

به همین ترتیب ، 500 مرد ثروتمند مصاحبه شده توسط هیل به او گفتند که بزرگترین موفقیت های آنها هنگامی که آنها در یک قدم فراتر از یک شکست یا شکست ، ادامه دادند. طبق گزارش ها ، توماس ادیسون قبل از اختراع یک لامپ برقی موفق ، 10،000 بار تلاش کرد و شکست خورد.

شکست های موقت در اکثر تلاش ها متداول است و به نظر می رسد که وقتی موفقیت در دسترس است ، آنها به نظر می رسند. با این حال ، بر خلاف ادیسون ، بسیاری از افراد خیلی زود کنار می روند.

اصل 2: آرزوی همه جانبه داشته باشید

اولین قدم برای ثروت ، داشتن تمایل همه جانبه برای دستیابی به هدف خاص یا هدف مشخص شما است.

امیدها یا آرزوها برای چیزی کافی نیستند - در واقع ، اگر تمایل شما چیزی بیش از یک آرزوی نیست ، احتمالاً هنگام برخورد با جاده های جاده ای از تلاش خودداری می کنید. برای رسیدن به آن باید چیزی بد بخواهید.

گرسنگی شما برای رسیدن به هدف خود باید آنقدر قوی باشد که شما همه چیز را در دستیابی به آن جمع کنید و پل های خود را می سوزانید و خود را با راهی برای عقب نشینی رها نمی کنید.

هدف شما باید مهم باشد - شما فقط می توانید انرژی کامل خود را به طور همزمان به یک هدف واحد اختصاص دهید.

نمونه هایی از خواسته های قوی که پایه و اساس موفقیت را فراهم می کند:

مثال 1: تمایل سوزش ادوین سی. بارنز

داستان بارنز برجسته می کند که چرا داشتن یک میل سوزان یکی از مهمترین اصول تفکر و رشد ثروتمند است. در اینجا نگاهی دقیق تر به چگونگی همکاری شدید او برای همکاری با ادیسون نشان می دهد. برای شروع ، هدف او خاص بود: او می خواست با ادیسون شریک شود ، نه برای او کار کند. این وسواس مصرف کننده زندگی او شد و هنگامی که او آماده عمل به آن بود ، او زندگی گذشته خود را پشت سر گذاشت و همه چیز را وقف رسیدن به هدف خود کرد.

در حالی که بارنز به مدت پنج سال برای ادیسون به عنوان یک فروشنده صرف کار می کرد ، او از تمایل خود برای مشارکت خودداری نکرد و تصمیم گرفت به جای آن کار دیگری انجام دهد - تمایل او فقط قوی تر شد و او روی تبدیل شدن به شریک ادیسون تمرکز کرد تا اینکه تبدیل به یک شریک ادیسون شد. واقعیت

مثال 2: بنیانگذار فروشگاه Marshall Field

پس از آتش سوزی بزرگ شیکاگو در سال 1871 ، بسیاری از بازرگانان که مشاغل خود را از دست دادند ، تصمیم گرفتند به جای بازسازی ، شهر را با شکست ترک کنند. با این حال ، یکی از بازرگانان ، مارشال فیلد ، حاضر به تسلیم نشد. او تمایل زیادی به ساخت بزرگترین فروشگاه جهان در ویرانه های فروشگاه اصلی خود داشت ، مهم نیست که چند بار آن را سوزانده شود. او فروشگاه بخش Marshall Field را در مرکز شهر شیکاگو ساخت که سرانجام به یک زنجیره ملی تبدیل شد.

مثال 3: کارگردان استیون اسپیلبرگ

استیون اسپیلبرگ تمایل همه جانبه ای برای ساخت فیلم داشت. او فیلم ها را به عنوان یک آماتور ساخته بود ، اما به صنعت شکسته نشده بود. او ایده ای منحصر به فرد برای به معنای واقعی کلمه در درب به وجود آورد. او یک تور جهانی استودیو را انجام داد ، سپس دزدکی حرکت کرد و روی قطعه پنهان شد تا اینکه پس از ترک تراموا. در حالی که در پایان روز ترک شد ، او یک نکته را برای صحبت با گارد بیان کرد. از آنجا که گارد سپس او را به رسمیت شناخت ، او قادر به بازگشت روزانه سه ماه بود.

سپس میل سوزانده اسپیلبرگ او را به سمت یافتن نقاط ورود دیگر سوق داد. او همیشه کت و شلوار می پوشید و یک کیف را حمل می کرد و این تصور را می داد که او یک دانش آموز با یک کار تابستانی در آنجا بود. او اغلب با کارگردانان ، نویسندگان و سردبیران صحبت می کرد. او یک دفتر خالی پیدا کرد و به آنجا نقل مکان کرد و نام خود را به دایرکتوری اضافه کرد. سرانجام اسپیلبرگ با رئیس تولید بخش تلویزیونی آشنا شد ، که مربی وی شد و به او فرصت تولید فیلم داد.

