آیا بلایای طبیعی بر سیاست های پولی تأثیر می گذارد؟شبه آزمایش زمین لرزه

ساخت وبلاگ

این مطالعه به بررسی اینکه آیا پیامدهای اقتصادی زمین لرزه بر نرخ بهره سیاست تعیین شده توسط بانک مرکزی تأثیر می گذارد یا خیر. جهت این اثر از قبل بلافاصله روشن نیست زیرا زمین لرزه ها یک معضل سیاست پولی کلاسیک ایجاد می کنند: چگونه می توان شوک واقعی را در کوتاه مدت با هدف لنگر انداختن تورم در نظر گرفت ، وقتی این دو هدف رقیب خواستار اقدامات سیاسی مخالف هستند. بنابراین می توان استدلال كرد كه آیا این سؤال كه آیا و اگر چنین است ، در چه جهت بلایای طبیعی بر سیاست پولی تأثیر می گذارد ، در نهایت یك تجربی است. برای این منظور ، من یک مدل پانل پویا را تخمین می زنم که شامل حدود 400 زمین لرزه اصلی از حدود 85 کشور جهان که بین سالهای 1960 تا 2015 رخ داده است. یافته های کلیدی این مطالعه به وضوح اشاره می کند که به طور متوسط نرخ بهره سیاست کوتاه مدت در سال اول استبعد از زمین لرزهاین نتیجه حاکی از آن است که مقامات پولی بهبود اقتصادی کوتاه مدت بالاتر از ثبات قیمت را در اولویت قرار می دهند. با این حال ، این اثر نرخ بهره در سراسر کشورها یکسان نیست. به نظر می رسد که بانک های مرکزی که دارای یک هدف سیاست خاص ، مانند نرخ ارز ثابت هستند ، احتمالاً در دوره پس از فاجعه برای مبارزه با فشار تورمی ، نرخ بهره را افزایش می دهند. به نوبه خود ، مقامات پولی که در تصمیمات سیاست خود آزادی زیادی دارند ، تمایل بیشتری به کاهش نرخ بهره برای تحریک بهبود اقتصادی دارند.

معرفی

یکی از اصلی ترین چالش های جهانی برای توسعه اقتصادی پایدار در دهه آینده محدود کردن پیامدهای اقتصادی بلایای طبیعی است. از دهه 1970 ، هزینه های مربوط به خسارت این وقایع به طرز چشمگیری افزایش یافته است. ضرر و زیان رکورد حدود 380 میلیارد دلار در سال 2011 ثبت شد ، سال زلزله توهوکو در ژاپن ، معادل 0. 9 ٪ از تولید ناخالص داخلی جهانی (Guha-Sapir et al. ، 2015). نتیجه گیری متداول که در اکثر مطالعات به اشتراک گذاشته شده است این است که فاجعه طبیعی عملکرد کلان اقتصادی کوتاه مدت بسیاری از کشورها را تحت فشار نزولی قابل توجهی قرار می دهد (به عنوان مثال ، Noy ، 2009 ؛ Loayza et al. ، 2012 ؛ Felbermayr and Groschl ، 2014). بنابراین انتظار می رود که این وقایع بر تصمیمات سیاست پولی گرفته شده توسط بانک مرکزی در تلاش برای تثبیت دوباره اقتصاد تأثیر بگذارد. با این حال ، یک نگرانی مشکل ساز این است که بلایای طبیعی یک چالش سیاست پولی کلاسیک ایجاد می کند: نحوه استفاده از یک ابزار برای ایجاد شوک واقعی در کوتاه مدت با هدف لنگر انداختن تورم وقتی این دو هدف رقیب خواستار اقدامات سیاسی مخالف هستند. سیاست بهینه نرخ بهره در دوره پس از فاجعه در صورت تعادل در این تجارت. از یک طرف ، بلایای طبیعی باعث کمبود تولید شده می شود که منجر به انحراف موقتی از مسیر رشد متعادل می شود. در همین حال ، مصرف و سرمایه گذاری خصوصی به دلیل عدم فرصت وام گرفتن در بسیاری از کشورها کاهش می یابد (Loayza et al. ، 2012 ؛ Klomp ، 2016 ؛ Fomby et al. ، 2013 ؛ Felbermayr and Groschl ، 2014). برای تحریک بهبود اقتصادی ، بانک های مرکزی باید از یک سیاست توسعه یافته پیروی کرده و نرخ بهره سیاست را کاهش دهند. با این حال ، شل شدن موضع پولی در زمانی که بازده داخلی به طور موقت کم است ، ممکن است باعث افزایش تورم شود. از طرف دیگر ، بلایای طبیعی هزینه های حاشیه ای تولید کنندگان داخلی را افزایش می دهد و فشار رو به بالا بر میزان تورم ایجاد می کند (هاینن و همکاران ، 2016 ؛ پارکر ، 2018). برای جلوگیری از افزایش نرخ تورم بیشتر ، بانک های مرکزی باید با افزایش نرخ بهره اسمی ، سیاست انقباضی تری اتخاذ کنند. با این حال ، پیروی از این خط مشی ، خروجی را حتی بیشتر کاهش می دهد. این معضل نشان می دهد که بانکهای مرکزی قادر به گسترش تولید و کاهش نرخ تورم همزمان پس از فاجعه نیستند. بنابراین ، این که آیا سیاست پولی باید در پی یک فاجعه طبیعی از بین برود یا سفت شود ، مورد بحث و گفتگو قرار می گیرد و از لحاظ نظری پیشینی مشخص نیست.

