موفقیت کسب و کار از ایجاد ارزش برای مالکان، مشتریان و کارکنان ناشی می شود. ارزش در سرتاسر کسب و کار شما در حال ساخته شدن یا از بین رفتن است.
هدف از کسب و کار شما چیست؟برخی آن را به عنوان سودآوری، جریان نقدی، امنیت یا آزادی تعریف می کنند. هدف یک کسب و کار خدمت به ارزش های شما به عنوان مالک است. هدف آن خلق ارزش برای مالک است. این می تواند به راحتی در مدیریت روزانه شرکت از بین برود.
آنچه برای شما ارزش قائل هستید ممکن است در طول زمان تغییر کند. به عنوان مثال، هنگامی که شرکت شما به سطح مشخصی از جریان نقدی دست یافت، ممکن است زمان بیشتری یا برنامه انعطاف پذیرتری بخواهید.
بیایید ارزش آفرینی را تعریف کنیم و راه هایی را که شرکت شما می تواند ارزش بیشتری برای شما ایجاد کند را بررسی کنیم.
تعریف ارزش آفرینی
تعریف ارزش آفرینی دادن چیزی ارزشمند برای دریافت چیز دیگری است که برای شما ارزشمندتر است. این تعریف گسترده است و هزینه ها و منافع را در بر می گیرد. علاوه بر این، همانطور که بعداً توضیح خواهم داد، برای مالکان، مشتریان و کارمندان اعمال می شود.
آیا این فقط سودآوری نیست؟ممکن است برای سهامداران مشاغل بزرگ باشد، اما برای مشاغل کوچک کمتر صادق است. سهامدار یک تجارت بزرگ ممکن است فقط به سود اهمیت دهد. این جزء سبد سرمایه گذاری آنهاست و تنها نقش آن افزایش ثروت آنهاست.
برخی از سرمایه گذاران فراتر از آن رفته اند تا بر سرمایه گذاری تأثیر بگذارند و بیش از درآمد حاصل از سرمایه گذاری خود می خواهند. این امر منجر به افزایش محبوبیت شرکت های B شده است. تاثیر سرمایه گذاری و شرکت های B بازده مالی را با تولید منفعت عمومی متعادل می کند. آنها هم توسط ماموریت و هم سود هدایت می شوند.
ایجاد ارزش باید برای کسب و کارهای کوچک بسیار گسترده تعریف شود زیرا صاحبان آنها ارزش را به طرق مختلف تعریف می کنند. کسب و کارهای کوچک حتی تعاریف غیر مالی بیشتری از موفقیت دارند. شما این آزادی را دارید که ارزش آفرینی شرکت خود را برای ارزش های خاص خود تعریف کنید.

عکس توسط LinkedIn Sales Navigator از Pexels
این ممکن است این باشد که چگونه می توانید ارزش های خود را حفظ کنید یا به اهدافی دست یابید که نمی توانید به تنهایی انجام دهید. ممکن است زمان یا آزادی بخواهید. ممکن است موقعیت یا موقعیت شما در جامعه باشد. مالکان اغلب ارادت عمیقی به کارمندان دارند و حاضرند برای آنها حتی اگر به معنای کاهش سود باشد، تأمین کنند.
شفاف سازی ارزش های خود کار می خواهد. من به جزئیات نحوه انجام این کار در مقاله وبلاگ خود می پردازم که چگونه اهداف تجاری شما را از حواس پرتی به سمت جهت می برند. در آن مقاله، تمرین هایی را ارائه می دهم:
- آرزوهای زندگی خود را شناسایی کنید
- هدف اصلی کسب و کار خود را توسعه دهید
- اهدافی را ایجاد کنید که شرکت شما را برای دستیابی به این هدف اصلی متمرکز کند.
شما می توانید "ارزش" را از بسیاری جهات تعریف کنید. من یک برگه کوتاه با سه تمرین ایجاد کرده ام تا ارزشهای شما را روشن کنم و هدف شرکت شما را تعیین کنم. آنچه را که می خواهید باشید ، انجام دهید ، یا در زندگی خود داشته باشید و چگونه شرکت شما می تواند از آن پشتیبانی کند. کاربرگ رایگان را از اینجا بارگیری کنید.