کاربرد اسپیلبرگ از اصول تفکر و رشد ثروتمند او را مجبور به موانعی کرد که بسیاری دیگر را در موقعیت خود نگه می داشت. آرزوی او بسیار پر مصرف به نظر می رسید ، و او حاضر بود برای دستیابی به آن هر کاری انجام دهد.

اصول 3 و 4: ایمان بی بدیل داشته باشید

علاوه بر داشتن تمایل شدید به ثروت یا موفقیت دیگر ، شما نیز باید یک ایمان یا اعتقاد بی بدیل به هدف و توانایی خود در دستیابی به آن داشته باشید.

ایمان یا اعتقاد نیز یکی از مهمترین اصول تفکر و رشد ثروتمند است. ایمان در تبدیل افکار ما به واقعیت کمک می کند. ایمان در سطح ناخودآگاه کار می کند و به شما کمک می کند تا به سمت هدف خود حرکت کنید.

اگر به خود و برنامه های خود برای دستیابی به ثروت ایمان داشته باشید ، این امر باعث می شود ایده ها و انجمن هایی که شما را به سمت موفقیت سوق می دهد.

اما اگر فاقد ایمان باشید و برعکس آن را باور کنید ، خودتان را شکست خواهید داد. به عنوان مثال ، اگر اعتقاد دارید که به دلیل نیروهای فراتر از کنترل خود به فقر محکوم شده اید ، این اعتقاد منفی ذهن شما را به خود جلب می کند. این افکار و خواسته های مثبت را که می تواند به شما در غلبه بر شرایط خود کمک کند ، مسدود می کند و شما نمی توانید وضعیت فعلی خود را بهبود بخشید.

بنابراین برای رسیدن به هدف خود ، مهم است که ایمان را برای سوق دادن شما به سمت آن سوق دهید و به دیگران الهام بخشید تا با شما همکاری کنند. شما می توانید ایمان را از طریق تأیید و تجسم (که نویسنده آن را Autosuggestion می نامد) توسعه دهید - یعنی با گفتن مداوم به خود شما می توانید موفق شوید و با پیش بینی موفقیت خود (بیشتر در مورد اتوژگرایی بعداً).

شما در نهایت به چیزهایی که برای خودتان تکرار می کنید باور کنید. اگر هدف خود را بنویسید و با خواندن آن با صدای بلند مرتباً آن را تکرار کنید ، آن را در ذهن خود تقویت می کنید و ناخودآگاه خود را متقاعد می کنید که روی آن عمل کنید.

شما می توانید یک قدم فراتر از پیش بینی خود را با موفقیت پیش بروید و با بازیگری که انگار چیزی را که می خواهید داشته باشید. ذهن شما ماهیت افکاری را که بر آن حاکم است ، می گیرد.

اگر از اعتماد به نفس یا ایمان به خود برخوردار هستید ، می توانید آن را تغییر داده و شانس موفقیت خود را با انجام و تکرار موارد زیر افزایش دهید:

  1. من می دانم که توانایی دستیابی به هدف خاص خود را دارم.
  2. من روزانه 30 دقیقه افکارم را روی شخصی که قصد تبدیل شدن به آن را دارم متمرکز خواهم کرد.
  3. من 10 دقیقه در روز می گذرانم و خواستار اعتماد به نفس از خودم هستم.
  4. هدف من خواستار این است که من برای دستیابی به آن اعتماد به نفس خود را توسعه دهم.
  5. من افکار مثبتی را نسبت به خودم و دیگران پرورش خواهم داد. من ایمان دارم که افکار خود را تغییر خواهم داد و به خود متکی و موفق می شوم.

اصول 5 و 6: دانش تخصصی و ذهن اصلی

دانش برای تصمیم گیری بهتر و دستیابی به اهداف خود بسیار مهم است.

دو نوع دانش در کتاب Think and Grow Rich وجود دارد: عمومی و تخصصی. دانشکده ها دانش عمومی را ارائه می دهند ، اما غالباً این دانش فاقد کاربرد عملی است. اگر می خواهید ثروتمند شوید ، نوع دانش مورد نیاز شما تخصصی و خاص برای صنعت خاص است یا تلاش خود را به عنوان مسیر خود انتخاب کرده اید. به همین دلیل است که مدرک های کالج تضمین موفقیت شغلی نیستند - آموزش رسمی فقط باید به عنوان آغاز برای دستیابی به دانش مشاهده شود.

برای پیشرفت در جهت استفاده از اصول تفکر و رشد ثروتمند ، بدانید که به چه نوع دانش تخصصی نیاز دارید و چرا به آن احتیاج دارید. سپس نحوه دریافت آن را بفهمید. روش های مختلفی برای به دست آوردن این دانش تخصصی ، از جمله برنامه های آموزشی ، کتاب ، تحقیق و آزمایش و تجربه شخصی وجود دارد.

هرگز به دست آوردن دانش تخصصی مربوط به هدف خود متوقف نشوید. اشتباه نکنید که فکر کنید یادگیری شما هنگام فارغ التحصیلی از مدرسه به پایان می رسد. در حقیقت ، بسیاری از دانش عملی که شما را به سمت اهداف زندگی شما سوق می دهد ، بعد از مدرسه می آید. ترکیب گرسنگی برای دانش با تخیل به شما کمک می کند تا با زمان در حال تغییر سازگار شوید.