بنابراین می توان استدلال کرد که این سوال که آیا و اگر چنین است، در کدام جهت بلایای طبیعی بر سیاست پولی تاثیر می گذارد، در نهایت یک سوال تجربی است.

با کمال تعجب ، به سختی هیچ تحقیق تجربی در مورد جنبه های سیاست پولی فاجعه انجام شده است. مطالعات موجود که من از آنها آگاه هستم ، عمدتاً بر اساس کالیبراسیون مدلهای تعادل عمومی با استفاده از یک قانون ساده سیاست است که به اشتراک گذاری همان اهداف تولید و ثبات قیمت است. به عنوان مثال ، Keen و Pakko (2011) پاسخ بهینه نرخ بهره توسط فدرال رزرو پس از طوفان کاترینا را که در سال 2005 اقتصاد ایالات متحده را تحت تأثیر قرار داد ، ارزیابی می کنند. یافته های آنها از یک مدل DSGE کالیبره شده نشان می دهد که پاسخ بهینه سیاست پولی باید شامل افزایش کوتاه باشد-نرخ بهره اسمی. این سیاست انقباضی عمدتاً ناشی از تعصب ضد تورم فدرال رزرو است که نشان می دهد نرخ بهره اسمی باید در درجه اول به جای کاهش تولید ، به تورم بالاتر پاسخ دهد. علاوه بر این ، نرخ سیاست اسمی باید محکم شود تا افزایش نرخ بهره واقعی ناشی از تخریب گسترده سرمایه فیزیکی مورد نیاز در تولید و روند صعود مربوط به محصول حاشیه ای سرمایه باشد. در مقابل ، تعدادی از مطالعات بعدی نتایج متضادی را پیدا می کنند. به عنوان مثال ، وایت (1997) استدلال می کند که از آنجا که اثرات دور اول تورم پس از یک فاجعه فقط موقت ، محلی و متمرکز در بخش های خاص است ، سیاست های پولی باید رشد را بر روی تورم پایین اولویت بندی کند. علاوه بر این ، نگه داشتن گسترش سیاست های پولی همچنین نقدینگی اضافی را برای سیستم مالی مورد نیاز برای تأمین مالی تلاش های بازیابی فراهم می کند. علاوه بر این ، Isoré و Szczerbowicz (2017) یک مدل جدید کینزی را کالیبره می کنند. یافته های آنها نشان می دهد که بلایای طبیعی نه تنها باعث ایجاد شوک عرضه می شود بلکه باعث ایجاد شوک تقاضای منفی می شود. ریسک بالاتر در برابر فاجعه با افزایش میزان تخفیف کاهش تمایل عوامل برای مصرف همراه است و فشار رو به پایین بر قیمت های فاکتور واقعی ، هزینه های حاشیه ای واقعی و تورم وارد می کند. از این رو نرخ بهره سیاست بانک مرکزی باید در برابر فشارهای تورم و تحریک دوباره تقاضای کل کاهش یابد. به همین ترتیب ، نتایج شبیه سازی گزارش شده توسط Brede (2013) پیش بینی می کند که بلایای طبیعی باعث رکود اقتصادی در اقتصاد می شود زیرا خانوارها فقط فرصت های صرفه جویی و وام را محدود می کنند و بنابراین قادر به صاف کردن سرمایه گذاری و مصرف نیستند. در نتیجه ، کاهش تقاضا بنگاه ها را به کاهش قیمت ها ترغیب می کند. طبق اصل تیلور ،