ایجاد ارزش برای مشتریان
وقتی ارزش می دهید ارزش دریافت می کنید. تجارت شما تنها در صورتی موفق می شود که هم برای مشتریان و هم برای کارمندان ارزش زیادی داشته باشید. به این روش فکر کنید:

مشاغل هنگامی شکست می خورند که نتوانند ارزش صاحبان و مشتریان را تولید کنند. بعداً در این مقاله توضیح خواهم داد که چگونه می توان برای کارمندان ارزش ایجاد کرد.
در One Extreme ، شما می توانید محصولی را با ارزش بالایی برای شما ایجاد کنید اما مشتریان نیازی به آن نمی بینند. شما فروش نمی کنید ، این بدان معنی است که شما ارزش زیادی برای شما ایجاد نمی کنید.
به عنوان مثال ، یک صاحب مشاغل می تواند یک ابزار پیشرفته با قیمت بالا ایجاد کند. اگر مشتریان مایل به پرداخت قیمت نباشند یا نیازی به دستگاه نداشته باشند ، این یک شکست تجاری است. این صاحبان به مشتریان خود خدمت نمی کنند و سود کسب نمی کنند. آنها ارزش ایجاد نکرده اند.
Extreme دیگر ارزش را برای مشتریان فراهم می کند اما برای صاحبان هیچ ارزشی ندارد. صاحبان این کار را هنگامی که خدمات یا محصولات خود را با قیمت های نزدیک یا پایین تر از هزینه های خود ارائه می دهند ، انجام می دهند. این شرکت بسیار مشغول ایجاد سود کمی یا جریان نقدی است. این مالک برای توجیه این امر باید منبع ارزش دیگری پیدا کند. این ممکن است قابل استفاده باشد اگر بخشی از یک استراتژی قیمت گذاری بزرگتر باشد که بعداً سود را ارائه می دهد. من در مورد این در مقاله استراتژی های قیمت گذاری خود صحبت می کنم.
بارها از من خواسته شده است که یک محصول یا استراتژی قیمت گذاری را تجزیه و تحلیل کنم که می دانند در بین مشتریان بسیار محبوب خواهد بود. این محصولات اغلب سود شرکت را ویران می کنند. تجزیه و تحلیل مالی بسیاری از "ایده های عالی" را فاجعه درآمدی به اثبات رسانده است.
وقتی ارزش می دهید ارزش دریافت می کنید
گرفتار شدن در هیجان یک ایده بالقوه عالی است. وقت بگذارید تا آن را به چالش بکشید و تجزیه و تحلیل مالی را روی آن انجام دهید. من در مورد نحوه انجام تحلیل مالی در این مقاله صحبت می کنم.
خرد فروش مشترک فروش مزایا است و نه ویژگی ها. مردم بیشتر به چگونگی بهتر شدن زندگی آنها اهمیت می دهند. این ویژگی ها فقط اثبات این است که محصول یا خدمات شما می تواند مزایا را ارائه دهد.
کارمین گالو ، نویسنده Talk Like Ted ، این را به عنوان "فروش رویاها ، نه محصولات" خلاصه می کند.
کاتلین اسمیت در مقاله ای با عنوان "دلایل پنهان چرا مشتریان محصولات شما را خریداری می کند" ، گفت: "مردم خریدهایی را انجام می دهند که متناسب با چه کسانی هستند یا آرزو می کنند که باشند (یا هر دو). مشتریان شما چه کسانی هستند؟آنها می خواهند چه کسی باشند؟این را تعیین کنید. همیشه آن را در ذهن داشته باشید. "
در برگه رویاهای مشتری رایگان من ، می توانید رویاهای مشتریان و نحوه تحقق آنها را مشخص کنید. سپس می توانید به وضوح ارزشی را که به مشتریان ارائه می دهید ارتباط برقرار کنید. برای کسب اطلاعات بیشتر در مورد صفحه کار اینجا را کلیک کنید.
ارزش بیشتری برای شما ، مشتریان و کارمندان خود ایجاد کنید
با برنامه ایجاد ارزش من
جایی که ایجاد ارزش رخ می دهد
شما می توانید در کل شرکت خود ارزش ایجاد کنید. این فقط وقتی محصول خود را می فروشید اتفاق نمی افتد. این با نحوه ساختار شرکت خود شروع می شود. ایجاد ارزش با نحوه ساخت محصول خود یا ارائه خدمات خود ادامه می یابد. با فروش کامل شده است.