ذهن استاد

با وجود اهمیت دانش تخصصی ، احساس نکنید که برای رسیدن به هدف خود ، باید خود را از دانش لازم بدانید. درعوض ، شما به یک گروه متفکر نیاز دارید - گروهی از همکاران که دانش ، مشاوره و تخصص دارند تا به شما در رسیدن به هدف خود کمک کنند.

هیچ کس تجربه ، تحصیلات و توانایی انباشت ثروت را به تنهایی ندارد. شما به یک گروه Master Mind نیاز دارید تا به شما در شکل گیری طرحی برای رسیدن به هدف خود کمک کند.

هنری فورد این موضوع را به تأثیر عالی نشان داد:

  • یک روزنامه او را "یک اقیانوسیه نادان" خواند و فورد شکایت کرد.
  • در دادگاه ، وکلای این مقاله سعی کردند استدلال کنند که این بیانیه دقیق است: فورد واقعاً "نادان" بود. آنها فورد را بر روی موضع قرار دادند و از او سؤال كردند كه از او سؤالاتی بی اهمیت پرسیدند ، مانند "چند سرباز انگلیسی ها در سال 1776 به مستعمرات آمریكا فرستادند؟"
  • فورد از سؤالات خسته شد و پاسخ داد که در لمس یک دکمه می تواند کسی را که می تواند به هر سؤالی که در مورد تجارت خود داشت پاسخ دهد. چرا وقتی او افرادی در اطراف خود داشت که می توانست دانش خود را که می خواست ، ذهن خود را با دانش عمومی بی فایده درهم و برهم کند؟

مهم نیست که او چه دانش خود را در اختیار داشته باشد ، هر کسی که می داند در صورت لزوم دانش را در کجا کسب کند ، یک فرد تحصیل کرده است. از طریق گروه اصلی ذهن خود ، هنری فورد تمام دانش تخصصی مورد نیاز خود را برای شروع یک انقلاب خودرو داشت.

همین مسئله در مورد اندرو کارنگی نیز صادق بود. بنا بر گزارش ها ، او یک بار گفت که او چیزی در مورد جنبه های فنی تجارت فولاد نمی داند ، و او به ویژه اهمیتی نمی داد - زیرا گروه اصلی ذهن او همه چیز لازم را برای ساخت و فروش فولاد می دانست.

گروهی از ذهن های اختصاصی طوفان مغزی و تفکر با هم می توانند ایده ها و بینش های یکدیگر را به هم وصل و بنا کنند. با هم ، شما و ذهن استاد خود می توانید به چیزی بزرگتر از هر فردی که می تواند به تنهایی برسد ، برسید.

هر دو نمونه نیز نکته دیگری را نشان می دهد - کسی که آموزش رسمی محدود داشته است ، هرگز نباید در توانایی آنها در استفاده از اصول تفکر و رشد غنی شک کند ، زیرا دانش تخصصی همیشه در دسترس است. فورد و توماس ادیسون مدرسه رسمی کمی داشتند اما در زمینه های منتخب خود بسیار موفق بودند زیرا می دانستند کجا و چگونه دانش مورد نیاز خود را بدست آورند.

نمونه های بیشتر از ذهن اصلی:

  • رئیس جمهور فرانکلین دی روزولت گروهی به نام اعتماد مغز خود داشت. او بهترین ذهن را در کشور به واشنگتن آورد تا مشکلات اقتصادی را حل کند.
  • Ross Perot IBM را برای ایجاد شرکت خود ، Electronic Data Systems (EDS) ترک کرد. اگرچه او از بیرون رفتن به تنهایی دلسرد شد ، اما تیم کوچکی از متخصصان اختصاصی را که هدف وی را به اشتراک گذاشتند و به ایجاد شرکت کمک کردند ، جمع کرد.

در اینجا مراحل تشکیل گروه Master Mind خود وجود دارد:

  • لیستی از افرادی که دانش ، تجربه و منابع لازم را برای ایجاد و اجرای برنامه ای که به هدف شما برسد ، تهیه کنید.
  • تصمیم بگیرید که چه چیزی را باید به افرادی که می خواهید در گروه Master Mind خود ارائه دهید. هیچ کس بدون نوعی مزایا و جبران خسارت ، که می تواند پول یا چیز دیگری باشد ، به تلاش شما نمی پیوندد.
  • هفته ای دو یا بیشتر در هفته با اعضای گروه خود ملاقات کنید ، تا زمانی که برنامه ای برای دستیابی به هدف خود تهیه کنید.
  • حفظ هارمونی در گروه را در اولویت قرار دهید.

اصل 7: تخیل

تخیل شما ابزاری مهم برای تبدیل افکار خود به ثروت است. شما می توانید هر چیزی را که می توانید تصور کنید ایجاد کنید.