نرخ بهره اسمی باید کاهش یابد زیرا خروجی و تورم زیر سطح تعادل بلند مدت آنها است. سرانجام ، Fratzscher و همکاران.(2018) دریافت که نتیجه سیاست به این که آیا یک قانون خاص سیاست توسط مقامات پولی دنبال می شود ، متکی است. با جزئیات بیشتر ، آنها می دانند که بانک های مرکزی که دارای یک هدف تورم دقیق هستند ، پس از یک فاجعه طبیعی ، نرخ بهره اسمی را در سه ماهه اول افزایش می دهند ، در حالی که بانک های مرکزی با هدف تورم ملایم تر ، نرخ سیاست را کاهش می دهند.

تاکنون مطالعاتی که از داده های نرخ بهره سابق برای کشف پاسخ بانک مرکزی پس از یک فاجعه طبیعی استفاده می کنند ، استفاده نمی کنند. سهم این مقاله پر کردن این شکاف است. برای این منظور ، من از یک تجربی شبه استفاده می کنم که در آن فرکانس زمین لرزه ها به عنوان اندازه گیری من از شوک های طبیعی که به اقتصاد ضربه می زند ، گرفته می شود. یک مدل معادله همزمان بیش از 85 کشور جهان را در طی دوره 1960-2015 برآورد می کند. انتخاب زمین لرزه ها به عنوان شاخص من برای بلایای طبیعی براساس دلایل مختلف است. اول ، این بلایای طبیعی نسبتاً برون زا اتفاق می افتد زیرا آنها نمی توانند به طور مستقیم تحت تأثیر رفتار انسان قرار بگیرند و به روند مداوم تغییرات آب و هوا مربوط نمی شوند. دوم ، اگرچه زمین لرزه ها به طور عمده در امتداد خطوط گسل بین دو صفحه تکتونیکی در زمین یا کف اقیانوس اتفاق می افتد ، اما هنوز هم پیش بینی یا پیش بینی زمان یک رویداد یا ایجاد یک سیستم هشدار اولیه مؤثر دشوار است. 2 سوم ، انجام اقدامات احتیاطی که باعث کاهش آسیب پذیری جمعیت در برابر بلایای ژئوفیزیکی غیر از اجرای کدهای سخت ساختمان یا قوانین منطقه بندی می شود ، دشوار است. چهارم ، زمین لرزه ها در مقایسه با سایر بلایای مانند سیل یا خشکسالی به طور مساوی در LDC ها و کشورهای صنعتی تقسیم می شوند. این احتمال را کاهش می دهد که نتایج تجربی من بعداً در مورد تعصب انتخاب نمونه رنج می برد. سرانجام ، در مقایسه با سایر بلایای طبیعی ، زمین لرزه ها بیشترین تأثیر اقتصادی واقعی را دارند. بر اساس ارقام خسارت تخمین زده شده توسط EM-DAT ، میزان خسارت در هر آسیب ناشی از یک زمین لرزه به طور متوسط حدود 2. 5 برابر بزرگتر از ، به عنوان مثال ، برای یک سیل بزرگ است. حتی بیشتر ، حدود نیمی از کل آسیب های جسمی گزارش شده مربوط به بلایای طبیعی به زمین لرزه ها نسبت داده می شود (EM-Dat ، 2015).

برای برآورد تأثیر تجربی زمین لرزه ها ، من یک اندازه گیری برون زا را ایجاد می کنم که مربوط به فرکانس و شدت این وقایع بر اساس اطلاعات ارائه شده توسط "بانک اطلاعاتی مهم زمین لرزه جهانی" است که توسط اداره ملی اقیانوسی و جوی (NOAA) جمع آوری شده است. در کل ، من حدود 400 زمین لرزه بزرگ را در حدود 85 کشور جهان در نظر می گیرم. به عنوان متغیر وابسته من ، من از نرخ سود سیاست پایان سال تعیین شده توسط بانک مرکزی استفاده می کنم.