ایجاد ارزش از نحوه ایجاد تجارت خود
متعهد به بهترین چیزها
بسیاری از صاحبان چیزهای خوب زیادی را می خواهند زیرا آنها به بهترین چیزها متعهد نیستند. شما نمی توانید همه آن را داشته باشید. یک گفته قدیمی این است که "شخصی که دو خرگوش را تعقیب می کند ، هیچ یک از آنها را نمی گیرد."آیا بهتر نیست بیشترین میزان آنچه را که بیشتر می خواهید بدست آورید؟
من قبلاً در این مقاله در مورد روشن شدن آرزوهای شخصی شما و هدف (یا هدف) شرکت شما صحبت کردم. این لاستیک وقتی با هزینه ای به آن متعهد می شوید ، جاده آن هدف را برآورده می کند. گفتن بله به همه چیز به معنای گفتن نه به مقادیر زیادی از آنچه برای شما بیشترین ارزش را دارند. شما باید مرتکب شوید و مایل به تجارت باشید.
وضوح هدف سادگی ظریف را ایجاد می کند. همانطور که گفته می شود ، "وقتی دید شما مشخص است ، تصمیمات آسان است."شما وقت ، انرژی یا پول خود را هدر نمی دهید. شرکت شما بر تأمین همپوشانی سودآور آنچه برای شما ارزش قائل است و آنچه مشتری شما ارزش دارد ، تمرکز دارد.
تیم حامی شما

عکس توسط فاکسل از pexels
شما به تنهایی به اهداف خود نمی رسید. شما به حمایت مربیان ، پیمانکاران و کارمندان نیاز دارید. همه به جز کوچکترین شرکت ها به حمایت از کارمندان خود متکی هستند.
ما فقط نمی توانیم برای موفقیت به مشتریان خود ارزش ارائه دهیم. ما همچنین باید برای کارمندان خود ارزش ارائه دهیم.
آیا این ارزش فقط داشتن شغل و دریافت چک خوب است؟این کافی است که بدن آنها را برای حضور در کار نشان دهد اما قلب و ذهن آنها نیست. آنها حداقل به آنها حداقل می دهند.
کارمندان مؤثر می خواهند هدف ، و نه فقط چک های چک. شما می خواهید کارمندانی که از نظر داخلی انگیزه دارند برای ارائه ارزش برای مشتریان خود باشند. این حس هدف و موفقیت آنها را انرژی می بخشد.
کارمندان مؤثر هدف را می خواهند ، نه فقط چک های چک
پول یک انگیزه ضعیف است. در تحقیقات انجام شده توسط سیلویا هیویت ، او دریافت که هم بومرها و هم ژنرال Y انگیزه هایی مانند "یک تیم عالی" و "توانایی بازگشت به جامعه از طریق کار" پیدا کردند تا از پول مهمتر باشند.
یک تمرین عالی برای درک ارزش کارکنان ، یک تمرین متوقف کننده شروع کار است.
ایجاد ارزش از خرید یا ساخت دارایی

عکس توسط ایگور استارکوف از Pexels
شما اغلب قبل از فروش ، بخش عمده ای از سود خود را ایجاد می کنید. در املاک و مستغلات یک جمله وجود دارد که سود هنگام خرید - فروش نکردن - یک ملک حاصل می شود. این بدان معناست که با یافتن املاک کم ارزش فرصت بیشتری برای سود وجود دارد تا توانایی فروش در حق بیمه.
بسیاری از بانکداران ، به ویژه وام دهندگان ، فکر می کنند وام بیشترین سود را برای بانک ها فراهم می کند. بانک ها بیشتر درآمد خود را از وام دریافت می کنند. با این حال ، قیمت سهام بانکی به دلیل قدرت سپرده های آن بانک بیش از وام های آن هدایت می شود. ارزش بازار بیش از وام سپرده می کند.
وقتی پول نقد را می بینید ، می توان ارزش پیوند را به آن آسان کرد. به راحتی می توان فعالیتهایی را که درآمد ایجاد می کنند ، به عنوان ایجاد بخش عمده ای از ارزش ایجاد کنید. در مثال بانکی فوق ، سود وام درآمد به بانک است و سود سپرده پرداخت شده به سپرده گذاران هزینه ای است. چگونه می تواند چیزی که باعث هزینه ها می شود ارزشمندتر از آنچه درآمد ایجاد می کند؟
نکته اصلی این است که از تجارت خود به عنوان یک سیستم پیچیده از فرآیندهای ایجاد ارزش فکر کنید.