تخیل شما می تواند ایده ها و برنامه هایی را برای دستیابی به آنها برانگیزد. اگر به طور مرتب از آنها استفاده نکنید ، قدرت تخیل شما کاهش می یابد ، اما آنها نیز با استفاده بهبود می یابند. در مورد ایده های بزرگ و جاه طلب فکر کنید.

دو نوع تخیل وجود دارد - مصنوعی و خلاق - و هر دو می توانند در فرآیند تحول نقش داشته باشند. تخیل مصنوعی ایده ها و مفاهیم موجود را به روش های جدید تنظیم می کند. تخیل خلاق ، که در زیر ناخودآگاه کار می کند ، ایده های جدیدی ایجاد می کند و از طریق هانچ و الهام بخش ، برنامه ای را که باید برای دستیابی به هدف خود دنبال کنید ، تولید می کند.

بزرگترین رهبران ، متفکران و هنرمندان در جهان از تخیل خلاقانه خود برای آثار هنری ، اختراعات و محصولات استفاده کردند. ثروت های بزرگ با ایده های ایجاد شده توسط تخیل شروع می شوند. در اینجا دو نمونه از نقش تخیل در ایجاد ایده هایی که ثروت ایجاد کرده است آورده شده است:

  • یک پزشک دستور تهیه نوشیدنی چشمه نوشابه شربت را آورده بود ، اما خیلی خوب به فروش نرسید. سرانجام ، برای پرداخت بدهی های خود ، او فرمول ، کتری و تجهیزات چشمه سودا را با قیمت 500 دلار به یک منشی داروخانه فروخت. آسا کاندلر ، منشی داروخانه ، از تخیل استفاده کرد تا یک کمپین تبلیغاتی و بازاریابی نوآورانه ارائه دهد که این نوشیدنی را به نام خانوادگی ، Coca-Cola تبدیل کرده است. یکی از ایده های او ، که افسانه ای شد ، از Coca-Cola به عنوان داشتن یک ماده "مخفی" حمایت می کرد. این مزیت رقابتی به نظر مرموز و منحصر به فرد را داد و هنوز هم امروز نقل شده است.
  • یک روحانی ایده ای برای راه اندازی یک مدرسه فنی برای آموزش دانش آموزان در کاربردهای عملی فناوری داشت ، اما برای انجام این کار به 1 میلیون دلار نیاز داشت. از طریق تخیل ، او با طرحی جسورانه برای بدست آوردن آن روبرو شد - او خطبه ای با عنوان "آنچه من با 1 میلیون دلار انجام می دادم" داد. به زودی پس از سخنرانی ، یکی از اعضای مخاطب به او پول داد تا موسسه آموزش را شروع کند.

فراموش نکنید که ایده ها فقط ایده ها هستند و برای واقعی شدن باید به آنها عمل کنند. اما ایده های عالی می توانند شتاب خود را به خود جلب کنند و شما را به سمت عمل و ادامه کار ادامه دهند تا اینکه به واقعیت تبدیل شوند.

اصل 8: برنامه ریزی

اغلب گفته می شود که دانش قدرت است ، اما در واقع ، دانش فقط قدرت بالقوه است. دانش فقط در صورتی که بتواند به عنوان بخشی از یک برنامه سازمان یافته استفاده شود ، قدرت واقعی می شود.

اگر اولین برنامه شما کار نمی کند ، آن را با یک برنامه جدید جایگزین کنید. در واقع ، برنامه های شکست خورده را جایگزین کنید تا زمانی که شما به آن کار کنید.

بسیاری از افرادی که شکست می خورند این کار را انجام می دهند ، زیرا آنها فاقد پایداری برای ادامه کار هستند تا وقتی یک شخص قبلی شکست بخورد ، برنامه بهتری را ارائه دهند. آنها نمی فهمند که شکست موقتی است ، و فقط به این معنی است که در برنامه شما مشکلی رخ داده است ، که اگر سعی کنید تا زمانی که به درستی برسید ، می تواند برطرف شود. توماس ادیسون قبل از اختراع یک لامپ موفق ، 10،000 بار با شکست موقت ملاقات کرد.

قبل از رسیدن به هدف خود ، یک فرد عجیب و غریب نباشید. همچنین ، حتماً به عنوان اعضای گروه Master Mind خود انتخاب کنید که با شکست محکم نمی شوند.

نکته مهم: در صورت زنده ماندن و موفقیت ، ایده ها باید از بدو تولد پرستار شوند. وقتی ایده دارید ، باید آن را با یک برنامه مشخص و اقدام فوری فعال کنید.

اصل 9: قاطعیت

طبق کتاب Think and Grow Rich ، دلیل مشترک عدم ثروتمند شدن ، عدم توانایی در تصمیم گیری و پیگیری با تصمیم است.

افراد موفق به سرعت به تصمیمات می رسند و اگر اصلاً آنها را به آرامی تغییر دهند - بنابراین آنها از برنامه خود دور نمی شوند.