مهمترین نتایج تجربی گزارش شده در این مطالعه نشان می دهد که به طور متوسط نرخ بهره سیاست در سال اول پس از زمین لرزه کاهش می یابد. این یافته حاکی از آن است که مقامات پولی بهبود اقتصادی کوتاه مدت بالاتر از ثبات قیمت پس از یک شوک طبیعی را در اولویت قرار می دهند. اگرچه ، پس از گذشت حدود دو سال ، بانک مرکزی دوباره نرخ سیاست را برای مهار فشار تورم بالا می برد. طی سه سال اثر زمین لرزه ناپدید شده و نرخ سیاست تقریباً در همان سطح قبل از حادثه است. با این حال ، معلوم می شود که جهت پاسخ نرخ بهره کوتاه مدت به تعدادی از ویژگی های سیاست پولی بستگی دارد. به عنوان مثال ، بانک های مرکزی که سیاست پولی خود را با یک هدف خاص سیاست (یعنی هدف قرار دادن تورم یا افزایش نرخ ارز) گره می زنند ، تمایل دارند نرخ بهره را در دوره پس از فاجعه برای مقابله با فشار تورمی افزایش دهند. به نوبه خود ، مقامات پولی که در تصمیمات سیاست خود آزادی زیادی دارند ، احتمالاً نرخ بهره را برای تحریک بهبود اقتصادی کاهش می دهند.

ادامه مقاله به شرح زیر تدوین شده است. در بخش بعدی ، من در مورد بنیاد نظری خود در مورد فرضیه خود بحث می کنم. در بخش سوم ، من داده ها و روش های مورد استفاده خود را شرح می دهم. در بخش چهارم ، من نتایج تخمین خود را در مورد رابطه بین زلزله و نرخ بهره تعیین شده توسط بانک مرکزی گزارش می کنم. سرانجام ، من با نتیجه گیری و بحث خود در بخش پنجم به پایان می رسم.

قطعه قطعه

بنیاد نظری

در این بخش چگونگی تأثیر فاجعه طبیعی بر نرخ بهره سیاست یک کشور تعیین شده توسط بانک مرکزی توضیح داده شده است. این رابطه به بهترین وجه می تواند با استفاده از یک چارچوب نظری ساده بر اساس یک مدل جدید کینزی برای یک اقتصاد بسته نشان داده شود. ایده اصلی این مدل این است که بانک مرکزی سعی می کند بهترین پاسخ به شوک اقتصادی را پیدا کند که هزینه های رفاهی را به حداقل می رساند. به شکل گسترده ، مدل مطابق با معادلات زیر شرح داده شده است. عملکرد از دست دادن اجتماعی: s l = y ^ 2 + θ π ^ 2 θ

داده ها

یکی از اصلی ترین چالش های ادبیات مربوط به تأثیرات کلان اقتصادی بلایای طبیعی ، استراتژی شناسایی این وقایع است زیرا آنها محصول خطر ، قرار گرفتن در معرض و آسیب پذیری هستند (Felbermayr and Gröschl ، 2014 ؛ Yonson et al. ، 2016). اکثر محققان موافق هستند که بخش بزرگی از خطر برای یک واقعه طبیعی فراتر از کنترل دولت است یا می تواند تحت تأثیر رفتار یک فرد مجرد (برونزا) باشد. در مقابل ، قسمت قرار گرفتن در معرض و آسیب پذیری یک فاجعه

نتایج پایه

در جدول 1 ، من نتایج تخمین مشخصات مختلف اقتصاد سنجی را گزارش می کنم. برای به دست آوردن خطاهای استاندارد قوی ، من از روش bootstrap با 1000 تکرار کننده استفاده می کنم و آنها را در سطح کشور خوشه می کنم. این به عنوان مثال احتمال اینکه نتایج من توسط کشورهای کوچک که دارای فرکانس فوق العاده بالایی از زمین لرزه هستند ، کاهش می یابد. در ضمن ، من ضریب متغیر زلزله را با اندازه متوسط کشور در نمونه خود عادی کرده ام تا تفسیر را انجام دهم

نتیجه

  • این مطالعه به بررسی اینکه آیا زمین لرزه ها بر نرخ بهره سیاست تعیین شده توسط بانک مرکزی تأثیر می گذارد یا خیر. برای این منظور ، یک مدل پانل برای بیش از 85 کشور بین سالهای 1960 تا 2015 استفاده می شود. از لحاظ نظری تأثیر پیشینی نیست زیرا زمین لرزه ها یک معضل سیاست پولی کلاسیک ایجاد می کنند: چگونه می توان شوک واقعی را در کوتاه مدت با هدف قرار داد. از لنگر انداختن تورم هنگامی که این دو هدف رقیب خواستار اقدامات سیاسی مخالف هستند. پاسخ بهینه نرخ بهره باید
راهنمای تجارت فارکس...
ما را در سایت راهنمای تجارت فارکس دنبال می کنید

برچسب : نویسنده : نسیم خاکسار بازدید : <-PostHit-> تاريخ : چهارشنبه 7 تير 1402 ساعت: 20:04