یکی از راه های فکر کردن در مورد آن این است که با تصور اینکه هر فرآیند شرکت خاص خود باشد ، کل سیستم را به قطعات تقسیم کنید. کدام فرآیندها پایدار و سودآورتر هستند؟فرصت ها کجا هستند؟چند روش برای تخمین این وجود دارد:
- سود را به عنوان هزینه هر فرآیند در مقایسه با افزایش ارزش محصول از آن فرآیند تخمین بزنید.
- هزینه یک فرآیند یا محصول خود را با میانگین صنعت مقایسه کنید. راندمان بیشتر سود بیشتری ایجاد می کند.
به عنوان مثال ، بانک ها می توانند در هر چیزی سرمایه گذاری کنند و هنوز هم هنگام یافتن سپرده های ارزان قیمت سود کسب می کنند. هنگامی که آنها سپرده های گران قیمت دارند ، تنها راه سودآوری ، یافتن بازده بالاتر است. این ممکن است باعث شود وام های خطرناک با بازده بالاتر ، که خطرناک است ، ایجاد کنند.
وقتی فقط به فروش می پردازید ، می توانید در جایی که ارزش خود را ایجاد می کنید ، از دست بدهید. شما می توانید با هزینه های پایین تر و درآمد بالاتر سود ایجاد کنید.
ایجاد ارزش از فروش و بازاریابی

فروش ارتباطات به مشتریان ارزش ارتباط برقرار می کند ، بنابراین آنها آن را تشخیص می دهند و مایل به پرداخت هزینه آن هستند. سود حاصل از ایجاد ارزش در تولید یا ارائه خدمات و ارتباط ارزش از طریق فرآیند فروش شما است.
یک روند فروش خوب می تواند دو کار را انجام دهد:
- ارتباطات: برخی از محصولات گفته می شود که "خودشان را می فروشند". در این موارد ، دلارهای فروش خود را روی به دست آوردن این کلمه به طور گسترده و به وضوح با قیمت پایین متمرکز کنید. مشتریان باید ارزشی را که می توانید به آنها ارائه دهید تا آنچه را که ارزشش را دارد بپردازید.
- ایجاد: شما با بهبود آنچه مردم درباره شما و محصول خود اعتقاد دارند ، در فرآیند فروش خود ارزش ایجاد می کنید. این محصول هنوز یکسان است ، اما فروش افزایش می یابد زیرا مشتریان شما ارزش بالاتری را درک می کنند.
عملکرد فروش می تواند بزرگترین فرصت از دست رفته شما باشد. شما می توانید در محصول یا خدمات ارزش زیادی ایجاد کنید اما در بازاریابی کم ارزش است. هرگز قدرت ساختن یک برند را تحت تأثیر قرار ندهید. برای ایجاد اعتماد و دانش لازم برای خرید ، کار را انجام دهید.
اشتباه مخالف این است که دلار را در یک فرآیند فروش هدر دهید که ارزش کمی دارد. این معمولاً زمانی اتفاق می افتد که صاحبان درآمد فروش را می بینند اما نمی دانند چه چیزی آن را هدایت می کند. آنها آموخته اند که مشتریانشان واقعاً ارزش قائل هستند. با رانندگی کورکورانه ، آنها همچنان به جمع آوری پول در کارکنان فروش و بازاریابی ادامه می دهند تا فروش ادامه یابد.
"نیمی از پولی که برای تبلیغات خرج می کنم هدر می رود. مشکل این است که من نمی دانم کدام نیمی "
جان وناماکر
جان واناماکر ، صاحب موفق مشاغل از سالها پیش ، با گفتن "نیمی از پولی که برای تبلیغات خرج می کنم هدر می رود. مشکل این است که من نمی دانم کدام نصف ". تو هم همین احساس را داری؟
کارکنان فروش معمولاً بسیار جبران می شوند. این بدان معناست که برای توجیه هزینه باید در مرحله فروش یک ارزش بزرگ ایجاد شود. در غیر این صورت ، شما در روند فروش خود ارزش (از دست دادن پول) را از بین می برید. در اینجا روش هایی برای تعیین اینکه آیا شما از طریق فرآیند فروش و بازاریابی خود ارزش ایجاد می کنید:
- سود بالاتر: آیا سود کارکنان فروش خوب شما بالاتر از فروشندگان ضعیف تر شما هستند؟اطمینان حاصل کنید که سود را اندازه گیری می کنید و فروش آن نیست. برخی از فروشندگان در متقاعد کردن شرکت خود به فروش با قیمت پایین تر از متقاعد کردن مشتریان برای خرید با قیمت های استاندارد بهتر هستند. فروشندگان که می توانند سود بیشتری کسب کنند ، برای شرکت شما ارزش ایجاد می کنند.