افراد ناموفق برعکس عمل می کنند: آنها تصمیم گیری می کنند و به محض اینکه در نهایت تصمیم گرفتند ، به سرعت نظر خود را تغییر می دهند. این امر حرکت مداوم به سمت یک هدف را غیرممکن می کند.

هنری فورد به دلیل قاطعانه عمل و ایستاده در تصمیمات ، شهرت داشت. به عنوان مثال ، وی در تصمیم خود برای ادامه ساخت مدل T ، مدتها پس از آنكه مشاوران و مشتریان از وی خواسته بودند كه آن را تغییر دهد ، محکم نگه داشته است. در نتیجه ، او مدتی به کسب درآمد ادامه داد و توانست منابع را برای توسعه مدل دیگری کنار بگذارد. در حالی که برخی او را لجاجت می دانستند ، این کیفیت نسبت به عدم اطمینان ترجیح می دهد.

تعلل ، برعکس قاطعیت ، یک مانع مشترک است که باید بر آن غلبه کنید.

افرادی که سریعاً نمی توانند به تصمیم گیری برسند و با آنها کنار بیایند ، نتوانند به طور مؤثر اصول تفکر و رشد غنی را به کار گیرند. آنها فاقد میل به خودشان هستند و از این رو به راحتی تحت تأثیر عقاید دیگران قرار می گیرند ، در واقع به دیگران اجازه می دهند تا تفکر خود را برای آنها انجام دهند. شما ذهن خود را دارید ، که اگر می خواهید موفق شوید باید برای تصمیم گیری استفاده کنید.

افراد تعیین کننده از انتقاد دیگران غافلگیر می شوند - کاری که می خواهند انجام دهند ، کاری است که آنها می خواهند انجام دهند ، صرف نظر از آنچه دیگران فکر می کنند. افراد بی قاعده عقاید منفی دیگران را به قلب می گیرند و گاهی اوقات در نتیجه مجتمع های فرومایه ایجاد می کنند.

مهمترین و تأثیرگذارترین تصمیمات مربوط به مواردی است که بیشترین شجاعت را برای تصمیم گیری - کسانی که دارای بالاترین سهام هستند - نیاز دارند.

یکی از بارزترین نمونه ها ، تصمیم استعمارگران آمریکایی برای مخالفت با حکومت انگلیس است. اگرچه آنها می توانستند برای خیانت به دار آویخته شوند ، رهبران 13 مستعمره در سال 1774 اولین کنگره قاره (یک گروه اصلی ذهن) را تشکیل دادند تا مخالفت خود را با خواسته های انگلیس هماهنگ کنند. بدون تصمیم آنها برای جمع آوری برای یک هدف ، هیچ اعلامیه استقلال ایجاد نمی شد. امضای آن سند توسط 56 مرد نیز یک تصمیم شجاعانه بود ، زیرا این امر نیز می توانست منجر به اجرای خیانت شود.

به دلیل این تصمیمات یک ملت متولد شد - یک میل به واقعیت تبدیل شد. تغییرات بزرگ مانند این اغلب با یک تصمیم قطعی در ذهن تنها چند نفر ریشه می یابد.

اصل 10: پایداری

شما نمی توانید بدون ماندگاری افکار و میل را به پول تبدیل کنید. شما به ناچار موانع را در پی دستیابی به هدف خود خواهید داشت و به قدرت اراده نیاز دارید تا از طریق آن موانع فشار بیاورید.

در حالی که بیشتر مردم از اولین نشانه دشواری تسلیم می شوند ، افراد موفق با اراده و میل غیرقابل توقف ادامه می دهند. کسانی که علی رغم مخالفت ، با عزم تک فکر خود ادامه می دهند ، ممکن است به عنوان خونسرد یا بی رحمانه تلقی شوند ، اما آنچه انجام می دهند صرفاً اراده برای دستیابی به خواسته خود است. اگر پایداری ندارید ، در هر چیز قابل توجهی موفق نخواهید شد.

مثال: وقتی هوارد شولتز برای اولین بار Starbucks را افتتاح کرد ، سه سال مستقیم از دست داد ، از جمله بیش از 1 میلیون دلار تنها در سال 1989. اما شولتز هرگز تسلیم نشد. او به شدت اعتقاد داشت كه برنامه های وی برای ساخت زنجیره ای از کافی شاپ ها جامد است و این شرکت به زودی سودآور خواهد بود. سرانجام فروشگاه های سیاتل او سودآور شد و او تجارت را به شهرهای دیگر و سپس سایر کشورها گسترش داد و شولتز را به یکی از ثروتمندترین افراد جهان تبدیل کرد.

چالش پیروی از اصول تفکر و رشد ثروتمند برای دستیابی به ثروت ، خود یک آزمایش پایداری شماست. روند استفاده از پایداری می تواند در ابتدا کند باشد ، مانند آنچه که از یک رویای عمیق که در آن نمی توانید حرکت کنید - شما به آرامی بیدار می شوید ، می خواهید خود را دوباره کنترل کنید تا یک بار کنترل یک مجموعه از عضلات را دوباره به دست آورید ، تا اینکه سرانجام"Snap" بیدار. اگر امروز پایداری ایده آل ندارید ، می توانید به تدریج پایداری کنید ، تا یک روز ناگهان بیدار شوید و آن را بدست آورید.

چهار مورد برای توسعه پایداری عبارتند از:

  1. یک هدف یا هدف خاص و یک تمایل همه جانبه برای دستیابی به آن.
  2. یک برنامه خاص که شما بدون توقف را دنبال می کنید.
  3. ذهنی که منفی و دلسردی را مسدود می کند.
  4. یک گروه اصلی ذهن که اعضای آن شما را تشویق می کنند.

بازپرداخت شما برای پیروی از این چهار مرحله ، امکان نوشتن بلیط شخصی خود در زندگی است.

شما همچنین باید خود را به صورت متد برای علائمی که فاقد پایداری هستند ، بررسی کنید:

  • انگیزه
    • شما بی تفاوت هستید: شما می خواهید به جای اینکه برای آن بجنگید ، در مورد هدف خود سازش کنید.
    • میل شما ضعیف است زیرا شما فاقد انگیزه ای هستید که شما را به سمت عمل سوق می دهد.
    • شما فاقد جاه طلبی برای ثروتمند بودن ، عمل به طوری که ثروتمند شوید و ثروت خود را داشته باشید.
    • شما خود راضی هستید: اگر در مورد جایی که هستید ، خود یا قاچاق می کنید ، نمی توانید خودتان یا شرایط خود را بهتر کنید.
    • شما نمی توانید آنچه را که می خواهید تعریف کنید ، و بنابراین هیچ کاری برای کار کردن ندارید.
    • شما هیچ برنامه ای ندارید که فکر و نوشته شده باشد تا بتوان آنها را ارزیابی کرد.
    • شما با استفاده از بهانه ها و alibis برای توجیه نکردن برنامه یا بازیگری ، به تعویق می افتید.
    • شما هیچ علاقه ای به بدست آوردن دانش تخصصی لازم برای موفقیت ندارید.
    • شما بر روی ایده ها عمل نمی کنید یا وقتی فرصت خود را ارائه می دهد تشخیص نمی دهید.
    • شما به جای "پرداخت حق الزحمه" ، میانبرهای ثروت را جستجو می کنید.
    • شما برای جلوگیری از تصمیم گیری ، بی اعتنا هستید و از این جنجال عبور می کنید.
    • شما دیگران را به خاطر اشتباهات خود سرزنش می کنید و اشتباهات را غیرقابل اجتناب می پذیرید ، این بدان معنی است که از آنها یاد نمی گیرید.
    • شما مشتاق هستید که در اولین نشانه شکست کنار بگذارید.
    • شما همیشه آرزو می کنید به جای استفاده از قدرت اراده برای تحقق بخشیدن به آنها ، کارها را انجام دهید.
    • شما نگران آنچه دیگران فکر می کنند نگران هستید ، و بنابراین از ترس از طرد اجتماعی نتوانید عمل کنید.

    در مورد هر یک از این علائم تأمل کنید تا ببینید که آیا آنها برای شما صدق می کنند یا خیر. اگر چنین است ، طرحی برای حل ضعف خود ایجاد کنید. اگر موفق شوید ، پایداری خود را بهبود می بخشید.

    برای ایجاد پایداری:

    • از تأیید و تجسم (autosuggestion) استفاده کنید تا تصویری واضح از آنچه می خواهید در ذهن خود داشته باشید ، که آن را به شما جذب می کند.
    • تمایل خود به ثروت را تجدید و تقویت کنید. تمایل ضعیف منجر به نتایج ضعیف می شود.
    • برای توسعه پایداری خود از گروه Master Mind خود کمک بگیرید.
    • اطمینان حاصل کنید که شما دستور العمل کامل را دارید: یک هدف مشخص ، میل ، ایمان ، یک برنامه خاص ، دانش دقیق ، همکاری یک گروه اصلی ذهن و اراده. و توانایی پایداری یک عادت.

    اصل 11: انتقال انرژی جنسی

    مطابق کتاب Think and Grow Rich ، تمایل به رابطه جنسی قدرتمندترین خواسته های انسانی است. برخی از افراد برای به دست آوردن آن ، زندگی و شهرت خود را به خطر می اندازند. این انرژی را می توان برای کمک به شما در رسیدن به اهداف خود استفاده کرد.

    هیل از رابطه جنسی به عنوان انرژی و به عنوان یک احساسات (حالت ذهن) یاد می کند. احساسات رابطه جنسی سه مزیت دارد: تحریک نسل بشر ، حفظ سلامت (دارای ارزش درمانی) و تبدیل توانایی متوسط به نبوغ از طریق "انتقال".

    انتقال به معنای بهره برداری از قدرت انرژی جنسی برای ثروتمند شدن شما با هدایت افکار خود از بیان جسمی رابطه جنسی به تلاش های خلاق است. در هنگام هدایت ، نیروی انگیزشی قدرتمند انرژی جنسی می تواند یک نیروی خلاق برای هنر ، ادبیات ، موسیقی ، اختراع یا دستیابی به ثروت باشد. انرژی جنسی هدایت شده انرژی خلاق همه نبوغ است.