- فروش را تکرار کنید: فروشندگان یا کانال های بازاریابی را که منجر به تکرار فروش می شوند ، شناسایی کنید. آنها فقط فروش نکرده اند. آنها مشتریان وفادار ایجاد کرده اند.
- آزمایش A/B: شما می توانید آزمایش کنید تا ببینید چه چیزی سود را افزایش می دهد. آزمایش A/B فرایند مقایسه نتایج دو استراتژی مختلف فروش یا بازاریابی است. می توانید از این مقاله در LinkedIn اطلاعات بیشتری کسب کنید.
پرداخت تشویقی برای کارکنان فروش و مدیران محبوب است. این مشوق ها در حال افزایش بهره وری هستند که برای ارتقاء آنها بوده است.
دانیل پینک ، در کتاب روشنگری خود ، اظهار داشت که "پاداش های پولی می تواند باعث افزایش کوتاه مدت [به علاقه و بهره وری] شود ... اما این اثر غیرقانونی و بدتر است ، می تواند انگیزه بلند مدت فرد را کاهش دهد."
دانشکده اقتصاد لندن تجزیه و تحلیل 51 مطالعه از مشوق های مالی را انجام داد. در اینجا چند نقل قول از نتیجه گیری آنها آورده شده است:
- "دستمزد مربوط به عملکرد اغلب مردم را ترغیب نمی کند که سخت تر کار کنند و گاهی اوقات اثر متضاد دارند"
- وی گفت: "ما می دانیم که مشوق های مالی ممکن است در واقع انگیزه ذاتی را کاهش داده و دلایل اخلاقی یا دیگری را برای رعایت هنجارهای اجتماعی در محل کار مانند انصاف کاهش می دهد. در نتیجه ، ارائه مشوق ها می تواند منجر به تأثیر منفی بر عملکرد کلی شود. "
- "شرکت ها باید بدانند که تهیه دستمزد مربوط به عملکرد می تواند منجر به کاهش خالص انگیزه در یک تیم یا سازمان شود."
فرآیند فروش و بازاریابی زمانی است که مشتری شما برای اولین بار ارزش شما را می آموزد که می توانید به آنها ارائه دهید. شما ممکن است با نحوه سرمایه گذاری در این زمینه ، ارزش صاحبان را ایجاد یا از بین ببرید.
به دنبال ارزش
من CFO یک بانک بودم و از یک کارگزار اوراق قرضه تماس می گرفتم. وقتی می پرسم اوضاع چگونه پیش می رود ، او اغلب پاسخ می داد ، "من فقط به دنبال ارزش هستم."ما می توانیم برای خودمان به عنوان صاحبان مشاغل همین حرف را بزنیم.
ما دائماً به دنبال راه هایی برای ارائه ارزش برای مشتریان و کارمندان هستیم. هنگامی که ما برای کارمندان و مشتریان خود ارزش ایجاد می کنیم ، آنها به عنوان صاحبان ارزش ما را ارائه می دهند. هدف یک شرکت ایجاد ارزش برای صاحبان است.
برنامه Creation Value برنامه جامع من برای شناسایی آنچه شما بیشترین ارزش را دارید و چگونگی ارائه بیشترین ارزش به مشتریان و کارمندان خود است. این شامل ده ها بارگیری به عنوان بخشی از ابزار مالی و استراتژی من (سریع) است. اگر آماده هستید تا تأثیر واقعی با تجارت خود داشته باشید ، آن را بررسی کنید.
من در تلاش خود برای ایجاد ارزش برای شما آرزو می کنم.
برای اطلاعات بیشتر ، به صفحه موضوعات برنامه ریزی استراتژیک برای ابزارها ، مقالات و خدمات رایگان مراجعه کنید.
راهنمای تجارت فارکس...
ما را در سایت راهنمای تجارت فارکس دنبال می کنید
برچسب :
نویسنده : نسیم خاکسار
بازدید : <-PostHit->
تاريخ : چهارشنبه
7 تير
1402 ساعت: 17:45