    به عنوان شواهد پیشنهادی ، اندامهای جنسی را از یک حیوان خارج کنید و تمام مبارزه و انرژی را از حیوان خارج می کنید. یک گاو گاو به اندازه یک گاو آرام می شود.

    احساسات جنسی به یک خروجی نیاز دارد. نباید سرکوب شود بلکه در عوض به یک خروجی داده می شود که بدن ، ذهن و روح را غنی می کند. تبدیل انرژی جنسی به خلاقیت نیاز به اراده دارد.

    تخیل خلاق زمانی آزاد می شود که یک محرک - انرژی جنسی قوی ترین است - روی ذهن برای افزایش فعالیت یا ارتعاشات مغز عمل کند. محرک های دیگر عبارتند از عشق، میل سوزان به پول یا قدرت، موسیقی، دوستی، اتحاد ذهن استاد، رنج متقابل از طریق آزار و اذیت، خود پیشنهادی، ترس، و مواد مخدر یا الکل. اما اینها بسیار کمتر از تحریک ناشی از میل به بیان جنسی قوی هستند.

    از میان محرک ها، فقط رابطه جنسی و عشق، که در کنار هم قدرتمند هستند، می توانند الهام بخش نبوغ باشند. ناپلئون هیل دریافت که هر رهبر مرد بزرگی که او تحلیل می کند از یک زن الهام می گیرد.

    برای مثال، وقتی ناپلئون بونپارت از همسر اولش ژوزفین الهام گرفت، شکست ناپذیر بود. وقتی رابطه اش را با او تمام کرد، شکست خورد. به طور مشابه، آبراهام لینکلن تخیل خلاق خود را زمانی کشف کرد که ذهنش با عشق آن راتلج تحریک شد. یک تاجر اشاره کرد که حضور منشی جذابش او را به ارتفاعات جدیدی از انرژی خلاق سوق داد.

    فروشندگان و دیگران با کاریزمای قوی، مغناطیس شخصی خود را از انرژی جنسی تغییر جهت داده شده ایجاد می کنند، خواه متوجه شوند یا نه.

    افراد بدون تحصیلات رسمی می توانند با استفاده از تخیل خلاق که توسط انرژی جنسی تحریک می شود به عظمت دست یابند. اما افراد به ندرت قبل از 40 سالگی به ثروت بزرگ یا موفقیت دیگری دست می یابند، زیرا انرژی خود را در بیان فیزیکی جنسی هدر می دهند، نه اینکه انرژی خود را برای خلاقیت ذهنی مهار کنند. برای مثال، بزرگترین دستاوردهای هنری فورد و اندرو کارنگی پس از 40 سالگی اتفاق افتاد.

    علاوه بر برانگیختن خلاقیت، احساسات جنسی همراه با احساس عشق با تقویت قضاوت، تعادل، آرامش و تمرکز، افراد را به سمت بهتر شدن تغییر می دهد.

    البته، انرژی جنسی در هنگام افراط می تواند به اندازه مواد مخدر یا الکل مضر باشد. یک فرد معتاد به رابطه جنسی، عقلانیت و اراده خود را از دست داده است. انرژی جنسی باید مسئولانه و با اعتدال به کار گرفته شود.

    مشاوره در مورد عشق

    • عشق بزرگترین تجربه زندگی است
    • عشق معنوی است؛جنسیت بیولوژیکی است
    • تمام عشق سودمند است.
    • از عشق تا زمانی که آن را دارید لذت ببرید نه اینکه نگران از دست دادن آن باشید.
    • حتی اگر دوست داشتی و از دست دادی، باز هم عشق برایت سودمند بود.
    • هیچ دو تجربه عشقی روی شما یکسان تأثیر نمی گذارد.
    • وقتی عشق و رابطه جنسی با هم ترکیب می شوند، ازدواج وضعیت ذهنی را تا جایی که می توانیم به معنوی نزدیک می کند.

    اصل دوازدهم: ضمیر ناخودآگاه

    ذهن ناخودآگاه برداشت ها و افکار دریافت شده از طریق پنج حواس را جمع می کند. اطلاعات جمع آوری شده ممکن است مثبت یا منفی باشد. همچنین منبع تخیل خلاق است که استفاده شما از اصول تفکر و رشد ثروتمند را برای دستیابی به ثروت شکل می دهد.

    شما توانایی کاشت افکار ، برنامه ها یا اهداف را در ناخودآگاه خود دارید که قصد دارید به ثروت تبدیل شوید. اگر این افکار مسلط و پشتیبانی شده توسط ایمان باشد که به هدف خود برسید ، ذهن ناخودآگاه شما شما را به سمت ثروت سوق می دهد.

    همانطور که قبلاً مورد بحث قرار گرفت ، راه کاشت افکار ثروت در ذهن ناخودآگاه شما استفاده از تأیید یا اتوژگوشی است. افکار مثبت قبل از اینکه بتوانند به واقعیت تبدیل شوند باید به یک عادت تبدیل شوند.

    ذهن ناخودآگاه پیوند ما با هوش بی نهایت یا علت اول است که انرژی است که اتم ها را قدرت می دهد و قوانین طبیعت را هدایت می کند. این وسیله ای است که از طریق آن نماز منتقل می شود. وقتی افکار و خواسته های خود را با ایمان منتقل می کنیم ، به صورت برنامه ها یا ایده های خود به دعاهای خود پاسخ می دهیم تا آنچه را که می خواهیم بدست آوریم.

    با این حال ، ناخودآگاه شما می تواند به همان اندازه تحت تأثیر افکار منفی باشد که به طور منفعلانه اجازه ورود به آنها را می دهید. متداول ترین افکار یا احساسات منفی برای مراقبت از ترس ، حسادت ، نفرت ، انتقام ، حرص و آز ، خرافات و عصبانیت است. آنها به ویژه خطرناک هستند زیرا ذهن ناخودآگاه بیشتر مستعد افکار است که یک مؤلفه عاطفی دارند.

    اگر اجازه دهید افکار منفی از بین برود ، تخیل خلاق خود را از عملکرد جلوگیری می کنید. درعوض ، شما باید از Autosuggestion برای پرورش افکار و عواطف مثبت - میل ، ایمان ، عشق ، رابطه جنسی ، اشتیاق ، عاشقانه و امید استفاده کنید - که ناخودآگاه شما را برای تولید انرژی خلاق تحریک می کند.

    احساسات مثبت و منفی نمی توانند ذهن شما را همزمان اشغال کنند - یکی بر آن تسلط خواهد یافت. یک فکر منفی واحد کافی است تا ذهن شما را از کمک به رسیدن به هدف خود مسدود کند. حتی نماز می تواند تأثیر منفی داشته باشد ، زیرا مردم اغلب به عنوان آخرین راه حل دعا می کنند ، وقتی ذهن آنها پر از ترس و شک است.

    برای رسیدن به هدف خود ، به طور کامل قدرت ذهن ناخودآگاه خود را درگیر کنید ، ایمان و تفکر مثبت را تا زمانی که عادت شود ، تمرین کنید.

    اصول 13 و 14: مغز و حس ششم

    (یادداشت کوتاه: این تلاش ناپلئون هیل برای توجیه اصول تفکر و رشد ثروتمند با برخی از سخت گیری های علمی است. این ایده ها توسط علم امروز دقیق نیستند و برای استفاده از بقیه کتاب مهم نیستند ، اما چیزی در اینجاممکن است با شما طنین انداز شود.)

    ما دقیقاً نمی دانیم که چگونه افکار به واقعیت تبدیل می شوند. اما ما می دانیم که نیروهای نامشهود در کار در جهان وجود دارند ، حتی اگر نتوانیم آنها را با حواس پنج خود درک کنیم.

    نیروهای نامشهود اقیانوس ها را جابجا می کنند ، طوفان ها را ایجاد می کنند و خاک را که غذای ما را تأمین می کند ، سوخت می کنند. برق یک نیروی نامشهود است. برای همه آموزش های ما ، ما نیروی نامشهود اندیشه و چگونگی ترجمه مغز و شبکه اعصاب آن را به واقعیت نمی فهمیم. اما ما همیشه در مورد مغز بیشتر می آموزیم. این احتمال وجود دارد که مغز از طریق فرآیندهای نامشهود خود بتواند با سایر نیروهای نامشهود در خارج از ما ارتباط برقرار کند.

    مغز ما هم به عنوان ایستگاه پخش و هم برای پذیرش ارتعاشات فکر می کند. از اتر یا انرژی جهان ، مغز ما از "مجموعه دریافت" تخیل خلاق برای انتخاب ارتعاشات فکر از مغزهای دیگر استفاده می کند - به ویژه هنگامی که با احساساتی مانند رابطه جنسی ، سرعت بالایی از لرزش را افزایش می دهد. هنگامی که در بالاترین سطح آنها ، افکار ما را می توان با ذهن ناخودآگاه پخش کرد تا توسط مغزهای دیگر برداشت شود.

    آزمایشات در تله پاتی نشان می دهد که ذهن می تواند با ذهن دیگر ارتباط برقرار کند ، بدون اینکه کلمات صحبت شوند.(در آزمایشات ، برخی از افراد توانسته اند کارت را در یک بسته غیب نامگذاری کنند ، یا یک فکر را در ذهن شخص دیگری بخوانند.) گروه های اصلی ذهن می توانند اینگونه کار کنند ، مبادله کنند ، مخلوط شوند و بر روی افکار هر یک از یکدیگر بسازند تا راه حل ها به دست بیاورندبشر

راهنمای تجارت فارکس...
ما را در سایت راهنمای تجارت فارکس دنبال می کنید

برچسب : نویسنده : نسیم خاکسار بازدید : <-PostHit-> تاريخ : چهارشنبه 4 مرداد 1402 ساعت: 19:17